هنر به مثابه ایده/ قسمت سوم
نقد هنر / علیرضا نوروزی طلب
نطفه کانسپچوال آرت در ایده دادائیست‌ها در 1916 بسته شد. منهدم کردن هر نوع اصول و ارزش و انضباطی که عالم هنر به خود دیده است، اصلی بود که دادئیسم مبتنی بر آن شکل گرفت. یک ایده می‌تواند سرنوشت تاریخ هنر را تغییر دهد.
هنر به مثابه ایده / قسمت دوم
نقد هنر / علیرضا نوروزی طلب
مدرنسیم در دهه 1960 به بن‌بست رسید و دورانش به سرآمد. یکی از ویژگی‌های هنر امروز آن است که هیچ گرایش مسلط و همه‌گیری وجود ندارد. هنر مدرن بازتولید تجربیات هنرمندان گذشته است که در فردیت هنرمند مدرن متجلی می‌شود.
هنر به مثابه ایده / قسمت اول
نقد هنر / علیرضا نوروزی طلب
هر فهم و درکی از هنر و زیبایی و اثر هنری به اقتضای ظرفیت ادراکی ذهن تحقق می‌یابد.
جایگاه هنر اسلامی در جامعه نوین/ قسمت نهم
نقد هنر/ نوروزی طلب
يده ي هنريِ امروز،‌ در مناسبات اقتصادي و شيء وارگي وكالاگونگي اثر هنري شكل مي گيرد و هنرمند با غيبت از عوالم قدسي و معنوي، مسئولِ مرگِ هنراست.
ماده و معنا
فلسفه هنر
بی‌آنکه بدانیم تکنولوژی و فرآورده‌های آن چیست و چگونه می‌تواند زندگی ما را در مسیری هدفمند از خود بهره‌مند سازد، نمی‌توان با نسبت‌دادن ارزش‌های ذاتی به آن تکلیف مصرف‌کنندگان را روشن کرد. بلکه باید فرزند زمان خود باشیم و داوری خود از تکنولوژی و دستاوردهای آن را بر حسب نفع و ضرری که به حال جامعه خواهد داشت ملاک عمل قرار دهیم
نقد هنر
دیدگاه زیبایی‌شناسانة مولانا متکی به هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی اوست. انسان به سبب موقعیت ویژة خود در عالم آفرینش شناسندة خود و عالم است. خودشناسی در آینة اعیان و اذهان صورت می‌گیرد و شرط ضروری آن تصفیه و تزکیة باطن است.
عليرضا نوروزي طلب/ نقد هنر
مدرنيته همچون زالو از همه ي فرهنگ ها تغذيه و درنهايت آن ها را مضمحل و نابود مي كند و بازيركي در زير نقابي تحت نام«پست مدرنيته» (كه ادامه ي مدرنيته است) پنهان مي شود.
عليرضا نوروزي طلب/ نقد هنر
تقابل سنت و مدرنيته يك تقابل بنيادين و ذاتي است وغير قابل جمع و سازش! هنر سنتي و هنر مدرن يكي از صورت هاي محسوس اين تقابل اند. در نتيجه،‌ هنر اسلامي و سنتي و قدسي و معنوي فاقد هرگونه كارايي عملي(كاربردي) ونظري (زيبايي شناسانه) در جامعه و دنياي نوين است.
عليرضا نوروزي طلب/ گروه پژوهشی علوم و تاریخ هنر
هنر سنتي روش تجلي هنر قدس است و به بياني، هنر سنتي صورت هنر قدسي است. هنر اسلامي با بهره گيري از روش هاي سنتي در هنر به معني عام و جهان شمول، تجسم صورت هنر قدسي است.
عليرضا نوروزي طلب/گروه پژوهشی علوم و تاریخ هنر
بورکهارت : چون وجود يكي است،‌ هرآن چه هست بايد به نحوي سرچشمة ازلي خود را جلوه‌گر سازد. [درهنر اسلامي] "تنزيه" بر "تشبيه" ترجيح دارد.
عليرضا نوروزي طلب/گروه پژوهشی علوم و تاریخ هنر
سلب ايجاب، كثرت در وحدت و وحدت در كثرت از نمودهاي تقابل روح وماده در هنر دوران اسلامي است. لازم به يادآوري است به هنرهايي كه دوران اسلامي به شكوفايي و بلوغ رسيدند،لفظ هنراسلامي اطلاق مي شود. بوركهارت به نوعي اين نكته را درمورد اشاره قرار داده، نوشته است:
گروه پژوهشی علوم و تاریخ هنر
هنر نمي تواند فقط تقليد از طبيعت باشد، بايد حتماً روح در آن منعكس گردد. اسلام سنت خاصي را به ارمغان آورد كه شيوه هاي آفرينش هنري را دگرگون كرد و به آن هويتي منسجم و مركزيتي قدسي بخشيد. مبدأ اين هنر ذات اقدس الهي است و سنتهاي هنري اقوام گوناگون براين اساس انسجام يافته اند.
نقد هنر
هنر اسلامي اصول نگارش مقدس را در بطن خود دارد. هنر، هنرمند و اثر هنري ماهيت خويش را از فيض خداوندي دريافت مي كنند. معيار هاي ذهني و يا اختياري، موجب اضمحلال هنر و ظهور پديده اي «هنر ناميده» شده است كه آن را هنر مدرن و هنر جديد هم ناميده اند. سنت همواره مقدس است، زيرا انسان هم مانند همة موجودات بر اساس سنت الهي آفريده شده است. شناخت ماهيت سنت و مدرنيته، منزلت هنر اسلامي را بيشتر آشكار مي كند.
نقد هنر
مفهوم هنر اسلامي با سنت و تفكر سنتي و نگرش ديني و معنوي الهي نسبت به جهان پيوندي نا گسستني دارد. اساسي ترين ويژگي در تعريف هنر اسلامي احديت و وحدانيت است. هر اثر هنري كه زيباي الهي در آن متجلي شود، قابليت آن را دارد كه در حوزه ي هنر اسلامي قرار گيرد.
جايگاه هنر اسلامي در جامعة نوين
هنر يكي از متعالي ترين پديده هاي فرهنگ و تمدن بشري است. هر نوع فهمي كه موضوع آن هنر است، با نحوة نگرش و عوالم انساني است كه متعيّن مي شود. اشتراك لفظ هنر بر دو هويّت كاملاً متقابل (سنّت و مدرنيته) بيانگر دو عالم متفاوت است كه ماهين متخالفِ محصولاتِ اين دو عالم را تحتِ عنواني واحد به نام «هنر» نام گذاري مي كند. پرسش از ماهيت هنر نشان مي دهد كه پرسش گر از اين عالم غايب است. پرسش از چيستي هنر، پرسشِ دورانِ جديد و عالمِ جديدي است كه انسان عصر حاضر، معمار آن است.
عليرضا نوروزي طلب/گروه پژوهشی علوم و تاریخ هنر
در تفسير، اصالت يا با مفسر است يا با متن يا تعاملي از هر دو. با بررسي مباني تفسيري مفسر و نتايج حاصل از آن و در مطابقت تفسير با متن، مي توان نسبت به درست يا غلط بودن تفسير حدس زد. هدف تفسير آثار هنري دريافت معناي متن هنري است. ظهور انسان در جهان، مبداء تفسير هائي از هستي است. فقط با نابودي همه انسان ها است كه مسئله هرمنوتيك نيز نابود مي شود. زيرا انسان حيوان مفسّر است و تفسيرگري براي او امري ذاتي است.
عليرضا نوروزي طلب/گروه پژوهشی علوم و تاریخ هنر
هرمنوتيك داراي دو گرايش است: 1- هرمنوتيك كلاسيك يا سنتي و مؤلف محور. 2- هرمنوتيك فلسفي (مفسّر محور). تفسير هنرمند از هستي در قالب اثر هنري تحقق يافته است. مفسري بايد بتواند با تصوري نسبتاً دقيق از همان شرايط كه متن در آن شكل گرفته به تفسير بپردازد.