كدخبر: ۱۷۸۹
تاريخ انتشار: ۳۰ خرداد ۱۳۹۲ - ۰۲:۲۴
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
روزنامه سفر هند
گزارش روز بیستم سفر
در شهر ساحلی بمبئی به بازدید از مسجد جامع این شهر رفتیم. مسجدی که به دلیل ویژگی های خاص حس و حال متفاوتی پیدا کرده بود. گذشته از پلان نامنظم و متفاوت، ویژگی ای که این مسجد را از دیگر مساجد متمایز می کرد،
امروز دوشنبه مورخ 14/1/91 است. ساعت 7 صبح برپا بود و برای هفت و نیم برای صرف صبحانه به رستوران هتل رفتیم. ساعت 8 همه باید آماده و ساک به دست، جلوی هتل برای رفتن به فرودگاه آماده می¬بودیم. از آن¬جا که روز قبل آقای دکتر وقت خرید به بچه¬ها داده بودند، ساک¬های بچه¬ها حسابی چاق و فربه شده بود. بعد از جابه جایی ساک¬ها و قراردادن آن¬ها داخل اتوبوس، موقع تحویل ساک¬ها فهمیدیم که بارها نباید بیشتر از 20 کیلو باشد. خلاصه بارها به صورت جمعی تحویل شد و در نهایت مقداری جریمه نیز شامل حال گروه شد. امروز روز خاصی برای گروه است. همه سرگرم هستند. گروهی در حال مشورت با دبیرهای ویژه¬نامه¬ها و گروهی در حال فکر کردن برای مقاله هستند. گروهی نیز که کار خود را قبلا تمام کرده¬اند، در حال استراحتند و خلاصه امروز باید همه چکیده مقالات خود را ویرایش شده تحویل دهند و بالاخره این روز فرا رسیده که هدف دوم سفر یعنی هدف علمی- پژوهشی به سرانجام برسد.
سفر ما چهار ساعت طول کشید و بچه¬ها زمان لازم برای انجام تکالیف خود را داشتند. ساعت 3 و 40 دقیقه به فرودگاه بنارس رسیدیم. تا جابجایی و استقرار در هتل حدود 2 ساعت طول کشید و قرار ما برای ساعت 6 و دیدن غروب در کنار رودخانه گنگ و دیدن مراسم یومیه که در هنگام مغرب برگزار می¬شود تنظیم گردید. به دلیل شلوغی آن محله و عدم اجازه ورود اتوبوس به آن منطقه، از هتل با ریکشاهای پایی (دوچرخه¬های کالسکه دار) به سمت رودخانه حرکت کردیم.
حرکت داخل بافت که سواره و پیاده و مراکز تجاری در کنار یکدیگر بودند واقعا جذاب بود. سپس به دیدن یکی از گاتهای کنار رودخانه رفتیم که در آن مراسم اجرا می¬شد. تمام بچه¬ها از دیدن این مراسم به شوق آمده بودند و امروز را اوج سفر می¬دانستند. از جمله مراسمی که برگزار می¬شد، غسل مردم، اجرای موسیقی زندگ¬دار، انداختن شمع¬های روشن به آب رودخانه گنگ، اجرای آیینی که شامل چرخاندن شمایل¬های مارگونه و شمعدانی¬هایی بود که هر کدام احتمالا فلسفه¬ای در پس خود داشتند. در این بین گروهی از همسفران سوار قایق شدند تا منظر شبانه کنار رودخانه و مراسم را از فاصله ای نه چندان دور و از داخل قایق نظاره کنند.
در فاصله یک کیلومتری از مراسم آتش¬های بلندی دیده می¬شد که گواه آتش زدن اجساد مردگان بود. بعد از رسیدن به ساحل، برای دیدن مراسم آتش زدن مردگان حرکت کردیم که اطلاعاتی نیز از دیدن آن حاصل شد. ابتدا این که مردگان زیادی را روزانه در این فضا می¬سوزانند و حتی ساختمانی در پس این فضا واقع شده بود که افرادی در آن در انتظار مرگ خود می¬نشستند. اعتقاد آن¬ها برای به آتش کشیدن، از جهت پاک شدن است. این مراسم، تا آن¬جا که گروه مشاهده کرد، به این صورت بود که مرده را با پارچه¬های سفید و رنگین طلایی و قرمز رنگ پوشانده، بر روی الواری به کنار رودخانه آورده و در آب فرو¬ می¬برند. سپس برای نیم ساعت روی زمین گذاشته تا خشک شود و بعد بر روی همین الوار به آتش می¬کشیدند. این مراسم برای گروه حس غریبی داشت.
بعد از دیدن مراسم، با ریکشا به هتل آمدیم و قرار به صرف شام و استراحت شد تا برای فردا آماده شویم.
گزارش از جنت رحمت پناه


عکس از زهرا عسکرزاده

دریافت 1: در بنارس سر هر کوچه چراغی ابدی روشن بود
در ترمینال فرودگاه بمبئی در انتظار صدایی که گروه چهل نفری ما را به طی آخرین ساعات برای رسیدن به خاص¬ترین شهر سفرمان فراخواند نشسته ام. بیست روزی گذشته سرانجام نوبت به بنارس رسیده است. نمی¬توانی به بنارس بیاندیشی و آیین مداری و تنوع اعتقادی هندوان را به یاد نیاوری. مقدس ترین شهر هند در امتداد گنگ آرمیده و این پیش از هر نکته¬ای، تقدس آب و تعدد مناسک آیینی مرتبط با آب را در ذهن متبادر می¬کند. در طول سفر زیاد دیدیم دریاچه¬ها و حوض¬های آبگیری که در کناره¬شان به پلکانی برای انجام مراسم آیینی مرتبط با آب می¬رسیدیم. از دریاچه¬های پوشکار و ادیپور گرفته تا حتی مسجدی جامع در بمبئی که به واسطه وجود چشمه¬ای طبیعی در زیر ساختمان به طرزی حیرت¬انگیز آب در شکلی بدیع در آن به کار گرفته شده بود و اگر چه که به عنوان وضوگاه مورد استفاده قرار می-گرفت، ولی همان فرم پلکانی مختوم به سطح آب در آن دیده می¬شد.
احتمالا در بنارس به واسطه وسعت، شهرت و تقدس حوزه آبی موجود در آن (گنگ مقدس) و شکل گیری خطی شهر در امتداد رودخانه، بتوان ریشه¬های اصلی این نحوه فرم¬گیری و فضاهای آیینی در کناره¬ی آبها در هند را مشاهده کرد.
مریم اکبریان

دریافت 2: فرهنگ نظافت و شهرهای هندوستان
کثیفی و آلودگی شهرهای هند از پایتخت (دهلی) تا شهرهای کوچک و بزرگ دیگر، از اولین نکاتی است که در گردش¬های روزانه و شبانه در شهر جلب توجه می¬کند. این که شهرداری و خدمات شهری در مورد نظافت و تمیزی شهر اقدامی نمی¬کنند، و علاوه بر آن فرهنگ نظافت شهر در میان شهروندان نیز به چشم نمی¬خورد، دو نکته دیگری در وضعیت اسف¬بار خیابان¬ها در شهرهای هند است. شما هیچ سطل زباله¬ای در سطح شهر نمی¬بینید و مردم نیز از فقیر تا غنی تمام تلاش خود را در آلوده کردن محیط شهر به کار می¬بندند. این مسئله مختص به طبقه¬ی خاص و یا منطقه¬ی خاصی از شهر نیز نمی¬شود، چنان که در مناطق اعیان نشین با خانه¬ها و ویلاها و ماشین¬های گران¬قیمت نیز همین خیابان¬های کثیف به چشم می¬آیند. دین و آیین نیز تأثیری در توجه به تمیزی سطح شهر ندارد و حتی مناطق مسلمان¬نشین گاهی وضعیت اسف-بارتری پیدا می¬کنند. نهایتا در هندوستان نه در میان مردم و نه در میان مسئولین شهر توجهی به نظافت محیط شهری وجود ندارد.
آیدا آل هاشمی

عکس از زهرا عسکرزاده

دریافت 3: شهرهای راستگو و بندهای رخت
بندهای رخت جزئی جدایی ناپذیر از چهره¬ی شهرهای هندوستان هستند. صرف نظر از اینکه بافت شهر یا محله لوکس، فقیرنشین، زاغه نشین، بومی یا مستعمراتی است، بندهای رخت و لباس¬های رنگارنگ شسته شده بر روی بالکن¬ها و ایوان¬ها خودنمایی می-کنند. این عناصر به سرعت در ذهن هر مخاطب تبدیل به نمادی از منظر شهرهای هند می¬شوند. این¬ها نشانه¬هایی هستند از مردمی که بسیار نمایان و بی¬ظاهرسازی زندگی می¬کنند. فعالیت¬هایی مانند آویزان کردن لباس از پنجره¬ی رو به خیابان و شهر در بسیاری از جوامع امری خصوصی و بر هم زننده¬ی سیمای رسمی و عمومی شهر به حساب می¬آید. ولی در تعریف مردم هند از شهر، مرزی میان حریم خصوصی و زندگی جمعی وجود ندارد. برای آن¬ها، آشکار شدن حریم خصوصی باعث شرمساری نیست و شهر نیز مکانی برای پنهان¬کاری به حساب نمی¬آید. این شکل نگرش به شهر باعث شده که شهرهای هندوستان شبیه به خانه¬ای بسیار بزرگ باشند که همه مردم را در خود جای می¬دهند. بندهای رخت به عنوان یکی از نشانه¬های این خانه، دلیل خوبی است برای این ادعا که ویترین سازی در فرهنگ شهرنشینی هندی جایی ندارد و آن¬ها هر فضایی، حتی فضای پرزرق و برق و نامأنوس شهری مانند بمبئی را با نمادهایی اختصاصی، از آن خود می¬کنند.
سمانه رحمدل

دریافت 4: مسجد جامع بمبئی
در شهر ساحلی بمبئی به بازدید از مسجد جامع این شهر رفتیم. مسجدی که به دلیل ویژگی¬های خاص حس و حال متفاوتی پیدا کرده-بود. گذشته از پلان نامنظم و متفاوت، ویژگی¬ای که این مسجد را از دیگر مساجد متمایز می¬کرد، حضور گسترده آب در صحن میانی و در مجاورت بلافصل پلکان آن بود که به نوعی جهت¬گیری کلی مسجد را به سمت مرکز متمایل می¬کرد. این آب که گفته می¬شد از چشمه¬ای تأمین شده، سبب وجود عناصر طبیعی دیگر از جمله ماهی¬ها، لاک¬پشت¬ها و پرندگان بود که حضور این موجودات و یا به گفته دیگر، حضور پررنگ طبیعت، کیفیت فضا را بسیار دگرگون می¬کرد. به نحوی که هر کس وارد مسجد می¬شد، در ابتدای امر زمانی روی پله¬های میانی درنگ می¬کرد تا از تلفیق طبیعت با فضای مسجد لذت ببرد.
زهرا عسکرزاده

عکس از زهرا عسکرزاده



دریافت 5: آخرین یادداشت (سفر پژوهشی هند)
با نزدیک شدن به روز های پایانی سفر، می بایست که چکیده مقالات خود را تحویل سرگروه های خود بدهیم. همه بچه ها در تکاپوی نوشتن و تکمیل فرضیات و خلاصه مقالات خود هستند. هنگام نوشتن مقالات تمام خاطرات مکان هایی در مورد آن می نویسیم برای ما یاد آوری می شود و اینکه سفر رو به پایان است تا حدودی ناراحت کننده می باشد. در این مدت مکان های زیادی را بازدید کرده ایم، از قدیمی ترین بافت شهری تا جدیدترین آن. دیدن زندگی های مختلف در این کشور بسیار عبرت انگیز و آموزنده بود. از خصوصیات بارز مردم هند ، قانع بودن و صبور بودن است که البته در رانندگی این قضیه کاملا متفاوت است. (برای اطلاعات بیشتر به یادداشت دوم آقای دیزانی مراجعه شود!!!!!) با توجه به اینکه موضوع مقالات بچه ها و فرضیه های آنها مشخص است، به نظر میرسد که مقالات خوبی از این سفر حاصل شود. این یادداشت در پرواز Spicejet 114 نوشته شده و به عنوان آخرین یادداشت روزنامه سفر اینجانب می باشد.

* نام:
ايميل:
* نظر: