برنامه آتی نظرگاه
نشست "تقویت مرکز شهر یا توسعه دانشگاه" | چهارشنبه ۲۹ خرداد ماه ۱۳۹۸ | از ساعت ۱۷
Monday, 24 June , 2019
امروز : دوشنبه, ۳ تیر , ۱۳۹۸ - 21 شوال 1440
شناسه خبر : 1415
  پرینتخانه » شهر تاریخ انتشار : ۳۰ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۶:۱۲ | 263 بازدید |

قدم‌ زدن زنان در شهر؛ نمونۀ موردی سنندج

قدم‌زدن در این خیابان، یک قدم‌زدن عادی نیست؛ زندگی روزمره، عرصۀ خلاقیت‌های فزاینده جهت رهایی از الزامات نظم نشانه‌نشاختی-کارکردی مسلط و گشایش امکانات فراخ‌تر کنش است. زنان در خیابان شش بهمن با استفاده از تاکتیک‌هایی، فضایی برای حضوری مداوم‌تر در حوزۀ عمومی خلق می‌کنند.

مقالۀ حاضر با استفاده از روش‌شناسی مقاومت‌نگارانۀ میشل دوسرتو که به رصد و تقریر مقاومت مردم در برابر نظم‌های نشانه‌شناختی مسلط می‌پردازد و مشاهدۀ فرایندهای زندگی روزمره، به‌جنبه‌ای از حضور و کنش زنان در حوزۀ عمومی در جریان زندگی روزمره می‌پردازد. ادبیات و مطالعات اندکی در این رابطه در زمینۀ انسان‌شناسی شهری در شهرهای کردنشین تولید شده است؛ بااین‌حال خواهیم کوشید در این حوزه به تحلیل وضعیت زنان در یکی از فضاهای حوزۀ عمومی شهر سنندج به نام خیابان «ششم بهمن» بپردازیم. در این شهر مانند دیگر نواحی ایران، رؤیت‌پذیری زنان ممنوع و یا حداقل بسیار محدود بوده و لذا زنان نمی‌توانند بدون دلیل در حوزۀ عمومی ظاهر شوند و برای حضور در حوزۀ عمومی باید یا دلیلی مانند کارکردن داشته باشند و یا بهانه‌ای همچون خرید. در چنین وضعیت ساختاری‌ای، زنان با استفاده از تمهیدات و تاکتیک‌هایی، سعی در غلبه بر محدودیت‌های مسلط و مذاکره بر سر تخصیص خلاقۀ فضا می‌پردازند و نظم نشانه‌شناختی-کارکردی غالب و نیز نظم مردسالارانۀ مسلط را به معارضه می‌طلبند.
کلید واژگان: انسان‌شناسی شهری، ، زنان کرد، سنندج، رؤیت‌پذیری، حوزۀ عمومی.

زنان در خیایان شش بهمن با استفاده از تاکتیک‌هایی، فضایی برای حضوری مداوم‌تر در حوزۀ عمومی خلق می‌کنند و بدین‌گونه با نظم نشانه‌شناختی مسلط و چارچوب فرهنگی خود مبارزه کرده و اهداف خود را پی می‌گیرند

مقدمه
در حوزۀ انسان‌شناسی شهری در شهرهای کردنشین تقریباً نمی‌توان به هیچ اثری دست پیدا کرد. عمدۀ نوشته‌های موجود دربارۀ شهرها به اوضاع اقتصادی و سیاسی آن‌ها می‌پردازند و آن هم نه با رویکردی انسان‌شناختی. در این میان بسیاری از شهرنگاری‌ها و مطالب مرتبط موجود به موقعیت شهرها در عراق خصوصاً شهرکردنشنین کرکوک پس از صدام و مسائل سیاسی آن مربوط هستند، که این مسأله هم با توجه به موقعیت استراتژیک کرکوک و مناقشات سیاسی حول سرنوشت آن قابل درک است. از سوی دیگر اگرچه شهرشناسی و مطالعات انسان‌شناسی شهرها در کردستان چندان قابل توجه نیست، و در شرایطی که تا پیش از اصلاحات ارضی هنوز اکثریت جمعیت در این منطقه در روستاها به سر می‌بردند، اما به‌هرحال تمدن شهرنشین در این منطقه وجود داشته است. به‌طوری که قدمت شهرها وشهرنشینی در این منطقه از خاورمیانه بسیار کهن است. مثلاً شهر سقز با قدمت چندهزارساله در ایران، و یا شهرهای بسیار کهن دیاربکر و وان در ترکیه و اربیل در عراق از این دست هستند. در این بین اربیل از قدیمی‌ترین شهرهای جهان با قدمت هزار سال است که از همان زمان تا به امروز شهرنشینی در آن تداوم داشته است.
با این وجود عدم اهتمام کردها و محققین غیرکرد به حوزۀ انسان‌شناسی شهری در موارد متعدد ذهنیتی غلط آفریده است که بر اساس آن «…تصویری کلیشه‌ای و رمانتیک از کردها به مثابه مردمی بدوی، یا جنگجویانی کوهستانی، هنوز در میان مردم و حتی عده ای از تحصیلکردگان رایج است. این تصویر ابعاد توسعۀ سیاسی و اجتماعی جاری درمیان کردها را نادیده گرفته است. حقیقت امر این است که اغلب مردم کرد ترکیه، عراق و ایران _اگر نه همۀ آن‌ها_ در دهه‌های گذشته شهرنشین شده‌اند. بخشی از این شهری‌شدن شتابان ناشی از تضادهای سیاسی، سیاست حکومت‌ها در انتقال و تخریب روستاها بوده، که به‌طور منظم در عراق سال‌های ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰ و از سال ۱۹۹۱ به این‌سو در ترکیه اتفاق افتاده است. هرچند در بین سایر عوامل، نقش اقتصاد قابل توجه است، ولی عواملی چون تخریب اقتصاد کشاورزی، فرصت بهتر برای کار، آموزش و مراقبت‌های بهداشتی از علل مهم دیگر شهری‌شدن شتابان بوده است. با این وجود شکل غالب سکونت شهری در کردستان عراق ناشی از سیاست‌های انتقالی بوده است که در کل، بازتاب گرایشاتی است که در کل عراق هم قابل مشاهده است» (محمدزاده،۲۴۳، ۱۳۸۳).
وضع مهاجرت از روستاهای کردنشین در ایران نیز چندان بهتر از دو کشور دیگر نیست. در ایران موج مهاجرت از روستاها به شهر در کردستان همانند دیگر نواحی ایران با اصلاحات ارضی آغاز گشت اما چندین دلیل دیگر نیز باعث افزایش و تداوم این روند شدند که در دیگر نواحی ایران به این شکل، قابل ملاحظه نیستند. در میان این موارد می توان به عواملی همچون جنگ ایران و عراق، تداوم بحران سیاسی در کردستان و شرایط وخیم اقتصادی و معیشتی در روستاها اشاره کرد .
به‌طور کلی این‌ها از عمدۀ عواملی بودند که سبب افزایش سریع جمعیت در شهرها گشتند و همان‌طور که می‌دانیم هر تغییر ناگهانی سبب ایجاد نوعی بی‌نظمی می‌گردد که این بی‌نظمی هم در روستاها به دلیل از‌دست‌دادن سریع جمعیت و هم در شهرها به دلیل افزایش سریع جمعیت در آن اتفاق افتاده است که در این مقاله مجال پرداختن به آنومی ایجاد شده، نیست.
دراینجا به مبحث اصلی مقاله یعنی به گوشه‌ای از حیات روزمرۀ شهری زنان می‌پردازیم: قدم‌زدن زنان در سنندج.

سنندج
سنندج مرکز استان کردستان است که پس از ارومیه و کرمانشاه سومین شهر بزرگ کردنشین ایران است. در این شهر نیز تمهیداتی در حیطۀ مدیریت شهری به کار گرفته شده است که در آن قدرت سیاسی-ایدئولوژیک مسلط با به خدمت گرفتن مهندسین و طراحان شهری در پی استقرار نظمی کارکردی معطوف به تأمین شرایط حداکثری بازتولید قدرت حاکم بوده است. در چنین بستری است که باید به خوانش مدیریت و عمران و توسعه شهری پرداخت. فی‌المثل در قلب منطقه‌ای قدیمی از شهر، خیابانی به نام سیروس احداث و عبور داده شده است تا این محل قدیمی و کوچه‌پس‌کوچه‌های پر پیچ‌وخم آن را به دایرۀ نظارت دائمی نظم مسلط درآورده، تا از تخصیص آن به مکانی دور از کنترل و فضایی ضدکارکردی در راستای مقاومت از جانب مخالفین جلوگیری شود. نظم نشانه‌شناختی مسلط همواره در معرض تهدیدهایی از نوع خشن و نیز غیرخشن و پیچیده‌تر است. مثلاً بارها ابراز شادمانی یا سوگواری عمومی مردم در جریان مناسبت‌های منطقه، یا جشن‌های نوروزی، یا پایکوبی‌های متعاقب پیروزی تیم‌های ورزشی منطقه، خیابان‌ها را به عرصۀ حضور مردم تبدیل ساخته و نظم نشانه شناختی-کارکردی هژمونیک را با خطر واسازی مواجه کرده است. از سویی دیگر مقاومت در سطح زندگی روزمره هم رخ می‌دهد. نظم مسلط در چنین فضایی به مدیریت کارکردی فضاهای شهری بسیار بها می‌دهد.

خیابان پاسداران سنندج
خیابان‌ها با پیدایش شهرها پدید آمدند. «اغلب عنوان می‌شود که در شهرهای باستانی (همچون نینوا و بابل) خیابان‌ها، فضاهایی بسیار مورد توجه و رسیدگی بوده‌اند و به بهداشت و کاربردی‌بودن آن‌ها (برای حمل و نقل کالاها و عابران) اهمیت زیادی داده م‌ شده است….با این وصف باید توجه داشت که اگر از خیابان‌های درجه اول بگذریم، کوچه‌ها و خیابان‌های باریک دیگر شهر، همواره مرکز زباله ها و مکان‌هایی آلوده به حساب می‌آمده اند» (فکوهی ۱۳۸۳ص ۳۱۲).
این خصلت را در شهر سنندج هم می‌توان دید. خیابان پاسداران امروز اما معروف به نام دیروز آن در میان مردم یعنی خیابان «ششم بهمن» (همین نام‌گذاری دوگانه یکی از مصادیق بصیرت‌های دوسرتو در باب سویه‌های مواجهۀ زندگی روزمره با نظم کارکردی مسلط است)، خیابانی است که از دیگر خیابان‌های این شهر شیک‌تر و تمیزتر و نیز عابران آن بیشتر از عابران دیگر خیابان‌های شهر، به ظاهر خود اهمیت داده و لباس‌های شیک و مد روز را به تن می‌کنند. مغازه‌های این خیابان نیز شیک‌ترین مغازه‌های سنندج و البته گران‌ترین مغازه‌ها هستند. این خیابان به دلیل داشتن تعداد بسیار زیادی پاساژ و مرکز خرید، بهترین بهانه‌ها را برای قدم‌زدن زنان در شهر پدید آورده است. انسان‌هایی که در این خیابان راه می‌روند و یا می‌ایستند درکناز مغازه‌های رنگارنگ باعث شده‌اند که این خیابان بسیار خوش‌بو، رنگارنگ و سرشار از انرژی جوانان و خنده‌های آنان باشد.

زنان و قدم‌زدن
از مهم‌ترین ویژگی‌های این خیابان آن است که این خیابان آنقدر شلوغ و پرازدحام است که زنان در عین دیده‌شدن، دیده نمی‌شوند زیرا در ازدحام زنان و مردانی که در این خیابان حضور دارند گم می‌شوند و لذا زنان می‌توانند طی روزهای یک هفته بارها و حتی بارها طی یک روز در آن قدم بگذارند و نسبت به همین میزان رؤیت شدن در دیگر خیابان‌های شهر، کمتر در مظان اتهام قرار گیرند که چرا به دفعات در خیابان رؤیت شده‌اند. این حاشیۀ امنیت فراخ‌تر، مرهون آن است که این خیابان بهانه‌های موجه برای قدم‌زدن آن‌ها را در اختیارشان قرار می‌دهد؛ مثلاً اینکه اولاً این خیابان دارای تعداد زیادی مغازه است و ثانیاً اینکه در مرکز سنندج امروز قرار گرفته و لذا زنان به بهانۀ رسیدن به دیگر مسیرهای شهر می توانند از این خیابان عبورکنند. این خیابان تنها محلی برای تفریح و گشت‌وگذار زنان نیست بلکه کارکرد پنهانی‌تر و مهم‌تری برای زنان دارد و آن این است که فرصتی فراهم می‌آورد تا زنان حضوری طولانی در حوزۀ عمومی داشته باشند. حضوری که می‌تواند ساعت‌ها به طول انجامد آن‌هم در یکی از اصلی‌ترین و مدرن‌ترین خیابان‌های شهر. این خیابان، در میان خیابان‌های شهر سنندج به لحاظ امتداد خیابانی کوچک است اما به یمن مغازه‌های بسیار زیاد آن، این امکان را برای زنان فراهم می‌سازد که بتوانند ساعاتی طولانی با سرعتی کم در آن راه رفته و یا ایستاده و مغازه‌ها را نگاه کنند. خیابان ششم بهمن در کنار فراهم‌آوردن این فرصت برای زنان که هم ببینند و هم دیده شوند، فضایی از شهر است که زنان عابر آن، با نحوۀ پیراستن و آراستن و نیز پوشش خود به نظر می‌رسد که اعتراض خود را به قالب و نظم مسلط مردسالارانه و پدرسالارانۀ پوشش و آرایش آشکار می‌سازند. زنان دراین خیابان نسبت به زنانی که در دیگر نقاط شهر راه می‌روند شیک‌پوش‌تر و به‌اصطلاح آرایش‌کرده‌تر هستند، نسبت به دیگر زنان در حال راه‌رفتن در این شهر کمتر کدهای پوششِ رسمیِ تجویزشده را رعایت کرده و لباس‌های به‌روزتری به تن دارند.
از سوی دیگر اما در این شهر زنانی هستند که این خیابان، افرادی را که برای قدم‌زدن به آن‌جا می‌روند و نیز رفتارهای کالبد انسان در این فضا را قبول نداشته و با آن مخالفند. این زنان مخالفت خود را با کارهایی مانند عدم‌خرید از مغازه‌های این خیابان، گذر بسیار سریع از این خیابان (گام‌برداشتن‌های تند و سری که پایین انداخته شده) و نیز معاشرت‌نکردن با زنانی که در این خیابان بسیار قدم می‌زنند، نشان می‌دهند. در همین رابطه نکته‌ای جالب در ذهنیت مخالفان آن است که صفت دختران و زنانی که بسیار در این خیابان دیده می شوند برگرفته از نام این خیابان است: «دخترهای شش بهمنی». این صفتی پسندیده برای زنان نیست زیرا این صفت یعنی «زنانی که بی‌دلیل، زیادی در حوزۀ عمومی رؤیت می‌گردند» و این رؤیت‌پذیری زیاد برای آن‌ها مجازات‌هایی درپی خواهد داشت از جمله طردشدن. مثلاً همین صفت برای دختری کافی است تا خواستگار وی را از ازدواج با او پشیمان سازد و یا آبروی زنی را برباد دهد.
قدم‌زدن در این خیابان، قدم‌زدنی عادی نیست، بلکه یک پارتی خیابانی دختران (و نیز پسران) است. مراسمی که در خانه‌ها اجازۀ برگذاری آن داده نمی‌شود و لذا به خیابان منتقل شده است. این مسأله در نگاه اول با توجه به نحوۀ پوشش عابران این خیابان قابل استنباط است. پوشش و آرایش عابران این خیابان، آرایش و پوششی است که مردم این شهر، البته با سبک زندگی‌ای خاص، در مهمانی‌های مهم، با آن ظاهر می‌شوند با عطرهایی که مخصوص مهمانی است. مهمانی که در آن تعداد مهمانان زیاد است و طی آن دختران و پسران به طور سریع همدیگر را دیده و در همین زمان کوتاه با هم آشنا شده و به اصطلاح تلفن‌هایشان را رد و بدل می‌کنند. مهمانی که در خانه ‌ها اجازه برپاشدن ندارد و لذا جوانان آن را به‌نحوی دیگر در خیابان برپا می‌دارند.
تنبیه دختران و زنانی که با استفاده از کالبد خود، اعتراضشان را به پوشش مسلط جامعه در این خیابان به نمایش می‌گذارند، نه فقط از طرف خود مردم شهر بلکه از جانب مسئول حفظ نظم جامعه نیز انجام می‌شود (البته این مجازات دوگانه از نقطۀ عزیمت‌های مختلف صورت می‌گیرد).

نتیجه‌گیری
زندگی روزمره، عرصۀ خلاقیت‌های فزاینده جهت رهایی از الزامات نظم نشانه‌نشاختی-کارکردی مسلط و گشایش امکانات فراخ‌تر کنش است. زنان در خیایان شش بهمن با استفاده از تاکتیک‌هایی، فضایی برای حضوری مداوم‌تر در حوزۀ عمومی خلق می‌کنند و بدین‌گونه با نظم نشانه‌شناختی مسلط و چارچوب فرهنگی خود مبارزه کرده و اهداف خود را پی می‌گیرند و تا‌حدی هم موفق بوده‌اند. آن‌ها در داخل خود چارچوب فرهنگی و نظم نشانه‌شناختی موجود مسلط مبارزه می‌کنند و با تغییر در برخی از نشانه‌ها (مثلاً داشتن حجاب اسلامی اما به سبک خود) مقاومت خویش را ابراز می‌دارند.

منبع: سایت انسان شناسی و فرهنگ

|
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.