كدخبر: ۵۹۸
تاريخ انتشار: ۳۱ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۱:۴۴
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
قاب نظر/ گارگاه‌های تخصصی پژوهشکده نظر
آتشکده سرخ خانه باکو
آتشکده سرخ خانه باکو،در طول زمان مرمت شده و موارد استفاده گوناگونی یافته است. در دوره ای توسط مهاجرین هندو به عنوان معبد آگنی و یا جوالاجی مورد استفاده قرار گرفته است. اما با توجه به نمونه‌های چارتاقی در خاک ایران، این بنا را باید اصالتاً ایرانی، ساسانی دانست.
متن کارگاه تخصصی باستان شناسی با موضوع "آتشکده سرخ خانه باکو"
سخنران: دکتر بهرام آجرلو/ دکتری باستان شناسی، عضو هیئت علمی دانشگاه هنر اسلامی تبریز
تاریخ: 1389/4/16
مکان: پژوهشکده نظر

چکیده:

 آتشکده سرخ خانه باکو،در طول زمان مرمت شده و موارد استفاده گوناگونی یافته است. از جمله در فاصله انقراض صفویه تا روی کارآمدن افشاریه، توسط مهاجرین هندو به عنوان معبد آگنی و یا جوالاجی مورد استفاده قرار گرفته است. اما با توجه به نمونه‌های چارتاقی در خاک ایران، این بنا را باید اصالتاً ایرانی، ساسانی دانست.
واژگان کلیدی:

 آتشگاه، سرخ خانه، باکو، ساسانی، چارتاقی
مقدمه:

آتشگاه باکو یا آتشکده سرخ خانه، که در لفظ محلی به آن سوراخانی گفته می‌شود، در میان مستشرقین و ایران شناسان ماهیت مورد بحثی دارد و متأسفانه تا به امروز تحقیقی روشمند و آکادمیک از منظر باستان‌شناسی در این مورد انجام نشده‌است. (آتشگاه یا آتشکده در اینجا به استثنای کلمه آتشدان، با تسامح به یک معنا به کاررفته و منظور بناهایی با سیستم معماری چارتاقی است.) بنای سرخ خانه در سال 1975 تبدیل به موزه گشت و دستکاری شد. به گونه ای که از طریق لوله کشی گاز، آتش از چهار مناره مانند بنا، شعله می‌کشد.
آتشکده سرخ خانه باکو

تحقیقات انجام شده در رابطه با این بنا، اولین بار توسط «ویلیام جکسن» آمریکائی، در اواخر قرن 19 میلادی و با تکیه بر روایت‌های تاریخی آغاز می‌شود. بعد از آن مطالعات تاریخی و معماری پروفسور «سارا عاشق‌بیگی» از آکادمی علوم آذربایجان در دهة 80 میلادی وجود دارد، اما پس از آن مطالعه مدونی در این باب صورت نگرفته‌است. مسئله اصلی در این مقاله این است که آیا آتشکده سرخ خانه باکو، اثری اصالتاّ ایرانی ساسانی است و یا اینکه آنچنان که مستشرقینی چون «جکسن» و «لِبی» گزارش داده‌اند، بنایی مربوط به آئین هندوئیزم است.
حال به بررسی وجه تسمیة نام این بنا می‌پردازیم. آتشگاه باکو مشخصاّ لفظی فارسی است. محلیان آن را سوراخانی نیز می‌نامند و بنا به نظر عده‌ای به سوراخ‌خانه نیز تعبیر شده‌است. این وجه تسمیه را بر این مبنا است ‌که در این مکان سوراخ‌هایی وجود دارد که از طریق آن، نفت و گاز شبه جزیرة آبشوران، فوران می‌کند.
در تعریف دیگری این بنا سرخ‌خانه نامیده‌شده است و می توان آن را منطقی‌تر دانست. زیرا واژة سرخ در ادبیات مترادف و هم معنی آتش نیز هست. پس در گام اول وجه تسمیه بنا نشان می‌دهد که بنا به حوزه فرهنگ ایرانی متعلق است.
آنچه از سایت این بنا می‌بینید، سیستم چارتاقی را در معماری پیش از اسلام و در دوران ساسانی به یاد می‌آورد. این بنا ابعاد 15 در 15 متر و ارتفاعی معادل شش متر تا گوشواره‌ها دارد و از این نظر کاملاّ با چارتاقی‌های ایران به ویژه در استان فارس قابل مقایسه است.
جهت واشکافی مسئله، لازم است که ابتدا هندوئیزم و جایگاه آتش را در این آئین بشناسیم و همچنین نگاهی به زرتشتی‌گری و جایگاه آتش در آن داشته و به دنبال نمونه‌های معماری مشابه بگردیم. تا این مسئله روشن شود که آیا این بنا، به معماری معابد هندو شبیه است و یا شبیه نمونه‌های ساسانی در ایران.
آنچه مسلم است هندوئیزم و با تساهل زرتشتی‌گری، یا دین آریائی‌کهن که بعدها مقدمات برآمدن آئین زرتشتی شد، از منظر پژوهشگران تاریخ ادیان به عنوان مثال «جان ناس» و یا «پروفسور علی‌اکبر ترابی»، در مرحله ودائی بر دوره هخامنشی مقدم است. مثلاّ در هر دو آئین هندو و دین کهن آریائی، میترا ایزدی مشترک بوده و یا وارونای هندو با اهورای زرتشتی قابل مقایسه است. از نظر مناسک مذهبی نیز برهمنان هندو مناسک مربوط به تقدس و افروختن و نگهداری آتش، که سمبل خدای آگنی است را در شرایط مشابه موبدان زرتشتی انجام می‌دهند. این نکته می‌تواند کمابیش مقدمه و کلیدی برای گشودن مسئله ما باشد. برهمنان هندو در مناسک پرستش آگنی که خدای نور، آفتاب و آتش است، و سمبل آن قوچ می باشد، باید مراسم قربانی نیز انجام دهند. پس وجود مذبح در معابد آگنی الزامی است.
در اینجا تضادی میان مراسم پرستش آگنی با زرتشتی‌گری دیده می‌شود. در زرتشتی‌گری طبق نثر اوستا، قربانی‌کردن و کشتن حیوانات برای جلب رضایت ایزدان و اهورامزدا حرام است. و صرفاّ موبدان زرتشتی آتش را با روشن‌کردن عود و چوب‌های معطر ستایش می‌کنند. در بنای سرخ خانه باکو محل افروختن آتش وجود دارد، اما مذبحی دیده نمی‌شود. ضمناّ کلیه معابد هندو و اماکنی که هندو‌ها در آن خدایان خود را پرستش می‌کنند، آراسته به تصاویر و سمبل‌های خدایان هستند. پس اگر سرخ خانه تعلق به پرستش خدای آگنی داشته باشد، باید لااقل سمبل وی را به صورت تزئینی در این مکان مشاهده کنیم. اما بنا کاملاّ به صورت سیستم چارتاقی ساده است که از سنگ و ملاط گل و آهک و گچ و بدون هیچ تزئینی ساخته‌شده‌است. پلان بنا کاملاّ به صورت چارتاقی و قابل قیاس با نمونه‌های چارتاقی در ایران است. پیرامون آن غرفه‌هایی وجود دارد که سیستم کاروانسرای رایج در دوران صفویه و قاجار را دارا نیست.
در بحث تاریخی با تضاد آشکار و هرج ومرج عجیبی در نوشته‌ها و گزارشات مستشرقین اروپائی، از جمله «جکسن» و «لوی» مواجه می‌شویم. کتیبه بنا به زبان‌های پنجابی و سانسکریت هستند. در زیر آن نیز کتیبه‌ای فارسی دیده می‌شود که پر از غلط‌های املائی و انشائی است و نشان می‌دهد که نویسنده و حجار کتیبه، به زبان فارسی آشنایی کامل نداشته‌است. مستشرقین برای ما از خدای آگنی و پرستش او گفته‌اند، ولی کتیبه‌ از وقف این بنا برای خدایان گانش و جوالاجی حکایت می‌کند. تاریخ این کتیبه معادل 1158 ه.ق و 1745م. است. پس کتیبه‌ها جدید بوده و از قرن 18 به عقب‌تر بر نمی‌گردند.
جوامع ایرانی به خصوص در منطقه آذربایجان که شیعه نشین هستند، و به خصوص در دوران صفویه و قاجار، تعصبات خاص مذهبی دارند. پس چگونه پیروان آئین هندو که در دین اسلام کافر دانسته می‌شوند در این مکان از خود کتیبه نیز داشته اند! محقق آذربایجانی «سارا عاشق بیگلو» توضیحی در این مورد دارد. در دوره کوتاه میان سقوط صفویه تا زمانی که نادرشاه به قدرت رسید، سواحل خزر و شبه جزیره آبشوران به تصرف روسیه تزاری در می‌آید. در این دوران و قبل از اینکه نادرشاه اولتیماتوم تاریخی‌اش را بدهد و روس‌ها ایران را ترک‌کنند، روس‌ها به تجار، صنعتگران و پیشه وران هندی اجازه دادند تا دراین مکان تجمع کنند. این هندوها به تجارت پنبه و ادویه اشتغال داشتند. همچنین در بندر باکو و کارگاه‌های کشتی‌سازی تزار فعالیت می‌کردند. اما در دورة ناردشاه حاکمیت ایران بر این مناطق اعاده می‌شود و روس‌ها این مکان را ترک کرده و حضور جوامع هندی نیز کم‌رنگ می‌شود.
تضاد تاریخی دیگری نیز در مطالعات انجام‌شده مشاهده می‌شود، که مربوط به گزارشات «تزار نیکلای سوم» است. «جوناس هانوی» گزارش می‌کند که پارسیان هند که زرتشتی هستند، برای زیارت سرخ‌خانه به این مکان می‌آمدند و در یکی از دستورات بمبئی در گزارشی مربوط به قرن 19 (دوره قاجار/روسیه تزاری) مجدداّ به این نکته اشاره می‌شود که آتشکده باکو از اماکن زیارتی پارسیان هند است. اما در گزارش دیگری «جکسن» و «لوی» تأکید می‌کنند که هندو‌ها در این مکان آتش را پرستش می‌کرده‌اند.
هم در خلال سقوط صفویه تا حکومت افشاریه و هم در دوران اکتشافات نفت قرن 19، باکو توسعه پیدا کرد و به علت مهاجرت‌های گوناگون فضای یکدست مذهبی شیعه آن شکسته می‌شود. به این ترتیب مجدداّ تجار هندی در این مکان حضور پیدا‌کرده و بنگاه‌های تجاری ایجاد می‌شود. در این زمان هندو‌ها در این مکان به پرستش خدایان آگنی، راما، کریشنا و هامونا می‌پرداخته‌اند.
جالب است که جکسن در گزارش خود کوچکترین اشاره‌ای به این بنا نمی‌کند و صرفا به گزارشات کتبی در این باره اکتفا کرده است.
پس تا به این‌جا این جمع‌بندی را می‌توانیم داشته‌باشیم که: این بنا از نظر سیستم معماری، نمونه‌های مشابهی در ایران دارد. اما معابد هندو به این شکل نیستند. به استثنای معبد الهه جوالاجی در جوالاموخی در استان هیماچاکراته هند که جوالاجی پنگرا هم گفته می‌شود. این بنا قابل مقایسه با سیستم چارتاقی سرخ خانه باکو است. با این تفاوت که عبادتگاه اصلی نیست. بلکه در اینجا آتش الهه جوالاجی نگهداری می‌شود و پرستشگاه اصلی که بت یا مجسمه الهه در آن قرار دارد، در قسمت دیگری است. این تنها نمونه قابل قیاس با سرخ‌خانه باکو در هند، از نظر سیستم چارتاقی است.
اما منطق این استدلال، استقراء ناقص است و قیاسی نیست. در اینجا اگر بخواهیم تنها با اشاره به یک نمونه، اصالت هندوئی این بنا را ثابت کنیم، تنها یک بنا داریم. اما شبیه این چارتاقی نزدیک به 14 مورد در خاک ایران وجود دارد!

با توجه به تضاد‌های تاریخی، بر مبنای یک رهیافت تاریخی و روایات گفته شده در این مورد، نمی‌توان این بنا را به درستی شناخت. بنابراین باید به تاریخ ایران پیش از اسلام روی آورد. لازم به یادآوری است که در آئین زرتشت آتش به عنوان الهه یا ایزد مورد پرستش قرار نمی‌گرفته. بلکه سمبلی بوده از ملکوت الهی مورد ستایش و عنصری مقدس که باید از آلودگی‌ها حفاظت شود و بدیهی است که این آتشگاه از نظر بحث کاربری‌های اجتماعی باید از فضاهای شهری نیز دور باشد. کما‌اینکه سرخ‌خانه نیز دور بوده و امروزه با گسترش باکو در وسط آن قرار گرفته‌است. این در حالی است که در هندوئیزم چنین بحثی وجود ندارد. به گونه‌ای که معبد جوالاجی در داخل شهر قرار گرفته و مورد هجوم زائران است. بنابراین صرف نظر از تضاد در متون تاریخی، تضاد در کارکرد اجتماعی نیز دیده می‌شود و این افزون بر تضادی است که بین نحوة ستایش آتش در زرتشتی‌گری و هندوئیزم وجود دارد، که باید توأم با قربانی باشد.
این بنا از نظر:
1-شیوه و نوع معماری 2-تعریف ارائه شده از نحوة ستایش آتش در زرتشتی‌گری 3-از نظر نام بنا که اسمی اصالتاّ ایرانی است، خود را به ما معرفی می‌کند. نمونه‌های قابل قیاس در ایران نیز باید مطالعه گردند تا منطق ما شکل قیاسی به خود بگیرد و از منطق استقرائی ناقص دور شده و به منطقی کامل دست پیدا‌کنیم.
قدیمی‌ترین نمونه چارتاقی در منطقه آذربایجان، پاویون قلعه ضحاک است که سیستم چارتاقی دارد. نشانه‌ها و شواهدی دال بر نیایش آتش و وجود آن در این مکان تا به حال گزارش نشده‌است. بعد از این بنا می‌توان به آتشکده آذرگشنسب یا آتشکده ارتشداران و شاهان ساسانی (تخت سلیمان) اشاره کرد که توسط دکتر سرفراز کاووش شده و کتاب آن در سال 1347 در دانشگاه تبریز به چاپ رسیده است. در این مکان نیز سیستم معماری چارتاقی قابل مشاهده است.
قلعه بازقوره در خراسان که توسط «واندنبرگ» معرفی‌شده، یکی دیگر از نمونه‌های چارتاقی است. به گفته وی آتشدان‌های نوع پلکانی سنگی در این مکان پید‌اشده‌است که نمونة آن از دوره هخامنشی در کاپادوکیه ترکیه به دست آمده. (جهت کسب اطلاعات بیشتر می توانید به مقاله آئین آتش در کاپادوکیه، نوشته «پروفسور شوکت .....»، مجله پیام باستان شناسی دانشگاه آزاد اسلامی، شماره 7، مراجعه نمایید.)
همچنین می توان به تنگ چک‌چک در لارستان، با سیستم چارتاقی و گنبدی که البته ریخته است، اشاره نمود. چاه پیشور در کازرون فارس نیز ابعادی قابل مقایسه با سرخ خانه باکو دارد. ارتفاع آن 4 متر بیشتر از سرخ خانه است. دیگری چارتاقی جرّه در سر راه شیراز به کازرون، چارتاقی های نیاسر و نیمور در کاشان در ناحیه کوهستانی و دور از فضاهای شهری، چارتاقی خیرآباد در بهبهان از دیگر نمونه‌های چارتاقی در ایران هستند.
شرق‌شناسان مورد نظر، بدون اتخاذ یک رهیافت باستان‌شناسانه، به جای بررسی تأثیر معماری چارتاقی دوره ساسانی بر معماری هندو، دقیقاً عکس این مطالعات را انجام داده‌اند.
اما بحث چارتاقی در باکو، قدیمی‌تر از نمونه سرخ‌خانه است. مسجد محمد باکو که در مقالة «مکتب معماری........» به آن اشاره شده، در سال 1388 میلادی به مناسبت هفتادمین سالگرد تأسیس جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان، مورد مرمت قرارگرفت. شبستان اصلی این مسجد فقط 40 متر مربع وسعت دارد. در جریان کاووش در زیر این نمازخانه که قدمت مناره آن به دوره سلجوقی 471 ه.ق می‌رسد، سیستم چارتاقی دیگری پیداکردند که در زمان ساخت بنای جدیدتر، تغییراتی در آن داده شده‌بود. بنای قدیمی مدفون شده و راه ورودی را، به دلیل بالا آمدن سطح کوچه، از سقف بازکرده‌بودند. بعد‌ها این راه ورودی نیز پرشده‌است.
«پروفسور جعفر قیاسی» ادعا می‌کند که در زیر این بنا آتشدانی نیز وجود داشته‌است. از نظر وی این چارتاقی مربوط به دوره ساسانی است. این نکته بسیار جالب است که آثار ساسانی در زیر محوطه شروان شاهان تیموری و ایلخانی نیز پیدا شده و نشان می‌دهد که باکو می‌توانسته جزء مناطق قدیمی ساسانی محسوب شود و یا حداقل بندر مهمی در آن زمان بوده است.
بحث آتشگاه در قفقاز صرفاً به نمونه باکو منحصر نمی‌شود. گفته می‌شود که در گرجستان، در نزدیکی تفلیس، آتشگاهی به نام مادر وجود دارد که بعدها، در دوره مسیحیت تخریب و تبدیل به کلیسا شده‌است. اما سازه‌ها و عناصری در آن نشان دهنده وجود آتشکده در آنجا است.(جهت اطلاعات بیشتر می‌توانید به سایت آقای «تورج دریایی» مراجعه و مقالة وی را به زبان انگلیسی مطالعه کنید.)

نتیجه:
بنای سرخ خانه باکو اصالتاً ساسانی ایرانی و متعلق به آئین زرتشتی است و در طول زمان مرمت شده و کتیبه‌های آن، آن‌طور که خانم «سارا عاشق بیگلو» توضیح داده‌اند، دوره‌ای کاملاً موقت بوده است.
پس در تحقیقات باستان شناسی نه بر روایات مستشرقین خارجی، بلکه بر تحقیقات ملی باید تکیه کرد تا محققین ایرانی خود بتوانند فرهنگ خود را مورد شناسایی قرار دهند، و نه این‌که دیگران آن را معرفی‌کنند.
* نام:
ايميل:
* نظر: