كدخبر: ۱۷۳۴
تاريخ انتشار: ۳۰ خرداد ۱۳۹۲ - ۰۲:۳۰
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
روزنامه سفر هند
گزارش روز پانزدهم سفر
در کلاف سر در گم خدایان هندو، انگار یک خدا بیش از بقیه طرفدار دارد. خدایی که در هیئت یک موجود عجیب با بدنی ساده و سری حیوانی (فیل) ظاهر می شود. این خدا را هندوان «گانش» می نامند: خدای ثروت، مکنت و شانس. این خدا را می توان در ابتدای کوچه ها، فضاهای شهری و حتی بالای در منازل دید. به نظر می رسد بار تمام فقر و نداری مردم هند به دوش این خداست. و یا شاید بتوان گفت، این خدای تمام نداری ها و عقده های مردم هندوستان است.
پانزدهمین روز سفر را با شهر بمبئی شروع کردیم، حدود ساعت چهارو نیم صبح به شهر رسیدیم و در هتل حاضر شدیم اما به دلیل پر بودن اتاق ها استقرار ما تا ساعت 12 ظهر به طول انجامید. پس از کمی استراحت و صرف ناهار راهی بازدید شدیم. آنچه در شهر بمبئی با آن مواجه شدیم کاملا متفاوت با شهرهای قبلی بود. شهری مدرن و تجاری با آسمان‌خراشهای بلند و مراکز تجاری فراوان. رفت و آمد به کندی صورت می‌گرفت و حجم ترافیک به شدت بالا بود. برای رسیدن به بافت قدیمی شهر از روی پلی جدید که بر روی دریای عمان (عرب) قرار داشت عبور کردیم. بعد از طی مسیری با یک رختشویخانه بزرگ مواجه شدیم که نامش «دهابی» بود. فضایی وسیع با گودال‌هایی بسیار و کارگرانی که مشغول شست و شوی لباس‌ها بودند. این فضا توسط دولت استعمارگر بریتانیا برای شست و شوی متمرکز لباس‌های شهر در یک مکان خاص ایجاد شده بود که امروزه رفته رفته از کارکرد اصلی خود دور شده و تنها منظری توریستی برای شهر ایجاد کرده است. در ادامه راهی دروازه هند شدیم. در راه با ساختمانها و فضاهایی که در دوران استعمار به سبک معماری ویکتورین طراحی و ساخته شده بود مواجه شدیم. ساختمان شهرداری، ایستگاه راه‌آهن و ساختمان موزه از جمله این ساختمان‌ها بود. دروازه‌ای که روزشاهد خروج استعمار از این سرزمین بوده است، فضای اطراف آن مملو از جمعیت و عکاسانی بود که ابتدا عک می گرفتند و پس از آن اصرار به فروش آن داشتند. در مقابل این دروازه مجموعه هتل تاج محل (کاخ و برج) قرار داشت. هتلی که برای از بین بردن تبعیض میان هندی ها و انگلیسی ها ساخته شده است. بعد از به سمت گذرگاه دریایی و ساحل جاپاتی حرکت کردیم. فضای جمعی و تفریحی با تنوعی از حضور اقشار مختلف مردم. از آنجا که بمبئی شهری ساحلی است و لبه های ساحلی زیادی در شهر وجود دارد اما این سمت ساحل و گذرگاه در زمان استعمار جهت استفاده انگلیسی ها ساماندهی شده که امروزه بر روی مردم گشوده شده است. پس از گذراندن اوقاتی در ساحل و صرف هندوانه میان وعده جلسه بحث آزاد با موضوع دین و آیین و اظهار نظرات اعضای سفر در کنار ساحل بر گذار شد. پس از آن در راه برگشت به هتل قصد بازدید از درگاه حاج علی که مقبره ای در وسط آب قرار داشت را داشتیم که متأسفانه به دلیل نزدیک شدن به ساعات پایانی شب این بازدید میسر نشد. در نهایت ساعت 11 شب به هتل بازگشتیم و اولین روز بازدید از شهر بمبئی پایان یافت.
گزارش از شروین گودرزیان


گروه در مقابل دروازه هند، عکس از احسان دیزانی


رختشورخانه سنتی بمبئی، عکس از مریم اکبریان

دریافت 1 : زنان در کار
در احمد آباد، بار دیگر فضای زنانه ای مورد بازدید قرار گرفت که بسیار با «هوامحل»، در «جیپور» تفاوت داشت. ساختمان MHT مکان یک NGO است که نه تنها زنان متولیان آن هستند، بلکه مخاطبان آن را نیز تشکیل می دهند. از اهداف این NGO می توان به خدمات رسانی و ساماندهی فعالیت های زنان طبقه فرودست اشاره کرد.


چند تن از زنان متولی MHT، عکس از زهره شیرازی

تفاوت این فضا با فضای هوامحل می تواند در این باشد که دیگر زنان تنها نظاره گر نیستند. بلکه با مشارکت در فعالیت های اجتماعی به حضور مؤثر خود در تصمیم گیری های جوامع صحه می گذارد. این نهاد به دنبال آموزش مهارت های کار و حمایت از زنان سعی در ارتقای کیفی شرایط و سبک زندگی آن ها دارد.
دریافت از : پدیده عادلوند

دریافت 2 : خدای پر طرفدار یا خدای عقده ها
در کلاف سر در گم خدایان هندو، انگار یک خدا بیش از بقیه طرفدار دارد. خدایی که در هیئت یک موجود عجیب با بدنی ساده و سری حیوانی (فیل) ظاهر می شود. این خدا را هندوان «گانش» می نامند: خدای ثروت، مکنت و شانس. این خدا را می توان در ابتدای کوچه ها، فضاهای شهری و حتی بالای در منازل دید. به نظر می رسد بار تمام فقر و نداری مردم هند به دوش این خداست. و یا شاید بتوان گفت، این خدای تمام نداری ها و عقده های مردم هندوستان است.
دریافت از : کیوان خلیجی


تصویر گانش بالای ورودی خانه ها، عکس از شهره جوادی

دریافت 3 : اضطراب هند
بمبئی- نامی که در ذهن داشتم و اکنون برایم به واقعیت پیوسته است. با آنکه بار دومی است که به هند آمده ام ورند و دستش را به نشانه بزرگی باز می کند. ایرانی ها چرا این کار را می کنند؟ می گوید: غذاهای هندی را دوست ندارند. می گویم مگر دیگران با خود غذا نمی آورند؟ می گوید نه! می پرسم پس یعنی همه شان غذاهای هندی را دوست دارند؟ جواب می دهد: نه مجبورند می خورند! نتیجه این مکالمه به عهده خودتان!
دریافت از : مهدی آلوش

دریافت 4 : سنت در شهر
فستیوال Mewar جزء مشهورترین جشن‌ها در ایالت راجستان است. هر سال این جشن در ماه مارس و آوریل و به مناسبت فرا رسیدن بهار و سالگرد ازدواج خدای هندو‌ـ شیوا و پاراواتی‌ـ برگزار می‌شود. مردم ادیپور در این روز به خیابان‌ها آمده و به پایکوبی می‌پردازند. این سنت را می‌توان با برخی سنت‌های آیینی ما در دین اسلام مقایسه کرد. حرکت جمعی مردم در مسیرها و راسته‌ها مانند حرکت دسته‌ها در مراسم آیینی دین اسلام است. حتی برخی رفتارها در نقاط مکث و حرکت نیز بر این تشابه می‌افزاید. توقف در جلوی معابد اصلی مانند توقف دسته‌ها در تکیه‌ها و دیگر اماکن مذهبی است.
چرخاندن تصاویر و مجسمه‌های شیوا و پاراواتی نیز از آداب این مراسم باشکوه است که به نحوی قابل مقایسه با حرکت دادن نخل‌ها و المان‌ها و نمادهای مختلف در مراسم عزاداری ماست.


فستیوال Mewar ، عکس از محمد جمشیدیان

حرکت به سمت یک مقصد مقدس نیز در هر دو سنت مشاهده می‌شود. در این جشن مردم بعد از حرکت در مسیرها و عبور از معابد به کناره رودخانه مقدس خود می‌آیند و به جشن و پایکوبی در آنجا می‌پردازند. مقصد نهایی دسته‌های ما نیز یکی از اماکن مقدس شاخص شهر است. مثل حرم ائمه معصومین یا مقابر امام‌زادگان.
در مجموع می‌توان گفت با وجود ذات معنایی متفاوت ادیان مختلف، گاهی نحوة عینیت یافتن تقدسات و مراسم های گرامی‌داشت آنها ظاهری مشابه می‌یابد.
دریافت از : عطیه فراهانی

دریافت 5 : بمبئی، شهر استعمار
منظر شهر بندری بمبئی حاکی از حضور پر رنگ استعمار پیر در این شهر است. تک بناهای طراحی شده به سبک معماری ویکتورین و حال و هوای فضاهای شهری بریتانیا در این شهر به وضوح حس می شود.
پس از گذشت بیش از نیم قرن از رخت بربستن استعمار از این کشور هنوز فضاهای طراحی شده بر اساس نیازها و فعالیت های سیاستمدران انگلستان در اوقات فراغت همچون زمین گلف و باشگاه اسب سواری بر روی مردم ساده و بدون ادعای هندی بسته است و تنها جامعه ثروتمند و بعضاً در ارتباط با همان استعمار از این فضاها استفاده می کنند. به نظر می رسد مردم هند هنوز به شرافت انسانی پی نبرده و نظام کاستی در سال 2012 نیز در این کشور به حیات خود ادامه می دهد. عدم حضور جنبشی از جنس حرکت های گاندی در این مرز و بوم به شدت حس می شود. شاید تلاشی دوباره برای یادآوری شرافت انسانی به این مردم نیاز است.
دریافت از : رسول رفعت


ایستگاه مرکزی راه آهن بمبئی، عکس از رسول رفعت

به سمت اجمیر
دریاچة پوشکار : یک دریاچه مقدس در مرکز شهر، که خود مقدس است و مقدس بودن آن احتمالاً برمی‌گردد به حضور دریاچه در اقلیم خشک و بیابانی، فضایی کاملاً متفاوت، هجوم شهر به سمت آب و در میان گرفتن دریاچه با خانه‌هایی که تا لب آمده‌اند، نشان علاقه به آب در این مکان است. فضایی که در مقیاس کوچک می‌تواند یادآور حیاط مرکزی خانه‌های قدیم و حوض در وسط باشد.


دریاچه پوشکار، عکس از مهرداد سلطانی

فضای دیگری که از آن بازدید شد، اکبری مسجد بود. نام صاحب مسجد خادم غریب‌نواز، حیاط مسجد پوشیده شده با پارچه که به دلیل جشن 9 روزه آذین‌بندی شده بود به نام درگاه خواجه صاحب اجمیر.
* نام:
ايميل:
* نظر: