كدخبر: ۱۷۲۵
تاريخ انتشار: ۳۰ خرداد ۱۳۹۲ - ۰۲:۳۴
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
روزنامه سفر هند
گزارش روز هشتم سفر
در بازدید از شهر جیپور با بنایی معروف به "هوا محل" روبه رو شدیم که ویژگی های منحصر به فرد آن، مخاطب را به تأمل وا می دارد؛ فضایی مستور و محفوظ که زنان هندی در برهه ای از تاریخ تمدن اسلامی آن را تجربه کرده اند. تجربه نگاه کردن بدون دیده شدن به عنوان یکی از لذت های زنانه گویی تجربه مشترکی است که فراتر از مرزهای جغرافیایی همواره بعضی تمدن ها از جمله ایران و هند جریان داشته و دارد.
جیپور شهر صورتی، مرکز ایالت راجستان، از دیدنی و قابل تأمل‌ترین شهرهای هندوستان است. بازدید از شهر ساعت 8:30 صبح شروع شد. حرکت به سمت امبرفورت ساعت 9، در مسیر جال محل، کاخ تابستانی مهاراجه در سمت راست مسیر قابل مشاهده بود. قلعه امبرفورت که روی تپه واقع است که دسترسی به آن با اتومبیل معمولی غیر ممکن است و این انتقال تنها با"‌جیپ سواری" یا فیل سواری ممکن است که گروه برای رسیدن به قلعه امبر از جیپ استفاده کرد.


عکس از احسان دیزانی

در هندوستان 3 قلعه با عنوان رد فورت در شهرهای دهلی،‌ آگرا و حیپور قرار دارد که ما از قلعة دهلی نیز دیدن کرده بودیم. امبر فورت جیپور که محل اقامت مهاراجه سینگ بوده است، به عنوان کاخ استفاده می‌شده و چهار بخش اصلی داشته است، که همگی به یک حیاط مرکزی منتهی می‌شود. از تفریحات اصلی این مکان فیل سواری است، در بخشی از تزئینات این مکان از آینه‌کاری استفاده شده است.
مکان دوم مورد بازدید، جال محل (کاخ تابستانی مهاراجه) بود. این مکان در واقع یک کاخ آبی است که بر روی دریاچه مصنوعی واقع است، با یک توقف 10 دقیقه‌ای از این مکان دیدن کردیم.
مکان دیگری که از آن بازدید شد پینک سیتی، محلة قدیمی و اصلی شهر جیپور است، ساختار این محله برخلاف شهرهای دیگر که اغلب در بافت سنتی خود دارای بافت ارگانیک هستند، شطرنجی بوده است. دلیل صورتی شدن این شهر تا شاید به جریان خوشامد گویی مردم شهر به پرنس آلبرت برای خوش‌آمد گویی در ورود به شهر جیپور مربوط شود، البته عوامل دیگری نیز در این قضیه مؤثر هستند. در این محلة قدیمی ساختمان‌های مهمی چون سیتی پالاس، جنتر منتر و هوامحل قرار دارد.


عکس از احسان دیزانی

سایت دیگری که از آن بازدید شد هوامحل (کاخ باد) بود، کاربری این بنا با پنجره‌های شاخص مکانی برای نظارة زنان یا همسران و خانوادة مهاراجه از مراسمی که در خیابان اجرا می‌شد همچون سان دیدن سربازان و نظامیان بوده است به طوری که بدون دیده شدن از بیرون به تماشای خیابان بپردازند.


عکس از احسان دیزانی

ناهار در محل رستوران پیتزا هات و زمانی کوتاه نیز در فروشگاه مجاور رستوران برای خرید صرف شد. پس از یک گردهمایی کوچک در فضای جمعی در خیابان به هتل برگشتیم. پایان بخش برنامه روز هشتم، جلسة پژوهشی بود در سالن گردهمایی هتل برگزار شد. در این جلسه، چهار نفر از همسفران سوالات، فرضیه ها و نتایج احتمالی مقالات خود را تشریح نمودند.


عکس از احسان دیزانی
گزارش از عاطفه سریری

دریافت 1: شاندیگار، تجلی مدرنیته، شهر انسان محور
خیابان های عریض با ردیف درختان انبوه و فضای سبز قابل توجه در طرفین، پیاده رویی که یک طرف آن توسط همین فضای سبز یاد شده محاط شده است و از سوی دیگر دیواره ای سنگی یا آجری که حریم خصوصی را از فضای سبز عمومی جدا کرده است. در این فضا به ندرت عابری را می توان دید که  در حال مکث، گپ یا گفتگو و یا حتی در حال عبور باشد. در عوض خیابان، که نه گذرگاه، هیچ وقت خالی از ماشین نیست. به راستی این است رویای انسان مدرن و تفکر مدرنیته...
دریافت از : سیده پروانه غضنفری

دریافت 2: کسب جمعیت از آن زلف پریشان. . .
جمعیت، همواره حاکی و ناشی از یک انسجام بین اجزاء است. این در تعریف « جامعه» به عنوان یک کل واحد نیز حاصل می شود. تعدد مذاهب و چندین فرقه بودن ملت هند از اطلاعات اولیه هر فرد نسبت به این جامعه است. اما حضور در پایتخت این کشور و تماشا و زندگی در میان این مردم است که این مسئله را به وضوح به دست می دهد. در طول سفر تا اینجا ما از سه معبد از ادیان متفاوت هندی و یک مقبره اسلامی دیدن کردیم، هر کدام مشخصاٌ با رسوم و نمادها و حالات مختلف عبادت. با فضایی که به واسطه همه این عوامل، گوناگون و رنگارنگ به نظر می رسد. اما جالب توجه اینجاست که در کوچه و بازار هیچ خبری از این تفرقه ها نیست. همه افراد در یک جامعه واحد به نظر می رسند که حضورشان در جمعیت هند ورای این اختلاف مذاهب است. گویی همه این اختلاف ها با برهنه شدن پاهای افراد در هنگام ورود به معبد خودشان است که ظاهر می شود و دوباره با بازگشتن افراد به محیط شهر همگی وارد همان جمعیت واحد می شوند.


عکس از رسول رفعت

یافتن علت این امر شاید نه کار یک بازدید یا تحقیق چند روزه که ریشه یابی چند ساله ای باشد از فرهنگ و تمدن هند. اما آنچه با دیدن این جامعه در این شهر بزرگ به خاطرم رسید این بیت از غزلیات حافظ بود:
از خلاف آمد عادت بطلب کام که من کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم
دریافت از : محمد جمشیدیان

دریافت 3: راه های هند برای درمان فقر
چیزی که بیش از معابد، مساجد، قلعه ها و مقابر زیبای هند در این کشور به چشم می خورد، چهره عریان فقر است. انسانهایی که شب ها در زیر پل ها ودرحاشیه معابر بیتوته می کنند یا در بهترین شرایط مسکن های حقیر روزگار می گذرانند از نشانه های این فقرند. آمار های رسمی نیز 25% از مردم این کشور را دچار فقر مطلق می داند. اما این کشور توسعه یافته که بزودی به عضویت گروه جی 20 نیز در خواهد آمد با این حجم جمعیت فقیر چه می کند؟


عکس از احسان دیزانی

این سئوالی است که هر روز موضوع بحث های متعدد بود. تا آنکه بازدید غیره منتظره از کارگاه و فروشگاه SEVA که یک سازمان مردم نهاد مورد حمایت دولت هند است پاسخی مشخص را با خود به همراه داشت. این مجموعه در یکی از کارگاه های خود تقریبا 40 نفر نیروی فعال دارد که همه آنها از ساکنین بافت های مساله دار و از اقشار کم درآمد جامعه هستند. آنها در این مجموعه مهارت دوختن لباس سنتی هندی را فراگرفته و ضمن تولید محصولات متعدد آنها را در فروشگاهای خود عرضه می کنند. این کار برای هر فرد درآمدی نزدیک به 500 روپیه در ماه به ارمغان آورده است. این درآمد محدود در کنار سایر حمایت های دیگر منجر به بالارفتن کیفیت زندگی و آمادگی ساکنین برای بهبود محل سکونتشان شده است. به نظر می رسد این راهی است که هند برای درمان فقر در آن قدم بر می دارد.
دریافت از : کیوان خلیجی

دریافت 4: زنان در پنجره
در بازدید از شهر جیپور با بنایی معروف به "هوا محل" روبه رو شدیم که ویژگی های منحصر به فرد آن، مخاطب را به تأمل وا می دارد؛ فضایی مستور و محفوظ که زنان هندی در برهه ای از تاریخ تمدن اسلامی آن را تجربه کرده اند. تجربه نگاه کردن بدون دیده شدن به عنوان یکی از لذت های زنانه گویی تجربه مشترکی است که فراتر از مرزهای جغرافیایی همواره بعضی تمدن ها از جمله ایران و هند جریان داشته و دارد.


 
عکس از شروین گودرزیان

"هوا محل" که محتمل اسم خود را از کوران هوا در فضای نامبرده وام می گیرد، مکانی است که فضای بیرون به واسطه پنجره های بی شمارش ادراک می شود بدون آنکه فضای بیرون با نگاه خود، زنان را در معرض دید قرار دهد.
 
 
قابل توجه است که در بسیاری از نگاره های ایرانی نیز حضور زنان در پس قاب پنجره، نظاره گر رویدادهای بیرونی نیز می باشد.
دریافت از : پدیده عادلوند

دریافت 5: دریچه های شهر
هزار پنجره و یک نگاه
هزار روزنه و یک هوا
چرا به شوق این نگاه صورتی
کسی به در نمی زند
نگاه کن...
...
در این زمان و این مکان
چه دلنشین نشیمنی
چه چشم نواز روزنی
ز پشت درب های کوچک پر از نظر
ز پشت درزهای پر ز نور
به منظر و به منظره نگاه کن
و باز کن دریچه را به شهر صورتی
بر این شمیم شهر و مردمی پر از سرور
دریافت از : عطیه فراهانی


نظرات بینندگان:
ناشناس : یک عکس از عکاس مجرب مجموعه تون بذارید.چشمون دنبال عکس مونده!
دانش طاهر آبادی : سلام
سال نو را با آقای دکتر منصوری و همه همسفران تبریک عرض میکنم.از ارسال ایمیل ممنونم. اگه میشه بیشتر عکس بذارید.
به آمیتا باچان سلام برسونید.
حمید رضا صالحی : هنوز عکس جلسه پژوهشی رو که آدم میبینه چهار ستون بدنش میلرزه :))
ناشناس : عالی بود
عادل خانی : با سلام و عرض خسته نباشید. ممنون که با روزنامه خوب تون مارو در لذت سفر سهیم کردید. فضای دموکراتیک روزنامه تون به تصویر امپرسیونیستی ارائه شده از هند منطق قابل پذیرشی داده. دست همگی درد نکنه.
ناشناس : خوشحالم که با گزارشایی که از سفر میذارید ما رو هم در سفرتون شریک میکنید و از احوال همه اعضای پژوهشکده و بخصوص دوستای خوبم هم با خبر میشم.
ناشناس : دریافت پنج خیلی خوب بود
* نام:
ايميل:
* نظر: