كدخبر: ۱۷۸۸
تاريخ انتشار: ۳۰ خرداد ۱۳۹۲ - ۰۲:۲۷
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
روزنامه سفر هند
گزارش روز نوزدهم سفر
اینکه انسان شهری امروزی چگونه توانسته در کنار حیوانات زندگی کند خود جای بحث دارد ولی این همزیستی موجب گشته مناظر شهرهای هند متفاوت از منظر شهر های بی روح و ماشینی باشد و حیوانات به عنوان عناصر ویژه، منظری خاص، پیوسته و زنده ایجاد کنند.
روز نوزدهم سفر، مصادف با روز سیزده فروردین بود. برنامه اولیه این روز، بازدید از بالیوود بود، با این وجود، به جهت مشکلاتی که برای هماهنگی حضور چهل نفر در این مجموعه وجود داشت، برنامه تغییر کرد و به بازدید از محله مسلمان¬ها در بمبئی پرداختیم. در این میان، مهم¬ترین بنا، بنای مسجد جامع بمبئی بود که به ویژه به شکل ویژه دلیل حضور آب در آن جلب نظر می¬کرد. پس از بازدید از این مسجد، برنامه¬ی بعدی بازدید از بازار قدیمی شهر بود.


مسجد جامع بمبئی، عکس از زهرا عسکرزاده
دریافت 1 : عناصر ویژه
اگرچه منظر شهری، درک افراد از شهر است اما این فهم و دریافت به واسطه یک سری عناصر صورت می پذیرد که هرچند این عناصر منحصر به فرد باشند، منظر آن شهر خاص تر می شود. این عناصر می توانند نشانه های شهری، ساختمان های خاص و حتی مبلمان باشند، اما در رابطه با شهر های هند این مقوله بسیار متفاوت است. هر شهر از لحاظ معماری و شهرسازی ساختار و عناصر معماری خاص خود را دارد اما در این میان عناصری وجود دارند که نوعی پیوستگی میان مناظر شهر های مختلف ایجاد می کند و موجب میگردد آنها را به صورت یک کل درک کنیم. در ابتدا به نظر می رسید پوشش گیاهی یکی از این عوامل پیوند دهنده باشد اما برخی از شهر ها اقلیم متفاوت و پوشش گیاهی خاص خود را داشتند.
عناصر ویژه شهر های هند، حیوانات هستند. حیواناتی که در تمام شهر رفت و آمد دارند و در کنار مردمان شهر زندگی می کنند. آسمان همواره پر از کبوتر است، سگ موجودی است که بسیار بیشتر از گربه در خیابان ها دیده می شود. گاو ها قدم زنان خیابان ها و کوچه ها را طی می¬کنند، گهگاهی خوک یا گراز وحشی دیده می شود. از طرفی میمون بر روی سقف خانه ها و لبه دیوار ها بالا و پایین می پرند. سنجاب ها در همه جا حضور دارند، از درختان تا آثار باستانی. بز ها در گوشه و کنار شهر جا خوش کرده اند. علاوه بر این ها در برخی شهر ها شاهد فیل، شتر، اسب و حتی الاغ نیز بودیم. این حیوانات ، عناصری هستند که در تمام شهر دیده می شوند. شاید در برخی شهر های مدرن مانند بمبئی حضور این عناصر کمرنگ شود ولی هرگز به طور کامل محو نمی شوند و همواره بخشی از منظر شهر هستند. اینکه انسان شهری امروزی چگونه توانسته در کنار حیوانات زندگی کند خود جای بحث دارد ولی این همزیستی موجب گشته مناظر شهرهای هند متفاوت از منظر شهر های بی روح و ماشینی باشد و حیوانات به عنوان عناصر ویژه، منظری خاص، پیوسته و زنده ایجاد کنند.
شروین گودرزیان



عکس از شروین گودرزیان


دریافت 2 : غارهای آجانتا
غارهای بسیار زیبا با مجموعه‌ای طبیعی در بستر تاریخ ، شامل مجموعه‌ای پی‌درپی در اطراف یک دره، قدیمی‌ترین غار این مجموعه غار شماره 10 می باشد. نقاشی های داخل غار بعدا اضافه شده‌اند. چیزی که در این مکان جلب توجه می کند معماری متفاوت از ذیگر بناهای هنری است. تلفیق مجموعه ای مذهبی با طبیعت ، معماری‌ای که از بیرون ابدا معماری هنری را یادآوری نمی‌کند در داخل غارها نیز پلان ها کاملا پلان کلیساها و باسیلیکای قدیم را یادآوری می‌کند. یک راهروی کشیده و دو رواق در کنار و در انتها استوپا که یکی از 5 استوپایی است که می‌گویند خاکستر بودا در آن نگهداری می‌شود. که بعدا در کلیساها تبدیل به فضای زیر گنبد و محراب شده است.در این مکان غیر از مجسمه‌های بودا و نقش فیل اثر دیگری از معماری هند، چون گنبد و رنگ نیست. نقش‌های کنده‌کاری شده روی سنگ، طاق بستان را نیز یادآوری می‌کند.

عکس از زهرا عسکرزاده
دریافت 3: از الورا تا آکشاردام، تکرار معابد هندویی در منظر شهری معاصر هند
معابد هندویی در منظر شهرهای امروز هند تحت عنوان آکشاردام نمود شهری یافته اند. این معابد جدید الاحداث که به لحاظ ریزه کاری، ظرافت و حتی حجم تجمل گرایی پا را از معابد تاریخی فراتر گذاشته و به عنوان سمبل معاصر معابد هندویی به شمار می روند.
ریشه اصلی (کانسپت اولیه) این آکشاردام های امروزی را می توان در مجموعه غارهای الورا به ویژه در غار شماره 16 (Cave No. 16) یافت. جاییکه بخشی از جداره کوه به گونه ای تراشیده شده است که معبد اصلی در وسط حیاط مستطیلی و رواق هایی در اطراف آن از دل کوه خلق شود. تمامی سطوح با موضوعات مذهبی و به کمک عناصر سمبلیک آیین هندویی کنده کاری در تزئین شده اند. این سبک طراحی در معابد معاصر هندویی تحت عنوان آکشاردام نیز دقیقا تکرار می شود، با این تفاوت که در معابد تاریخی، فضای معبد از کندن کوه و خارج کردن توده های سنگی (طراحی نگاتیو) شکل می گردد در حالیکه معابد آکشاردام از کنار هم قرار گیری توده های سنگی نمود خارجی می یابد. معبد آکشاردام دهلی و گاندی نگر (نزدیک احمد آباد) از معروف ترین نمونه های معاصر این آکشاردام است.
گوران عرفانی

دریافت 4 : الگوی توسعه شهری بمبئی
بمبئی شهری فراملیتی در حوزه تجارت و بازار سرمایه است. نمودهای عینی ناشی از توسعه کالبدی شهر بر اساس نظام سرمایه گذاری حاکی از آن است که صاحبان قدرت در رأس برنامه ریزی و تصمیم سازی این گونه توسعه اند. به نظر می رسد ایجاد مراکز فرعی شهری (subcenteres) مانند (BanadorKondres Complex) BKC برای ایجاد و کنترل سرمایه یکی از نمونه های بارز می باشد که مؤید این نوع الگوی توسعه است. همچنین ارتباط دو پهنه اعیان نشین شهر به وسیله پلی که از معماری مدرن و سازه چشم گیر برخوردار است حاکی از همین نظریه است که الگوی توسعه شهر در چند دهه اخیر انحصاری و بخشی بوده است.
میثم خلیل پور


عکس از زهرا عسکرزاده
دریافت 5 : دروازه استقلال
یکی از بناهای بااهمیت شهر بمبئی که همواره به صورت ویژه ای مورد توجه قرار می گیرد «دروازه هند» (Gate of India) می باشد. این بنا که به مناسبت دیدار شاه جرج پنجم و ملکه وی در سال 1924 توسط جرج ویتف ساخته شده است 26 متر ارتفاع داشته و در ساخت آن از سبک معماری اسلامی قرن 16 استفاده شده است. اما شاید دلیل مهم تری که این بنا را به یک نشانه شاخص شهری (بیشتر برای خود مردم هند) بدل ساخته است از حیث خاطره انگیزی این فضاست.
در سال 1942 جلسه کنگره رهبران هند تشکیل گردید که منجر به به صدا درآوردن ناقوس مرگ امپراطوری بریتانیا و به همراه آن مرگ تسلط انسان سفید پوست بر سه چهارم کره خاک شد. بدین ترتیب در 18 ژانویه 1947 آزادی به یک پنجم جمعیت دنیا بازگردانیده و استعمار بریتانیا بر هند برای همیشه قطع شد. از آن جهت که خروج انگلیسی ها و بازگشت آزادی به کشور هند در این دروازه صورت گرفت این مکان ارزش و اهمیت خاصی یافت. خروج آخرین انگلیسی از این دروازه سبب به وجود آمدن عناصر پیوند دهنده ای شد که شکل دهنده بخشی از ذهنیت انسان هاست. حضور این عناصر پیوند دهنده میان آدمی و فضا با بالابردن حد مطلوبیت آن فضا درک زیبایی را ارتقا داده و سبب شکل گیری حس تعلق به این فضای خاطره انگیز می گردد.
آرزو شیردست


عکس از زهرا عسکرزاده
دریافت 6 : از بمبئی تا شانگهای
آنچه در بمبئی نظرم را به خود جلب کرد، مقایسه ای بود بین این شهر و شانگهای. هر دو شهر ساحلی هستند و مرکز اصلی تجاری که به نوعی دروازه تجاری برای کشور خود محسوب می شوند. ولی بمبئی علیرغم بافت مدرن خود هسته های تاریخی خود را نیز حفظ کرده است. مقیاس انسانی در این شهر ملموس ترند و فضاها دارای بافت های سنتی نیز می باشند. حتی سیلوئت شهری در افق و به صورت پس زمینه شهر می باشد. این درحالی است که ساختمانهای بلند و آسمان خراش ها در شانگهای تمام فضای شهری را تسخیر کرده بودند و این تنها سیلوئت شهری نبود، بلکه مانند ماکتی از ساختمان های مدرن که از میان آنها حرکت می کردیم. در کنار این موضوع، نکته ای که به ذهنم رسید این بود که روند زمان بر شکل گیری سیمای یک شهر در حاصل آن شهر تا چه اندازه می تواند تأثیر گذار باشد. در مقایسه بمبئی با شانگهای می توان گفت به نظر می رسد در شانگهای سیاست شهرسازی و طراحی منظر آن در زمانی کوتاه مدت و سرعت عمل بالا در سدد بوده فضای شهری مدرنی را به یکباره ایجاد کند. ولی در بمبئی رشد و شکل گیری این فضاها در طول زمان کاملا محسوس است.
شهرزاد خادمی
* نام:
ايميل:
* نظر: