كدخبر: ۱۷۲۷
تاريخ انتشار: ۳۰ خرداد ۱۳۹۲ - ۰۲:۳۳
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
روزنامه سفر هند
گزارش روز دهم سفر
...اعتقاد به بازگشت به دنیا و زندگی دوباره، از آنها انسان هایی قانع ساخته که تمام روز در این فکر هستند که خوب باشند تا در زندگی بعدی شانس مهاراجه شدن را از دست ندهند. این ها تمام روز را در انتظار مرگ به سر می برند تا از «ظلمات به نور» برسند.
صبح روز جمعه با ترک هتل و حرکت به سوی اجمیر شریف آغاز شد. اجمیر شریف مرکزی مذهبی بوده که مسلمان شهر اجمیر (عمدتا با گرایش های صوفیانه) در آن به زیارت می پرداختند. این مرکز، در دل بافت قدیمی شهر اجمیر واقع شده بود که مسیر حرکت را با ازدحام زاید الوصفی همراه می کرد. بخشی از این مسیر، پس از پیاده شدن از اتوبوس با ریگشا (موتور سیکلت کابین دار سه چرخ) و بخش پایانی به صورت پیاده طی شد. اجمیر شریف، مجموعه ای زیارتی است که در زمان شاه جهان ساخته شده و مقبره بابافرید، از مبلغان اولیه اسلام در هند در آن واقع شده بود. در ادوار بعدی، این مسجد به تدریج گسترش یافته بود و امروزه به عنوان یکی از مراکز اصلی مسلمانان اجمیر، محل برگزاری مراسم و مناسک ویژه آنان از جمله قوالی است.
مسجد عطاء الدین جبار، مقصد بعدی بازدید بود. این مسجد که برفراز تپه ای واقع شده بود، در حدود هشتصد سال پیش از معبدی هندو به مسجد تغییر کاربری یافته بود. این تغییر از طریق شکستن برخی از نقوش انسانی و شمایل خدایان هندو بر روی دیوار ها و ستون انجام یافته بود. پس از اقامه نماز در این مسجد، گروه با بازگشت در مسیر طی شده به سمت اتوبوس رجعت نمود.
پس از رسیدن به اتوبوس، به سمت پوشکار حرکت کردیم. پوشکار شهر کوچکی است که با جمعیت حدود 20 هزار نفر در حاشیه اجمیر قرار دارد. با این وجود، وجود دریاچه ای مقدس در مرکز آن بر اهمیت این شهر افزوده است. واژه پوشکار به معنای گردآوردن گُل هاست (پوش= گُل؛ کار= گرد هم آوردن). نام گذاری این شهر بر اساس افسانه ای محلی است که اعتقاد دارد برهما با دستان خود گل های این ناحیه را در این شهر گردآورده است. این امر مبتنی بر این واقعیت است که این منطقه محل مناسبی برای پرورش گل به خصوص گل رز است. با ورود به پوشکار، اتوبوس در نزدیکی یکی از مجموعه های خدماتی شهر (سالن عروسی) توقف کرد. سپس به سوی معبد برهما عازم شدیم. این معبد، ظاهرا تنها معبد برهما در سراسر هند است. بنا به گفته ی راهنمای تور، باور هندوان بر این است که برهما این معبد را برای زن دوم خود ساخته است. معبد دیگری نیز در این شهر وجود دارد که بنا بر این قول، مربوط به همسر اول برهماست. کف و دیوار این معبد با اسم هایی از خادمان و مبلغان این معبد پر شده بود.
حرکت از این معبد با پای پیاده به سوی کناره ساحل دریاچه پوشکار حدود 5 دقیقه به طول انجامید. این دریاچه، مکانی مذهبی برای اهالی بود که در آن به غسل می پرداختند. لبه های این دریاچه در تمام طول خود توسط پله هایی که به داخل بافت می انجامید پوشیده شده بود. این پله ها از یک سو محل ورود هندوان به دریاچه بودند و از سوی دیگر خود مکانی مذهبی به حساب می آمدند و به همین جهت ورود بر روی آنها بدون کفش صورت می پذیرفت. توقف در کناره این دریاچه و تماشای غسل هندوان در کناره آن، با بازدید از پرواز پرندگان بسیاری که در شهر پوشکار ساکن بودند و بر فراز این دریاچه می پریدند صورت پذیرفت.
پس از این، وقت گردش آزاد در بافت حدود نیم ساعت اعلام شد. با پایان این زمان، گروه مجددا به سمت اتوبوس حرکت کرد. اتوبوس در کنار صحرایی در حاشیه شهر پوشکار توقف کرده بود. در این صحرا کودکان هندی مشغول بازی کریکت بودند و همسفران نیز با آنان همبازی شده و همکلام شدند. پس از این، در قالب گروه های دو نفره، بر روی شترهایی که در این صحرا کرایه داده می شدند شدیم. پس از صحرانوردی با شتر و غروب آفتاب، به سمت شهر بعدی (ادیپور) به راه افتادیم تا شب را در اتوبوس گذرانده و صبح به ادیپور برسیم.
گزارش از محمدجمشیدیان


عکس از احسان دیزانی


عکس از احسان دیزانی

دریافت 1: نقوش و تزئینات مسجد عطاءالدین جبار شهر اجمیر
این مسجد، معبدی هندو بوده که حدود 800 سال پیش از معبد به مسجد تبدیل شده است و شنیده شده که این تغییرات ظرف دو روز و نیم صورت گرفته است. تغییرات صورت گرفته در مرحله اول مربوط به معماری مسجد است و در مرحله دوم به نقوش و تزئینات مربوط می شود که شامل نقوش هندی و اسلامی است.



در بخش داخلی مسجد، نقوش اسلامی اضافه نشده است و تنها تغییرات مربوط به از بین بردن نقش انسان هاست و نقوش گیاهی و هندسی هندی حفظ شده است.


عکس از رسول رفعت

اما در بخش بیرونی مسجد و سردرهای ورودی نقوش اسلامی الحاقی آشکار است که در قالب خطوط تزئینی، نقوش ریسه ای، گره ها و طومارهای تکراری منظم به صورت نقش برجسته ظاهر شده است. در نهایت چنین به نظر می رسد که در این تغییر کاربری، تا حدی اصالت نقوش هندی حفظ شده و در برخی از قسمتها نقوش اسلامی نیز اضافه شده است.
دریافت از : مریم قندهاریون

دریافت 2: گل آزین بخش و آیین بخش
در کوچه پس کوچه های قدیمی هر جا که چشم به تازگی دسته های گل روشن می شود و غرفه های گل فروشی یکی پس از دیگری نمایان می شوند، خبر از وجود معبدی هندو یا مقبره صوفی مسلمان می دهند که در چند قدمی درگاهش نمایان خواهد شد. زائرانی که خریدار گل ها هستند، آن ها را سوی مقصد و مقصود خود می برند. گلهای داوودی زرد و سفید، شاید عنصر مشترک معابد هندو و مقابر اسلامی در هند باشند. اما در دو فرم کاملا متفاوت ظاهر می شوند:


عکس از احسان دیزانی

در معابد هندو به تناسب آیین و مراسم مدنظر، یک به یک به بند کشیده می شوند و چون حلقه ای بر گردن زائر قرار می گیرند. این فرم نشانه است بر هندو بودن فرد و مسلمانان به گونه ای متفاوت رفتار می کنند. در امام باره های مسلمانان، طبق های گل است که در دست زائران یا بر سرشان حمل می شود تا گلباران کند مقبره بزرگی را که واسطه خیر الهی می دانند. شاید امروزه حضور گل را که فضاهای سنتی یا مدرن را تزئین کرده اند به وفو ببینیم، اما در مراسم سنتی و آیینی گل جایگاهی فراتر از عنصری آزین بخش یافته و نقشی آیینی بازی می کند.
دریافت از : هدا کاملی

دریافت 3: عدم تعریف پیشخوان
از آنجا که معابد نیز مانند دیگر کاربری‌ها در کنار خیابان قرار گرفته، اما این فضا به تعریف ورودی و جلوخان نیاز دارد و متفاوت از دیگر کاربری‌ها است.
از این جهت بخشی از پیاده‌رو، به عنوان فضای پیشخوان معبد سیک تعریف شده است که این خود در کاربری پیاده‌رو اغتشاش ایجاد کرده است و دولت و پلیس را بر آن داشته که فضایی از خیابان را به پیاده‌رو اختصاص می‌دهند و این کار به وسیلة شبکه‌های آهنی و به شیوة زشتی اجرا شده است که از لحاظ زیبایی‌شناسی منظر خیابان را مخدوش می‌کند و بی‌نظمی در نظام پیاده و سواره ایجاد می‌کند.
دریافت از : جنت رحمت‌پناه

دریافت 4: در ظلمات
در گوشه و کنار شهرها در هند، بی خانمان‌هایی نشسته‌اند که همانجا محل تولد، زندگی و مرگشان است. نوع زندگی شان ماورای تصور ما از فقر و بدبختی است. خوردن و خوابیدن در میان فاضلاب و آلودگی ها همراه با حیوانات برنامه ی هر روزشان است. در عین تمام نادارایی هایشان به ما لبخند می زنند و گهگاهی عاجزانه تقاضای چیزی برای خوردن دارند. بین آن ها که راه می رویم با این که بوی بدشان تنفس را سخت می کند، ولی از امنیت وسایلمان مطمئن هستیم.
هر روز در بین آن ها بچه هایی به دنیا می آیند که ادامه دهنده ی آینده ی نامعلوم و همراه با فقر است. ولی باز هم آن ها می خندند!!! اعتقاد به بازگشت به دنیا و زندگی دوباره، از آنها انسان هایی قانع ساخته که تمام روز در این فکر هستند که خوب باشند تا در زندگی بعدی شانس مهاراجه شدن را از دست ندهند. این ها تمام روز را در انتظار مرگ به سر می برند تا از «ظلمات به نور» برسند.
دریافت از : زهره شیرازی

عکس های تقدیر شده در اولین مسابقه عکس سفر

 

قاب آسمان، رسول رفعت

 


تقدس، احسان دیزانی


 

جریان زندگی، زهرا عسکرزاده

 
 

قطب منار، آیدا آل هاشمی



 
حرکت سنگ، مجید ادب
* نام:
ايميل:
* نظر: