كدخبر: ۵۵
تاريخ انتشار: ۰۹ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۲:۴۲
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
علی اکبر سرفراز / گروه پژوهشی علوم و تاریخ هنر
جام ايلامي، نو يافته اي از تخت جمشيد
كاووش هاي جام ايلامي در نزديكي تخت جمشيد در سال 1345 توسط دكتر سرفراز انجام گرديد. متأسفانه در طول سال هاي گذشته، برخي افتخار كاووش هاي آن را به اشخاصي چون پروفسور هينس نسبت داده اند. در اين مطلب خاطرات دكتر سرفراز در باره چگونگي كاووش اين جام، همراه با شواهدي كه مؤيد كاووش و تحويل آن به موزه ايران باستان است آورده شده است.
در اوايل سال 1345 شمسي، سرپرست فقيد تخت جمشيد، آقاي رعنائي، طي تلگرافي به موزه ايران باستان اطلاع داد كه اثر فوق العاده نفيسي ضمن عمليات كانال كشيِ مالك زميني، در اطراف تخت جمشيد پيدا شده است. و اگر كارگران آشنايي با اشياء عتيقه نداشتند، مالك زمين به نام آقاي كاووسي، با وانمود به اينكه اين شيء ارزنده جزء ابزار و وسائل تراكتورِ در حال كانال كشي بوده، آن را به يغما مي برد. به اين ترتيب كارگران خبر پيدا شدن اين شيء را به آقاي رعنايي مي دهند. آقاي رعنايي نيز شبانه به همراه ستوان طلائي، رئيس پاسگاه منطقه و با همراهي دو نفر از كارگران، به شيراز عزيمت نموده و خود را به درب منزل آقاي كاووسي مي رسانند. آنها از آقاي كاووسي شيء مزبور را مطالبه مي كنند و او نيز كه در بن بستي واقعي قرار گرفته بود، اذعان و اعتراف كرد كه: آري، چنين شيئي پيدا شده و من آن را به يك نفر يهودي در بازار به مبلغ صد هزار تومان فروخته ام. پس از اين اعتراف، همگي در همان شب به منزل فرد بازاري مورد نظر رفته و پس از پرداخت پول توسط آقاي كاووسي، جام را پس مي گرفتند. فرداي آن روز آقاي رعنايي به اداره كل باستان شناسي وقت اطلاع مي دهد و تقاضا مي كند، باستان شناسي جهت آشنائي بيشتر با جام و تحويل آن براي انتقال به تهران و موزه ايران باستان، به محل اعزام كنند.

موزه ايران باستان نيز آقاي دكتر سرفراز را براي اين منظور به شيراز اعزام كرد. دكتر سرفراز پس از رسيدن به تخت جمشيد و رؤيت اين جام نفيس، تصميم مي گيرد كه از محل پيدا شدن جام در جليل آباد بازديد نمايد. وي براي آگاهي بيشتر در آن محل اقدام به عمليات گمانه زني كرد، كه منجر به پيدا شدن كوزه اي كه اين جام درون آن بوده، همچنين يك پلاك منقوش مفرغي و تعدادي مهره شد. در ادامه ترانشه، مسير جاده سنگفرش شاهي نيز كشف گرديد. آقاي دكتر سرفراز تشخيص دادند كه مكان مزبور ارتباطي با فرهنگ و تمدن جام ايلاميِ پيدا شده اش ندارد. بلكه تپه جليل آباد، مربوط به تمدن هخامنشي است. به احتمال زياد اين جام را كه جزء هداياي تخت جمشيد بوده، در هنگام حمله اسكندر، ربوده و در اين مكان پنهان كرده بودند و البته موفق به بردن آن نشده اند. آقاي سرفراز پس از تهية گزارش و عكس كافي از جليل آباد، و امضاء صورت جلسة تحويل شيء نفيس جام ايلامي، تصميم گرفتند كه براي انتقال آن به تهران از هواپيما استفاده نكنند، بلكه با گرفتن دو بليط اتوبوس «تي بي تي» و قرار دادن اشياء مكشوفه و جام كه لاك و مهر و بسته بندي شده بود، در كنار خود، با اطمينان بيشتري آن ها را به تهران منتقل كنند. غافل از اينكه در همان روز، عوامل درباري كه به شيراز مسافرت كرده بودند، توسط استاندار وقت از پيدا شدن جام مطلع شده اند. آن ها به آقاي رعنايي دستور مي دهند كه به هر شكل ممكن جام را براي ديدن ان ها بياورد.

ايشان نيز آنطور كه خود تعريف كردند، در همان لحظه، از شيراز با سرعت به طرف تخت جمشيد حركت كرده، به گونه اي كه راه آن روز شيراز به تخت جمشيد را در مدت 20 دقيقه طي كردند. وي جام را از بسته بنديِ لاك ومهر شده اش خارج نمود و به استانداري منتقل كرد. پس از رؤيت جام توسط درباريان، دستور دادند جام را به دربار بفرستند كه خود داستان غم انگيزي دارد و از شرح آن چشم پوشي مي كنيم. آقاي رعنايي كه به خاطر خواسته درباريان در بن بست گير افتاده بود، با گريه و زاري به استادنداري قول داد كه جام را پس از تحويل به موزه ايران باستان، به دربار بفرستد، و اينگونه جام را دوباره از استانداري پس گرفت و به آقاي سرفراز تحويل داد. به اين ترتيب، جام به همراه گزارش كار و كوزه مربوطه و ساير اشياء يافته شده، به موزه تحويل داده شد. در اولين روز ورود اشياء به موزه، خانم سلما مقدم، كتاب دار موزه ايران باستان و همسر دانشمند فقيد، مرحوم محسن مقدم، كه با زبان هاي باستاني آشنايي داشت، قول دادند كتيبه جام را كه به زبان ايلامي بود، در اولين فرصت بخوانند. خانم مقدم پس از 5 يا 6 ماه، موضوع را با آقاي پروفسور هينس كه به تهران آمده بود در ميان گذاشت. آقاي هينس نيز موفق شد كه متن كتيبه، به خط پروتو ايلامي را به صور خلاصه به اين مضمون بخواند: جام متعلق به الهه «نارونده» و كاهنة «كوري ناهيتي» است.


قدمت اين جام نيز حداقل به بيش از سه هزار سال قبل از ميلاد مي رسيد. تا به اينجا احترام و حق خانم مقدم و آقاي پروفسور هينس محفوظ است. اما پس از يك هفته آقاي هينس تمايل پيدا كرد كه در مورد اين شيء تازه يافته سخنراني كند. دكتر سرفراز نيز جزء مستمعين اين سخنراني بودند. از همان آغاز سخنراني پروفسور هينس مشخص شد كه وي، وارد بيراهه شده است. زيرا در اولين اسلايدي كه نشان دادند، كوزه اي را به نمايش گذاشتند كه به هيچ وجه ارتباطي با كوزة يافته شده محافظ ساغر مكشوفه كه در اثر فشار تراكتور تكه تكه شده بود، نداشت. قطعات كوزة اصل نيز در تعمير گاه موزه در اختيار آقاي «پيرامون»، سرپرست كارگاه بود، و هنوز تعمير نشده بود. وانگهي آقاي هينس، پيدا شدن ظرف و آوردن آن را به كس ديگري نسبت دادند. پس از اتمام سخنراني، دكتر سرفراز به ايشان مراجعه كرد و قصورشان را يادآور شد. پروفسور هينس نيز عذرخواهي كردند و اذعان داشتند كه مسئولين موزه اينچنين به ايشان اطلاع داده اند. و نگفته اند كه شما كاشف آن اشياء و آورنده جام بوده ايد.

40 سال بعد اما آقاي هينتس در كتاب "يافته هاي تازه از ايران باستان" كه توسط آقاي پرويز رجبي ترجمه شده است، ادعا نمودند كه جام مورد نظر طي حفاري چاه در تخت جمشيد يافته شده! و نه ضمن كانال كشي براي باغ و بر اثر برخورد اتفاقي تراكتور. قابل ذكر است كه كتاب "يافته هاي تازه از ايران باستان" از نظر مترجم اين اثر، آقاي دكتر پرويز رجبي، و از شاگردان پروفسور هينتس نيز در بسياري قسمت ها دچار ابهام است.

اولين عكس از اين جام در سال 1345 در كتاب موزه هاي ايران چاپ شد. بر مبناي نظر دكتر سرفراز 43 سال از يافتن اين اثر مي گذرد، در حالي كه پروفسور هينتس اعلام مي دارد كه اين اثر 42 سال پيش يافت شده است.

به هر صورت امروز پس از گذشت 43 سال از آن زمان، يك بار ديگر اين شيء يافته شده قديمي، جلب توجه كتاب نويافته هاي پروفسور هينس را نموده كه بايد گفت جل الخالق از اين پژوهشگران كم حافظة خارجي كه نه احترام خودشان را دارند و نه احترام ديگران را!!

تصاوير

از راست به چپ
- صورت جلسة تحويل جام ايلامي توسط دكتر سرفراز در سال 1345 به وزارت فرهنگ و هنر.
اين نامه مؤيد تلاش هاي دكتر سرفراز جهت تحويل و ثبت اين جام تاريخي است. در صفحة دوم اين نامه امضاء تمامي مسئولين مربوطه موزه در سال 45 قابل مشاهده است.
- جلد كتاب موزه هاي ايران كه در آن براي اولين بار در سال 1345 تصوير جام هاي ايلامي چاپ شده است.
- صفحه اي از داخل كتاب موزه هاي ايران، كه در آن براي اولين بار تصوير جام هاي ايلامي چاپ شده است.


- تصوير جام ايلامي از كتاب نو يافته هاي باستان شناسي.
- جلد كتاب مذهب قوم ايلام، تأليف دكتر محمد رحيم صراف. بر روي جلد اين كتاب تصوير خطي جام ايلامي قابل مشاهده است.
- جلد مجله باستان پژوهي، بر روي جلد كتاب كه در سال 1377 چاپ شده است، نقش جام ايلامي آورده شده است.
- جلد كتاب نو يافته هاي باستان شناسي كه در آن دكتر هينز، طريقة يافتن جام ايلامي را به اشتباه شرح داده است.


- قسمتي از ترانشه حفاري جام ايلامي يا جام مرو دشت. عكس از دكتر سرفراز.
- تصوير جام ايلامي از كتاب نو يافته هاي باستان شناسي.
- تصوير جام ايلامي از كتاب نو يافته هاي باستان شناسي.
- قسمتي از زمين آقاي كاووسي كه در آن جام ايلامي يافت شد. عكس از دكتر سرفراز.


- پل بند يا آب بند هخامنشي كه امروزه هيچ اثري از آن باقي نمانده است. عكس از دكتر سرفراز.
- قسمتي از ترانشه حفاري جام ايلامي يا جام مرو دشت. عكس از دكتر سرفراز.
- بخشي از آب بند هخامنشي مرو دشت. عكس از دكتر سرفراز.
- مرحوم سامي و ديگران در كنار پل بند هخامنشي. عكس از دكتر سرفراز.


- مرحوم دكتر سامي و سنگ آتشدان مرودشت. عكس از دكتر سرفراز.
- پل بند يا آب بند هخامنشي كه امروزه هيچ اثري از آن باقي نمانده است. عكس از دكتر سرفراز.(تصاویر 2 و 3 و 4)


- جام ايلامي بر روي ستون هاي تخت جمشيد. عكس از دكتر سرفراز.
- سنگ يك آتشدان در مرودشت. عكس از دكتر سرفراز.
- اولين مهمانسراي تخت جمشيد. هتل آپادانا كه امروزه تخريب گشته است. عكس از دكتر سرفراز.
- بست دم چلچله اي بر روي آب بند مرودشت. عكس از دكتر سرفراز.


- جام ايلامي در دستان جمشيد، فرزند مرحوم رعنائي در تخت جمشيد. عكس از دكتر سرفراز.
- جام ايلامي بر روي پايه ستون هاي تخت جمشيد. عكس از دكتر سرفراز.
- جام ايلامي بر روي ستون هاي تخت جمشيد. عكس از دكتر سرفراز.


- جام ايلامي، عكاسي شده توسط دكتر سرفراز در دفتر آقاي رعنائي، قبل از انتقال به تهران.

دکتر علی اکبر سرفراز، باستان شناس







* نام:
ايميل:
* نظر: