كدخبر: ۲۵۶۸
تاريخ انتشار: ۲۸ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۵:۴۶
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
"مدارس تفکر" چه تفاوتی با "دانشکده های معماری" دارد؟
سطوح معماری ما،هم در حرفه و هم در آموزش، به یک میزان پایین تر از جهان پیشرفته است. با در نظر گرفتن اینکه مشکلات معماری حرفه ای ما درواقع پس از شروع آموزش معماران به روش دانشگاهی به وجود آمده است، عجیب نیست اگر نتیجه بگیریم که ریشه اصلی بسیاری از مشکلات در معماری کشور را می بایست در آموزش معماری در کشور جستجو کرد و در آموزش است که می باید این مشکلات را به صورت زیربنایی ریشه کن کرد.
نظرآنلاین/علی کرمانیان

شاید مهم ترین خصوصیت دانشکده های معماری در جهان از بدو پیدایش آن ها، مسئله "نگرش" و در واقع نوع تفکر این مراکز بوده است که طبعا براساس نوع تفکر و نگرش پایه گذاران و استادان معماری گرداننده آن ها شکل گرفته و برنامه ریزی های آموزشی آن ها هم براساس همین "نوع تفکر" انجام می گیرد. دانشکده های ما هیچ یک مدارس تفکر نیستند و تا زمانی که نباشند،هیچ پیشرفت جدی و عمیقی در وضعیت معماری کشور حاصل نمی شود. ویژگی اصلی این مدارس تفکر،

اول این است که به طور مستمر با استفاده از نخبگان و خبرگان، به پژوهش، بحث و تولید اندیشه بپردازند. این اندیشه ها باید پرداخته و مکتوب شوند تا عکس العمل و برخورد دیگر صاحبنظران معمار درباره آن ها عنوان شود. با تداوم چنین حرکتی توسط این مدارس تفکر، می توان انتظار رشد و پویایی در عرصه معماری را داشت.

دوم آنکه این مدارس تفکر باید حتما مستقل و فراتر از دولت ها و سیاست قدرت های حاکم عمل کنند. تنها زمانیکه مدارس معماری ما تبدیل به چنین مدارس تفکر اندیشمند و پویا شوند، می توانند درمورد تمام اتفاقات کوچک و بزرگ جاری در معماری کشور،با قدرت و تأثیر فراوان اعلام نظر کرده و انجام نظر خود را پیگیری کنند. از این رو است که تا زمانیکه مدارس معماری ما به چنین مراکزی تبدیل نشوند، هیچ تحول بنیادینی در معماری کشور صورت نخواهد گرفت.
* نام:
ايميل:
* نظر: