كدخبر: ۱۷۳۰
تاريخ انتشار: ۳۰ خرداد ۱۳۹۲ - ۰۲:۳۱
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
روزنامه سفر هند
گزارش روز سیزدهم سفر
«ریکشا» آنچنان در منظر شهرهای هندوستان ذوب و با سایر عناصر آن همراه شده است که فراموش می‌کنیم این وسایل متحرک سبز و زرد آبی و مشکی، محصول یک پدیدة وارداتی به نام حمل و نقل مکانیکی هستند. الگوی ریکشا با عبور از فیلتر سبک زندگی هندی و تأثیرپذیری از سادگی، قناعت، رنگارنگی و برونگرایی این زندگی، تبدیل به مدلی بومی برای تکنولوژی غیر بومی شده است.
ساعت 4 بامداد روز دوشنبه اتوبوس ما وارد شهر احمدآباد شد. با خوش‌اقبالی توسط هتل پذیرش شدیم تا پس از گذراندن شبی نه‌چندان راحت در اتوبوس، چند ساعتی خواب‌ آسوده داشته باشیم و برای روزی پرکار آماده باشیم. ساعت 9:30 پس از صرف صبحانه‌ای مختصر، هتل را ترک کردیم. مقصد اول ما با برنامه بازدید پیش‌بینی شده برای احمدآباد تفاوت‌هایی داشت. ما به بازدید NGO هندی رفتیم که در زمینه نوسازی بافت‌های فرسوده و توانمندسازی زاغه‌نشینان فعالیت می‌کرد. نام این انجمن MHT (Mahilda Housing Trust) بود که به صورت ویژه به توانمندسازی زنان زاغه‌نشین و تربیت کارگران ساختمانی حرفه‌ای از میان آنان می‌پردازد (Mahilda در زبان هندی به معنی خانم است) و از این طریق، با درآمدزایی برای این زنان، آنان را قادر به پرداخت هزینه وام مسکن خود می‌نماید. در جلسه‌ای که در این انجمن داشتیم، فیلم‌های مستندی از فعالیت‌های آنان به نمایش گذاشته شد. نکته جالب این فیلم‌ها اظهار رضایت زنان زاغه‌نشین از صاحب‌ توالت شدنشان بود! در ادامه به بازدید از یک بانک پرداخت‌کننده وام مسکن و نیز آکادمی سوادآموزی این NGO پرداختیم. در نهایت به دیدن یکی از زاعه‌هایی که با همکاری این NGO و مشارکت خود ساکنین ساماندهی شده بود رفتیم. 


جلسه گروه سفر با مسئولان NGO در مکان MHT



 محله زاغه نشین که بازسازی شده و امکانات اولیه زندگی در آن فراهم شده است. عکس از رسول رفعت

ساعت از 4 عصر گذشته بود که بخش دوم بازدید روزانه گروه با ورودمان به بافت تاریخی احمداباد در ساحل شرقی رودخانه سابرمتی آغاز شد. ابتدا از مسجد سیدی سید بازدید کردیم.
مسجدی کوچک با شبستانی زیبا و حجاری‌های مشبک بسیار ظریف که فضای معنوی تأثیرگذاری را ایجاد کرده بود. در این مسجد نماز ظهر و عصر را ادا کردیم و در حیاط آن ناهار را که طبق معمول کنسرو (خوراک مرغ) بود خوردیم. پس از آن از مسجد کوچک دیگری در بافت کهن دیدن کردیم و در ادامه با عبور از یکی از 12 دروازه دهلی به نام سه دروازه و حرکت در بازار خیابانی و خیابان‌های تاریخی شهر (با جداره‌هایی از ساختمان‌های چوبی نفیس ولی نیمه‌متروکه) به مسجد جامع احمدآباد رسیدیم، مسجدی که جزو نخستین بناهای ساخته شده و به سبک شبستانی ایوان‌دار بود. در شبستان مسجد،‌گروه فرهنگی سفر با خواندن آوازهایی متناسب با فضای معنوی این مکان، لحظات زیبایی را ایجاد کردند. فضای مسجد بسیار صمیمی و آشنا بود. نماز مغرب و عشا را در حیاط مسجد جامع خواندیم و پس از آن، همان جا دور هم حلقه زده و پیرامون موضوع «دین در سرزمین هند» به بحث و تبادل نظر پرداختیم. در این جلسه سوالات مختلفی مطرح شد. از جمله می‌توان به سوالات زیر اشاره کرد :
ـ دین تا چه حد برای دنیاست و تا چه حد برای آخرت؟
ـ چه فرقی میان خداپرستی ما و بت پرستی هندوها هست؟
ـ تفاوت‌ بین دین و ایین چیست؟
چون پاسی از شب گذشته بود، این جلسه با طرح این سوالات ناتمام ماند و ادامه بحث به زمان دیگری موکول شد. حدود ساعت 9 شب بود که مسجد جامع را ترک کردیم و سوار اتوبوس شدیم. پس از آن به صورت کاملاً غافل‌گیر کننده‌ای جهت صرف شام راهی رستوران مک‌دونالد شدیم. در رستوران نیز با نوشابه اضافه سر شوق آمدیم تا با انرژی ویژه‌ای رهسپار هتل شده و برای روزی نو آماده شویم. تا فردا چه پیش آید.
گزارش از سمانه رحمدل

دریافت 1: بت پرستی چگونه دوام می یابد؟
در کوچه ها و خیابانهای شهر های مختلف هند معابد کوچک و بزرگی به فراوانی یافت می شود که رهگذران در مقابل آنها، با اندکی مکث، احترام متعارف دینی خود را به جا می آورند و آنگاه به راه خود ادامه می دهند. علاوه بر آن به هنگام نیایشهای روزانه خود نیز چند دقیقه ای در معبد خود به عبادت می پردازند. درون معابد مجسمه های کوچک و بزرگی قرار دارد که در بعضی نمونه های محقر معابد، بتها، عروسکهای پلاستیکی بچه گانه ای هستند که آدمهای بزرگ با ظاهر متین در مقابل آنها کرنش و حاجات خود را طلب می کنند.
بت انسان ساخت با این وضع ابتدایی چگونه می تواند برای انسان هوشمند قرن 21 مقبول باشد؟ انسانی که در اطراف خود ظواهر تمدن و توسعه هوش انسانی را مشاهده می کند چگونه بت خود ساخته را تکریم می کند؟ توجیه او برای این رفتار چیست؟
روشن است که دانش و بینش انسان امروز، که برای بسیاری از پدیده های هستی پاسخهای تجربی و علمی یافته، به وی امکان توجیه فلسفی این رفتار را نمی دهد؛ وی نیز در صدد اثبات امکان اثر و قدرت نهفته در بت معبود خود بر نمی آید و از نمادین بودن آن و اتصال به منشا قدرت در هستی و نقش واسطه ای بت یاد می کند. در ادامه نیز در تنگنای توجیه فلسفی و منطقی به آرام بخشی این اعتقاد و جنیه های روانی آن اشاره می کند و در نهایت رفتار خود را با اتکا به نوعی تجربه شخصی و روانشناسانه در دنیای پرهیاهو و غیرعادلانه امروز تحت عناوینی چون تمرکز و تامل برای خروج از بحرانهای اجتماعی و روانی روز موجه می شمارد.
آیا حقیقتا چنین است؟ مرز تامل و مراقبه با خیالبافی و فرار از واقعیت کجاست؟ هدف از این تمرکز چیست؟ عدم احساس درد یا تلاش برای اصلاح آن؟ 
این مفهوم از خدا، فارغ از نقص منطقی آن، جز حذف عصبیت و تکاپوی رشد، کدام دستاورد مهم را در بر دارد؟ 
حداقل در دو شهر دهلی و گاندی نگر، مرکز جدید ایالت گجرات معابد باشکوهی تحت عنوان آکشاردام ساخته شده که با تبلیغات خاص و پیش بینی تمهیدات امنیتی ویژه تلاش شده تا نقش الگویی جدیدی برای آنها تدارک شود و شرایط خاص بازدید آنها بتواند عامل اصلی جذابیت و جلب توریستهای محلی و خارجی به آنجا باشد؛ تدریجا این اماکن به معابد جدیدی بدل شده اند و در هند مدرن بتخانه های جدیدی را سامان داده اند که استانداردهای بالاتری نسبت به معابد سنتی آنها دارد و قابلیت جذب تحصیلکردگان را نیز می تواند داشته باشد. 
این حدیث حامل پاسخ سوال بالاست. 
دریافت از : سید امیر منصوری

دریافت 2: هند، فقر، توسعه
قبل از اینکه وارد کشور هندوستان بشوم، مجموعه ای از تحقیقات و سؤال از کسانی که قبلاً به هند آمده بودند داشتم، تمامی آنها بر این تأکید داشتند که هند کشوری فقیر و مردم آن در کنار خیابان‌ها هستند و زندگی بیشتر آنها در کنار خیابان می‌گذرد. اما وقتی که به دهلی وارد شدیم با دیدن فضای فرودگاه و سپس بازدید از شهرهای محتلف به این نتیجه رسیدم که هند کشوری رو به توسعه است و فرایندهای ساخت و ساز در آن در حال پیشرفت است. ساخت و ساز در اینجا شامل خانه سازی و راه سازی است. در بعضی از شهرها شما می‌توانید در کنار مردم فقیر کسانی را ببینید که با اتومبیل‌های مدل بالای خود در شهر رفت و آمد می‌کنند که این نیز نشانگر این است که قشر مرفه و پولدار هند در همه جای آن پراکنده‌اند.
در کل هندوستان تا به اینجا یک کشور فوق‌العاده زیبا و دیدنی بوده و اینقدر بزرگ است که بارها و بارها می‌توان برای دیدن این کشور آمد و مکان‌های جدید را دید.
دریافت از : علی آتشین بار


عکس از شهرزاد خادمی



دور نمای بخش مدرن شهر بمبئی ، عکس از شروین گودرزیان 

دریافت 3: چاندیگار و هویت‌سازی برای شهرهای نوبنیاد 
شهرهای نوبنیاد و مسئله هویت‌سازی و خاطره‌سازی برای شهروندان آنها از چالش‌برانگیزترین مباحث در ایجاد شهرهای نوبنیاد و ادامه زندگی آنهاست. در هند معروف‌ترین این نمونه‌ها شهر چاندیگار است که بعد از جدایی پاکستان از هند و تقسیم ایالت به عنوان مرکز جدید این ایالت ایجاد شد. طرح لوکوربوزیه برای شهر چاندیگار مجموعه‌ای از بخش‌ها (Sector) مسکونی در کنار 2 بخش اداری و تجاری شکل گرفته است.
در بازدید از شهر چاندیگار و به دنبال پاسخ این سوال که لوکوربوزیه برای ایجاد حس تعلق ساکنین شهر و نوعی هویت‌سازی برای شهر نوبنیاد شاندیگار چه بوده است، خیابان‌های عریض یکسان و پلان شطرنجی و نبود فضای جمعی در مقیاس محله و نهایتاً شکل نگرفتن محله‌های منسجم نشان از عدم توجه و ناکارامدی طرح برای هویت بخشی و خاطره سازی دارد. در عین حال کوربوزیه تلاش کرده در دو Sector یک (بخش اداری) با طراحی و اجرای سه بنای اداری شاخص و مونومنتال و در Sector 17 با ایجاد فضای پیاده و جمعی در مرکز شهر بعد هویت و تعلق را مورد توجه قرار دهد. در کنار این اقدامات برنامه‌ریزانه و کالبدی کوربوزیه مجسمه دست باز را به عنوان نشان شهر چاندیگار طراحی کرد و مدیریت شهر نیز با دستاویز قرار دادن این نشان و تکرار و استفاده مکرر آن در فرم‌ها و محل‌های مختلف از تابلوها و چراغ‌های راهنما تا المان‌های درون پارک تلاش کرده است تا نشانی نو و مدرن را با شعاری نو و مدرن (چاندیگار شهر صلح و آزادی) به عنوان هویت و معرف شهر چاندیگار به شهروندان و دیگران معرفی نماید.


دادگاه عالی شاندیگار، عکس از رسول رفعت

گردش یک روزه در شهر چاندیگار نشان داد که این برخورد رونمایی با بحث هویت‌سازی و عدم توجه به بستر و دستاویز قرار دادن حتی با گذشت نزدیک نیم قرن از ساخت شهر در ایجاد هویت و نشان‌گذاری شهر برای شهروندان و حتی توریست‌ها نیز سطحی و ناموفق بوده است.
دریافت از : آیدا آل‌هاشمی

دریافت 4: ادراک وحدت منظر هند
منظر هندوستان در شهرهای مختلف علیرغم تنوع و تکثر زایدالوصفی که در جامعه انسانی و شهری آنها دیده می‌شود واجد عوامل وحدت‌بخش و شاخص‌هایی برای خوانش و درک یگانگی در منظر آن است. طبیعت نیمه استوایی، تنوع رنگی فراوان، پرداخت به جزئیات، وسایل نقلیه خاص، حضور حیوانات در شهر، منظر مردمی سنتی و هماهنگ و صدا و بوی غالب بر فضاها به نحوی در تمام شهرها دریافت می‌شوند. تا امروز برنامه سفر پژوهشی هند در نوروز 1391 تأثیر ویژه‌ای نحوه ادراک این شاخص‌های وحدت بخش در منظر کشور هند داشته است. حضور 1 یا 2 روزه در هر شهر و گذر سریع بین شهرها امکان شکل‌گیری تحلیلی کل‌نگر و مروری قیاسی را نسبت به مجموعه این شهرها و کلیت هندوستان در ذهن فراهم می‌کند به نحوی که تصویری کلی از منظر هندوستان در ذهن نقش می‌بندد. امکان ادراک کلیتی واحد از منظر جامعه متکثر و متنوع هند، پیامد قابل اعتنا و دستاورد ارزشمندی است که محصول گذر سریع ما بر شهرهاست.
دریافت از : مریم اکبریان


منظر مردمی شهر ادیپور هند، عکس از مریم اکبریان



منظر شهر ادیپور هند، عکس از مریم اکبریان


دریافت 5: حضور خدایان
علاوه بر تنوع زیاد ادیان و آیین‌ها در هندوستان، موضوع دیگری که در شهرهای این کشور توجه را به خود جلب می‌کند حضور پررنگ انواع خدایان و مقدسات به صور مختلف در زندگی روزمره ساکنین این کشور است. تصویر خدایان هر دین و آیینی در همه شهر، اعم از در ودیوار شهر و حتی ماشین‌ها در کنار هم قرار دارد. البته نمی‌توان از این موضوع چشم پوشید که چون در پاره‌ای ادیان این کشور، خدایان جسمیت دارند این موضوع شدت بیشتری یافته است، اما به طور کل برخورد با خدایان بسیار در گذری هرچند کوتاه از شهرها جالب توجه است. 


عکس از زهرا عسکرزاده

در بازدید از یکی از خانه‌ها، تصاویری از کودکی خدایشان که در اتاق فرزند خانواده نصب شده بود نیز جالب می‌نمود.
دریافت از : زهرا عسکرزاده

دریافت 6: تجربة هندوستان از دریچة ریکشا
«ریکشا» آنچنان در منظر شهرهای هندوستان ذوب و با سایر عناصر آن همراه شده است که فراموش می‌کنیم این وسایل متحرک سبز و زرد آبی و مشکی، محصول یک پدیدة وارداتی به نام حمل و نقل مکانیکی هستند. الگوی ریکشا با عبور از فیلتر سبک زندگی هندی و تأثیرپذیری از سادگی، قناعت، رنگارنگی و برونگرایی این زندگی، تبدیل به مدلی بومی برای تکنولوژی غیر بومی شده است؛ به گونه‌ای که امروز به عنوان یکی از سمبل‌های منظر شهری هندوستان در معرفی این منظر به دنیا نقش مهمی ایفا می‌کند.


ریکشا: تندِ کند، عکس از مریم طالبی

در تجربة سوار شدن به ریکشا که در این سفر به دست آمد، بیش از همه سادگی و بی‌پیرایگی فضای آن تأثیرگذار بود؛ و سایة دنج و تاریک آن که گویی از ابتدا برای خواب قیلولة راننده طراحی شده بود.
دریافت از : سمانه رحمدل
* نام:
ايميل:
* نظر: