كدخبر: ۱۷۲۹
تاريخ انتشار: ۳۰ خرداد ۱۳۹۲ - ۰۲:۳۲
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
روزنامه سفر هند
گزارش روز دوازدهم سفر
یکی از تأمل برانگیز ترین نکاتی که در بازدیدهای این چند روزه ذهن را درگیر می کرد، مشاهده عده زیادی از مردمانی بود که تمام عمر خود را در کنار خیابان گذرانده و تمام زندگی شان در یک بغچه کوچک قابل حمل بود. در حالی که در همان شهر مردمانی در اوج رفاه و آسایش و در بهترین قصرها زندگی را سپری می کردند.
روز یکشنبه 6 فروردین 1391، روز دومی بود که ما در شهر ادیپور بویم. بازدید از بافت اطراف دومین دریاچه شهر(Fatah Sager) اولین مقصد گروه بود. در ادامه بازدید از باغ ساحلی با معماری سنگی آن در پیش گرفته شد. این باغ مجموعه ای از چند حیاط با بازی های مختلف آب، استخرهای نیلوفر، درخت انجیر معابد و فضاسازی های متناسب با مقیاس انسانی بود. این باغ توسط حاکم شهر در قرن 18 احداث شده و محل استراحت ملکه و ندیمه¬هایش بوده است.
بازدید از باغ و بافت اطراف تا ظهر به طول انجامید. با بازگشت به هتل و صرف ناهار آماده شده توسط گروه آشپزی حدود ساعت 4 بعد از ظهر ادامه بازدید از بافت شهر از سر گرفته شد. ابتدا از خانه¬ای تاریخی با قدمت 300 سال دیدن کردیم و پس از آن گروه خود را برای تماشا از فستیوال mewar آماده می کرد. صدی ساز و آواز از اطراف به گوش می رسید. زنان و دختران دسته دسته در حالیکه عروسک هایی را بر روی سرشان حمل می کردند از کوچه های آذین بسته به میدان می آمدند و همگی به کنار دریاچه می رفتند. این مراسم به همه ساله 2 روز بعد از مراسم جشن سال نو به مدت سه روز برگزار می شود. 25 ماه مارس سالگرد ازدواج خدای شیوا و الهه پاراواتی است. در این مراسم آیینی زنان متأهل از شیوا برای داشتن همسر و زندگی خوب تشکر می کنند و دختران مجرد نیز برای داشتن زندگی مناسب دعا می¬کنند و عروسکها را داخل آب می شویند.با گذشتن از میان جمعیت و حرکت به سمت اتوبوس ادامه سفر به سمت احمد آباد آغاز شد. در میانه راه با توقف در یک هتل بین راهی و صرف شام جلسه بحث آزاد با موضوع ازدواج برگزار شد و پس از 1:30 دقیقه ادامه مسیر به سمت احمداباد از سر گرفته شد.
گزارش از : زهره شیرازی

عکس از احسان دیزانی



عکس از رسول رفعت



عکس از رسول رفعت

دریافت 1: ایده ای جدید از باغی قدیمی
این که در باغی حیاطی محصور با ویژگی فضایی خاص ایجاد شود می تواند ایده طراحی پارکی با مجموعه ای از حیاط های موضوعی باشد در تهران. این موضوع برداشتی بود از حس فضایی باغ ساحلی (Saheli Garden) در شهر ادیپور هندوستان.
دریافت از : میثم خلیل پور


عکس از رسول رفعت

دریافت 2: آسمان زنده، آسمان پر از پرنده
بخش جالب توجهی از منظر هند را پرندگان در آسمان تشکیل می‌دهد. این بخش از منظر طبیعی،‌ سال‌هاست که از شهرهای ما رخت بربسته است. وجود دسته پرندگان در حال پرواز در آسمان‌های هند آنچنان همه را به وجد می‌آورد که گویی این، پدیده‌ای نوظهور در شهر است. در حالی‌که سابق بر این در آسمان‌های ایران نیز شاهد چنین منظره‌ای بوده‌ایم که متأسفانه با وجود تراکم بالای ساخت و سازها،‌ بلند مرتبه سازی‌ها و قرار گیری باندهای فرودگاه درون شهرها، پرندگان ترک آسمان‌های ایران گفته‌اند.
دریافت از : شهرزاد خادمی


عکس از احسان دیزانی

دریافت 3: تداوم آیین جینیستی در اندیشه گاندی
آیین جین بر پایه دو اصل ریاضت کشی و پرهیز از آزار هر گونه جانداری استوار است. این موضوع از چندان اهمیتی برخوردار است که جینیست ها پارچه ای بر روی دهان خود می بندند تا مبادا موجود ریزی وارد دهان آنها شود.
اندیشه گاندی را می توان تداوم این رویکرد آیینی دانست. گاندی هم دنباله رو نهضت عدم آزار بود. با این تفاوت که او این نگاه را در زمینه مسائل سیاسی اجتماعی هند راهبری می کرد. او برای مقابله با استعمال و ارتقاء کیفیت زندگی جامعه به دنبال خشونت و آزار نبود، بلکه به دنبال رویکردی مدنی جهت خروج از یوغ سیاسی استعمار و مقابله با جامعه مصرفی هند بود. به دیگر سخن، او در مسیر مبارزه به مبارزه مدنی و پرهیز از هرگونه خشونت اعتقاد داشت که ریشه در آیین جینیستی هند دارد.
دریافت از : گوران عرفانی

دریافت 4: نظام کاست، تداوم بی عدالتی جامعه هندو
یکی از تأمل برانگیز ترین نکاتی که در بازدیدهای این چند روزه ذهن را درگیر می کرد، مشاهده عده زیادی از مردمانی بود که تمام عمر خود را در کنار خیابان گذرانده و تمام زندگی شان در یک بغچه کوچک قابل حمل بود. در حالی که در همان شهر مردمانی در اوج رفاه و آسایش و در بهترین قصرها زندگی را سپری می کردند. شاید منشأ این اتفاق را بتوان در نظام طبقاتی خاص هند یعنی نظام کاست جستجو کرد. بر طبق متون مقدس ودایی، کاست از برهمای آفریننده سرچشمه می گرفت. بر این اساس، هر جامعه به پنج طبقه تقسیم شد و هر حرفه ای کاست مخصوص به خود را داشت که اجتماع را به هزاران صنف بسته تقسیم کرده بود. هر انسانی به خاطر تولدش در هر یکی از آنها، محکوم بود در همان دایره بسته کار کند، ازدواج کند بمیرد. شاید تنها عاملی که سبب پذیرش این اصل توسط مردم می شد، در همین مفهوم اساسی آیین هندو یعنی تناسخ بود. یک هندو معتقد بود که جسم جامه ای موقتی برای او است و زندگی جسمانی او تنها یکی از تجسمات متعدد روحش در سفر درون ابدیت است و در جسمیت یافتن بعدی روح بر اساس سلسله مراتب کاست ترقی خواهد کرد یا تنزل خواهد یافت. آیین هندو قرن ها به تیره روزان هندو توصیه می کرد تا به عنوان بهترین تضمین سرنوشتی بهتر در جسمیت یافتن بعدی، قسمت مقدور خویش را با توکل، خاکسارانه بپذیرند.
نظام کاست تمهیدی عالی با تضمین الهی برای تداوم بی عدالتی های جامعه هندو بود.
دریافت از : آرزو شیردست

دریافت 5: قدرت لطیف
زنان همواره از ارکان مهم جامعه محسوب می شوند، در کشور هند این قشر مهم نه تنها در خانواده بلکه در فرهنگ، تمدن، انتقال سنت ها، سیاست و حتی اقتصاد نقش به سزایی ایفا می کند. شاید اگر زنان هندی همچنان لباس های سنتی خود را نمی پوشیدند، منظر مردمی هندوستان اینگونه اصیل باقی نمی ماند. اما آنچه بسیار جالب توجه است، حضور زنان در کنار مردان در تمام عرصه هاست؛ گویی میان زن و مرد هیچ تفاوتی وجود ندارد. آزادی زن تا آنجا پیش می رود که حدی میان دو جنس دیده نمی شود. زنان موتورسوار گاه بیشتر از مردان در خیابان حضور دارند. شغل زنانه و مردانه آن چنان معنا ندارد، هدایت الاغ های باربر جهت جابجایی مصالح، دست فروشی، حمل سبدهای بزرگ مواد یا کوزه های سنگین آب، صجنه هایی است که نشان می دهد زن هندی موجودی قوی، شجاع، بی ریا، سخت کوش و اجتماعی است. اما از سوی دیگر لطافت ها از چیز دیگری سخن می گوید. نقش های ظریف حنا بر روی دستان و پاها، ساخت صنایع ستی پر از تزئینات، آوازه خوانی و حتی رقصیدن نشان از موجودی لطیف، مهربان، ظریف و شاد است. این دو بعد با هم جنس زنانه هندی را می سازند و همسو در جامعه تأثیرگذار هستند. تمامی این خصوصیات موجب گشته زنان هند به عنوان عنصری مهم و برابر با مردان، پایاپای آنان در پیشترفت کشور و سازندگی جامعه خود نقش ایفا کنند.
دربافت از : شروین گودرزیان


عکس از شروین گودرزیان

دربافت 6: منظر مشترک استعمار
رانندگی سمت چپ، خیابان های عریض با پوشش گیاهی انبوه در حاشیه خیابان و خانه هایی با دیوارهایی کوتاه به طوری که حتی عابر پیاده نیز می تواند درون حیاط را مشاهده کند. خانه هایی که در مز زمین قرار گرفته اند عموما زمین اطراف آن پوشانده شده از چمن است. خانه هایی با یک در بزرگ ورودی که به سمت پارکینگ خانه هدایت شده است و مسافت قابل توجهی را باید تا رسیدن به این پارکینگ طی نمود. مدارسی با حیاط های بزرگ و ساختمان های متعدد که در حیاط آن فعالیت های زیادی صورت می پذیرد و باز هم در مرکز بودن ساختمان. ورزش هایی مانند کریکت و گلف. کریکت ورزشی که از حیاط همان مدارس گرفته تا بافت های فقیر نشین تا سطح ملی بازی می شود. این ها همه یادآور جای دیگری هستند. جایی با فاصله جغرافیایی بسیار زیاد از اینجا ولی با تشابه های غیر قابل چشم پوشی و به شدت نوستالژیک. کشوری در جنوب افریقا. کشوری که شاید همه این تشابهات آن با شبه قاره هند به این دلیل بوده که آن نیز روزی تحت استعمار انگلستان بوده است.
دریافت از : مریم طالبی
 
نظرات بینندگان:
سید محمد باقر منصوری : عکسها همه خوب
* نام:
ايميل:
* نظر: