كدخبر: ۱۷۲۰
تاريخ انتشار: ۳۰ خرداد ۱۳۹۲ - ۰۲:۳۷
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
روزنامه سفر هند
گزارش روز چهارم سفر
پس از دو روز بازدید در بافت دهلی قدیم که شامل بازار، معابد، قلعه و ... بود، ‌در روز سوم سفر از شهر شاندیگار بازدید کردیم. شهری که به عنوان یک اثر معماری کامل از لوکوربوزیه می‌آید. درمقایسة‌این دو شهر می‌توان به تفاوت بارز این دو در همان نگاه نخست پی برد. این تفاوت به خصوص در کالبد، جنس فضاها و ساماندهی شهری به راحتی مشهود است، تفاوتی کهبه گونه‌ای برخاسته از «سنتی» و «مدرن» بودن این دو شهر ناشی می‌شود.
صبح روز چهارم با بازدید از معابد دیگری آغاز گردید که یکی از آن ها معبد آکشاردام بود. این معبد که در قسمت دهلی نو واقع شده نشان گر ده هزار سال از فرهنگ هند می باشد. این معبد که آمیخته ای از تکنولوژی و معماری نمادگرا می باشد توسط بیش از 11 هزار کارگر و معمار هندی ساخته شده و امروزه یکی از جاذبه های توریستی کشور هند به شمار می رود. ساخت این بنا در سال 2005 میلادی پایان پذیرفت. با گشتن در سایت این معبد، از باغ های آن نیز بازدید گردید که به عنوان مثال می توان به دو باغی که یکی از آن ها به شکل گل لوتوس بود و دیگری رواج تاریخ تمدن هند از طریق مجسمه های شخصیت های تأثیرگذار بود اشاره کرد.


در ادامه سفر، راهی آرامگاه همایون شدیم. این بنای متعلق به قرن 16 میلادی، اولین باغ ایرانی ساخته شده در شبه قاره هند است که آرامگاه همایون، دومین پادشاه گورکانی هند می باشد. همایون که در مدت اقامت در ایران شیفته فرهنگ و هنر ایرانی شده بود در بازگشت به هند گروهی از هنرمندان ایرانی را با خود به همراه برد. بنا براین، شگفت انگیز نیست که این مقبره و بناهایی که بعدها در هندوستان ساخته شد از الگوهای ابرانی و میراث معماری هند و ایران بهره گرفته باشد.


این بنا که یکی از ایرانی ترین بناهای هند است، دارای کاشی کاری مختلف و ترکیب پیچیده ی شاه نشین های غوصی شکل و گنبدهای باریک است. این مقبره عظیم با سنگ های سرخ تزئین شده و باغ آن کاملا شبیه چارباغ است. پس از تشکیل جلسه ای روی صفه عظیم مقبره و شنیدن صحبت های دکتر منصوری و دکتر سلطانی درباره بنا، نظرات بچه ها پیرامون تأثیرات باغ ایرانی در شبه قاره هند و خصوصا این بنا مطرح شد.
پس از این، با قدم زدن در بافت شهر دهلی به سمت درگاه نظام الدین در نزدیکی مقبره همایون حرکت کردیم. نظام الدین از عرفای مدفون در این مکان است که امیرخسرو دهلوی از شاگردان وی می باشد. با دیدن بخشی از مراسم قوالی که در این مکان در حال اجرا بود، چهارمین روز از سفر هند را به پایان رساندیم.
 

گزارش از آرزو شیردست

دریافت 1: دهلی قدیم‌‌ـ شاندیگار
پس از دو روز بازدید در بافت دهلی قدیم که شامل بازار، معابد، قلعه و ... بود، ‌در روز سوم سفر از شهر شاندیگار بازدید کردیم. شهری که به عنوان یک اثر معماری کامل از لوکوربوزیه می‌آید. درمقایسة‌این دو شهر می‌توان به تفاوت بارز این دو در همان نگاه نخست پی برد. این تفاوت به خصوص در کالبد، جنس فضاها و ساماندهی شهری به راحتی مشهود است، تفاوتی کهبه گونه‌ای برخاسته از «سنتی» و «مدرن» بودن این دو شهر ناشی می‌شود. در دهلی (بهخصوص قسمت قدیمی) ما با شهری سنتی مواجه هستیم که کاملاً بر مبنای اصول و فعالیت‌هایآیینی و سنتی شکل گرفته و در مقابل شاندیگار نمادی است از ظهور معماری مدرنیستی لوکوربوزیه که بدون توجه به زمینه بستر شهر شکل گرفته است.
در دهلی قدیم، همان نظم پیچیده که برآمده از پیچیدگی زندگی و نوع فعالیت‌های یک جامعه سنتی در لایه‌های گوناگون آن است،‌دیده می‌شود. این نظم که در نگاه اول و از دید یک فرد ساکن در شهرمدرنیستی، بی‌نظمی و آشفتگی نام می‌گیرد؛ در بطن خود پاسخگوی نیازهای جامعه شهریاست. در مقابل شاندیگار شهری است بنا نهاده شده توسط یک معمار تئوری‌پردازمدرنیستی که بر اساس تفکراتش قائل به تأثیر زمینه و بستر طراحی در معماری نبودهاست! بدین ترتیب معماری در تمام نقاط بر اساس تعاریف ثابت شکل می‌گیرد که جزعملکرد، چیزی در حل مسئله طراحی معماری نمی‌بیند. عدم توجه به زمینه سبب ایجادهمان نظمی می‌شود که با جامعه شهری گذشته هند بیگانه است.
بدین ترتیب می‌توان این دو رادو سر طیفی دانست که در یک طرف شهری کاملاً بر مبنای رفتارهای سنتی شهری و در طرف دیگر، شهری کاملاً بر مبنای اصول مدرنیستی معماری معاصر شکل می‌گیرد و امروزه بایددقت داشت که در کدام یک پایداری و تناسب بیشتری دیده می‌شود. پایداری زندگی ورفتارهای شهری همچنان در دهلی قدیم دیده می‌شود یا در شاندیگار؟
دریافت از : آرمان مینیاتور سجادی

دریافت 2: شهر شاندیگار
شاندیگار یا چندیگر، شهر مدرن شطرنجی است که به دستور "نهرو" به دلیل بحران اجتماعی که پس از جدایی پاکستان از هند به وجود آمده بود، ساخته شد. شاندیگار، شهر رویاهای لوکوربوزیه به آرامی چون موم در دستان معمار آن شکل گرفت. در ساختمان دادگاه عالی، خط و خطوط خاص "لوکوربوزیه" در آب رو، بازشوها، رنگ ستونها و دیوارها دیده می شود. قسمت پشتی ساختمان رنگ های تند آبی و قرمز و زرد و مکعب های خطوط بتنی، همچون امضای لوکوربوزیه باعث شده این بنا حرف اول معماری امروز شهر را بزند.
دریافت از : عاطفه سریری

دریافت 3: باغ مقبره همابون، اولین نمونه ساخته شده بر اساس الگوی باغ ایرانی در شبه قاره هند و یا صرفا یک برداشت در جهت خلق یک اثر بدیع
باغ مقبره همایون ساختمانی عظیم و با شکوه قرار گرفته بر روی صفحه ای بسیار وسیع به گونه ای متقارن در میان باغ با محورهای عمود بر هم. مستندات موجود این باغ را جزو اولین باغ های هندی دانسته اند که بر مبنای الگوی باغ سازی ایرانی در شبه قاره هند ساخته شده است. پلان مجموعه به صورت چهار باغ، متشکل از محورهای اصلی عمود بر هم است که اطراف آن پوشش گیاهی قرار داده شده است. می توان گفت پلان باغ بسیار شبیه نمونه های ایرانی است. اما ضمن مشاهده باغ و گذر از میان محورهای آن، تقریبا اثری از باغ ایرانی یافت نمی شود. یعنی بر خلاف پلان، در فضا-سه بعدی- اثری از شباهت با باغ ایرانی یافت نمی شود.


به نظر می رسد آنچه که باغ ایرانی را باغ ایرانی کرده است، یعنی پرسپکتیو یک نقطه ای از محور اصلی به عمارت داخل مجموعه، به دلیل عدم رعایت پوشش گیاهی بلند و محصور، نظیر سرو و کاج، عدم رعایت مقیاس و تناسبات باغ ایرانی –نسبت میان عرض، ارتفاع و طول محور اصلی- و در نهایت عدم تناسب میان کوشک با باغ از میان رفته است. در نهایت می توان این باغ مقبره را به عنوان برداشتی نوآورانه از باغ ایرانی دانست که دیگر باغ ایرانی نیست.
دریافت از : پروانه غضنفری

دریافت 4: هند، کشور وارونه
پس از دیدن خیابان هایی که عبور از آن ها جهت عکس دارد، رانندگانی که سمت راست خودرو فرمان به دست دارند، تابلوهای لطفا بوق بزنید، یکی دیگر از چیزهایی که متفاوت و تقریبا برعکس کشور خودمان دیده شد، حجاب مردان هندی بود. در گرمای هوا و رطوبت نسبتا بالای اقلیم هندوستان، مردانی را می بینیم که با کلاه یا دستمالی که مانند بقیه پوشاکشان رنگی شاد و جذاب دارد موی سر خود را پوشانده اند. در وحله اول، دلیل آن پاسخی به آب و هوا و شرایط اقلیمی هند به نظر رسید.
 

 
عکس از زهرا عسکرزاده

در بازدید از یک معبد با آیین سیک ها در دهلی، جلو معبد از پسران گروه خواسته شد تا موی سر خود را بپوشانند. تمام مردانی که در معبد بودند موی سر خود را پوشانده بودند. در آیین سیک ها، که ترکیبی از دین اسلام و آیین هندو است، مردان باید موی سر خود را بپوشانند. در حالی که چنین قانونی برای زنان آنها وجود ندارد. شاید آیین سیک ها، از طرف یک زن پایه گذاری شده باشد... عکس العملی به چندین هزار سال پوشش زنان!
دریافت از : زهره شیرازی

دریافت 5: طبیعت در شهر یا شهر درطبیعت؟
تفاوت اقلیم و طبیعت هند وایران بر همگان آشکار است. ایران با گرم‌ترین و پست‌ترین نقاط کویری دنیا و هند بهجنگل‌های انبوه حاره‌ای شهره است. در نگاه اول این مسئله در بررسی منظر شهری بهعنوان سکونتگاه مصنوع انسان چندان مهم جلوه نمی‌کندو اما پس از چند روز گشت وکژگذار در دهلی، تأثیر قدرت طبیعت بر کیفیت فضایی و منظر شهر به خوبی نمایان شدهاست. کلان‌شهر دهلی در لابه‌لای لکه‌های سبز و سریع شکل گرفته است. هیچ‌یک ازگذرهای شهر از موهبت‌ وجود درختان بلند و سایه‌انداز بی‌بهره نیست. گویی در هندبرای ساخت شهر می‌بایست طبیعت را کنار زد تا اراضی مورد نیاز مهیا شود. گستردگیدهلی در دید از آسمان پیش از فرود آمدن بر زمین نیز مشهود بود. بزرگراه‌ها از کنارحاشیه سبز رود و باغات و پارک‌های شهر می‌گذرد. حتی در محدوده دهلی قدیم که بهلحاظ کیفیت ابنیه و معابر و بافت اجتماعی معضلات بسیار دارد، حضور طبیعت از قبیلانواع درختچه‌های گل و ... مهم بسیاری در کلیت منظر دارد. اقلیم مرطوب و باران‌هایموسمی نیز امتیازی است که مدیریت این پایتخت را از دغدغه آبیاری فضای سبز رهانیدهاست.


مقایسه این شرایط با جایگاه‌فضای سبز در تهران به عنوان قطعات کوچک ارزشمند و محصور در بلوک‌های شهر که می‌بایستبا تلاش بسیاری ساخته و نگهداری شوند قابل تأمل است.

یادداشت 6 : هند ، افراط بیش از حد در در معماری ، شهرسازی ، باغسازی ، همه چیز
نکته بسیار جالبی که در کشور هند و بالاخص در معماری و شهرسازی آن دیده می شود اینست که هندی ها در تمامی جنبه های معماری و شهرسازی ، یک کانسپت و ایده را تا حد افراط بیش از حد جلو می برند و گاهی میزان این افراط تا حدی است که گویی از حد نیاز جامعه و فرهنگ مردم آن جامعه بالاتر است و بیشتر آن فضا ها و بنا ها به نسبت جمعیت هند بلا استفاده هستند . نمونه این افراط بیش از حد در یک کانسپت معماری و شهرسازی و باغسازی را می توانیم در برخی از نمونه هایی که بازدید کردیم ، ببینیم . در باغ صخره های شاندیگار معماری با کانسپت سنگ روبرو بوده است و می بینیم که در آن سنگ را تا سر حد افراط و به هر حالتی که یک انسان می تواند تصور کند در این باغ به کار گرفته است و این کار را در مجسمه های سنگی انتهای مسیر باغ نیز تکرار کرده است . از طرف دیگر در خود شهر سازی شهر شاندیگار لوکوربوزیه با افراط بیش از حد کانسپت شهر های شطرنجی خود را پیاده سازی می کند در حالیکه با توجه به جمعیت شهر شاندیگار و فرهنگ مردم آن منطقه به هیچ وجه نیازی به این میزان خیابان کشی و عرض خیابان ها حس نمی شود . و سر انجام در معبد آکشاردام دهلی ما نهایت افراط را در جزییات و نگاره ها در دوباره سازی یک معبد هندو می بینیم . شدت استفاده از این دیتیل ها و نقش ها تا حدی است که انسان را دلزده می کند.


دریافت از : مجید ادب
* نام:
ايميل:
* نظر: