برنامه آتی نظرگاه
نشست "احیای لاله زار | تعظیم کدام گذشته | چهارشنبه 24 مهرماه ۱۳۹۸ | از ساعت ۱۶
Saturday, 7 December , 2019
امروز : شنبه, ۱۶ آذر , ۱۳۹۸ - 10 ربيع ثاني 1441
شناسه خبر : 1418
  پرینتخانه » رفتار اجتماعی, شهر تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۲:۰۰ | 239 بازدید

فضای محله ، فضای گذار از خصوصی تا عمومی

درهم‌ریختگی محیطی و فقدان معنا معضلی است که امروزه شهر و شهروند را با خود درگیر ساخته است. از آنجا که روابط اجتماعی از طریق تعریف فضا و هویت‌بخشی به آن درون مرزهایی که عرصۀ عمومی را از خصوصی متمایز می‌کند، صورتی فضایی و کالبدی به خود می‌گیرد، این درهم‌ریختگی بر رفتارهای فردی و اجتماعی شهروندان تأثیرات مخربی می‌گذارد.

چکیده: شهر پدیده‌ای است سازمان‌یافته، جاری در فضا و زمان، منتج از در‌هم‌آمیختگی رفتارهای انسانی در محملی کالبدی. محلات صورتی از این سازمان پیچیدۀ کالبدی‌-‌انسانی به‌شمار می‌آیند که در عرصۀ شهری نقشی مهم در هویت‌بخشی فردی و اجتماعی برعهده دارند. نقشی که تنها محدود به ایجاد هماهنگی در تجمع کالبدی بناها نمی‌شود بلکه بستری مؤثر در شناخت و بازیابی مفاهیم، نقش‌ها و عملکردها در طیفی از فضاها از خصوصی تا عمومی فراهم می‌آورد. توجه به نظم و رابطۀ بین عناصر کالبدی، عملکردی و زمینه‌های اجتماعی به‌وجودآورندۀ سلسله مراتبی از فضاها خواهد بود که مرز محلات را قابل شناسایی کرده و هویت فرد را در قالب استقلال فضای محله بارز می‌سازد. آنچه در این نوشتار به آن پرداخته می‌شود مروری است بر کتاب فضاهای عمومی و خصوصی شهر نوشته علی مدنی‌پور و تطبیق یافته‌ها و نتایج این کتاب با عرصۀ شهری محلات به‌عنوان نقطۀ آغازین سلسله مراتب عرصه‌های عمومی در مقیاس شهری. در مرور و بازیابی نتایج علمی این کتاب از متون مرتبط دیگر همچون نوشته‌های کریستیان نوربری‌شولتز نیز بهره گرفته شده و نهایتاً بستر تجربی وضع موجود محلات شهری ما به‌عنوان لایه‌ای دیگر در تحلیل این مفاهیم به کار گرفته شده است.

واژگان کلیدی: محله، فضای محله‌ای، فضای عمومی، فضای خصوصی، فضای گذار

درهم ریختگی محیطی و فقدان معنا معضلی است که امروزه شهر و شهروند را با خود درگیر ساخته است. از آنجا که روابط اجتماعی از طریق تعریف فضا و هویت بخشی به آن درون مرزهایی که عرصه عمومی را از خصوصی متمایز می‌کنند، صورتی فضایی و کالبدی به خود می‌گیرد، این در هم ریختگی بر رفتارهای فردی و اجتماعی شهروندان تأثیرات مخربی برجا می‌گذارد

مقدمه:
هنگامی که از بالا به شهر می‌نگریم آن را کلیتی انسجام یافته می‌بینیم مملو از توده و فضا. زاویۀ دید دیگر هنگامی است که درون شهر قدم می‌گذاریم و در ظرف زمانی و مکانی آن جای می‌گیریم، در این هنگام است که آنچه شهر را از کلیتی کالبدی و محض رها می‌سازد و روح و معنا می‌بخشد در مقابل دیدگان ما ظاهر می‌شود: مردم، استفاده‌کنندگان این پرو‌خالی‌های کالبدی در فعالیت‌ها و رفتارهای متنوع و گوناگون.
بازبینی شهر به‌عنوان یک سیستم زنده، واحد و پیچیده در ابعاد مختلف فضایی و اجتماعی و نه فقط کالبدی، چهار مقیاس فضایی را به‌عنوان مقیاس‌های تحلیل ابعاد فضایی و اجتماعی پیش روی ما قرار می‌دهد، چنین مقیاسی ابزاری خواهد بود برای درک بهتر لایه‌های مختلف این مجموعۀ متشکل از توده و فضا و انسان که در عین تفکیک، ترکیبی مؤثر و نتیجه‌بخش را به‌وجود خواهد آورد. این مقیاس‌ها که «جسم»، «خانه»، «محله» و «شهر» را شامل می‌شوند، نحوۀ مواجهه و برقراری ارتباط اجتماعی در فضا را که ماهیت زندگی فردی و اجتماعی انسان را در بستری چون محیط شهری تشکلیل می‌دهد، بر اساس میزانی از بسته یا بازبودن فضا به تصویر می‌کشند، آنچه تحت عنوان فضاهای عمومی و خصوصی شهر مورد بحث قرار می‌گیرند. توالی انتزاعی و در عین حال عینی این مقیاس‌ها نشان می‌دهد که محله پل ارتباطی بین قلمروی خانه و پهنۀ شهر به شمار می‌آید.

فرد در عرصۀ نظام شهری
بنا بر گفتۀ ارسطو «شهر از انواع انسان‌ها ترکیب یافته است . . .» انسان موجودی است اجتماعی که نمی‌تواند به دور از اجتماع و محیط زندگی کند و همیشه سعی دارد با افراد و اشیائی که به نوعی آن‌ها را نزدیک به خود می‌بیند، ارتباط برقرار کند و این امر در واقع نیازی است درونی. چنین بُعدی از وجود انسان است که بنا بر نظر مدنی‌پور روابط شخصی، بین‌شخصی و غیرشخصی را در طیفی از فضاها شامل فضای کاملاً خصوصی درون ذهن، محدودۀ پیرامون جسم در فضا، حیطۀ خانه یعنی قلمرو خصوصی، صمیمیت و مالکیت، فضاهای معاشرت‌پذیر بین ناآشنایان و غریبه‌ها، فضاهای اشتراکی و عمومی محله و نهایتاً فضاهای نهادی و سازمانی و عمومی شهر به‌وجود می‌آورد.
اولین مرز بین جهان عمومی و خصوصی، بدن انسان است که باطن یا «خود » درونی را از جهان بیرونی جدا می‌سازد. به نظر فرد ذهن او پنهان است اما از طریق حسگرهای بدن با جهان ارتباط برقرار می‌کند و از آن شناختی به دست می‌آورد. او با دیگران نیز با استفاده از حرکت و ژست بدن، الگوهای رفتاری و زبان ارتباط برقرار می‌کند. بدن مرز بین دو حوزه است . بدن واسطی است که از طریق آن دو حوزه به یکدیگر مرتبط می‌شوند. تا این مرحله یعنی تا قبل از خروج انتزاعی و ذهنی فرد از فضای درونی خود، هرگونه ارتباطی در مواجهۀ شخص با خود است. هنگامی که خودِ انسانی را به همراه عینیت جسمی آن در مکان-‌زمان قرار می‌دهیم، به گفتۀ شولتز به‌منظور برقراری پیوندی پر‌معنا بین انسان و محیط، نیازمند یافتن هویت هستیم یعنی به مکانی تعلق داشتن. هویت فردی در سکونت خصوصی مستتر است و هویت اجتماعی در بطن محیط شهری و در اولین گام در فضای محله مسکونی تجلی پیدا می‌کند.
خانه، مبدأ و مرکز صمیمیت است. خانه، نماد حریم خصوصی است، یعنی مکانی که در آن چندنفر بر اساس رابطۀ نزدیک و صمیمی که با هم دارند، زندگی می‌کنند. مسکن به مفهوم محلی برای دست‌یابی به سکون و آرامش، به عنوان اصلی‌ترین کاربری اراضی در هر سطح از سکونت‌گاه‌های انسانی و به‌عنوان یکی از سه رکن فعالیت‌های انسانی (سکونت، کار و گذران اوقات فراغت) محسوب می‌گردد. آهنگ ترکیب و گردهم‌آمدن بناهای با کاربری مسکونی، واحدهای کالبدی متوسط‌الاندازه‌ای را با فعالیت غالب مسکونی به‌وجود می‌آورد که محیط زندگی هرروزه مردم به شمار می‌رود و تحت عنوان واحدهای همسایگی یا محلات شناخته می‌شوند. قبل از تدقیق مفهوم محله، نگاه خود را معطوف می‌کنیم به مقیاسی کلان‌تر تا در حضور آن بتوانیم محله را به عنوان حلقه پیوند بین فضای خصوصیِ در مالکیت فرد و فضای عمومیِ متعلق به شهر معرفی کنیم.
در سرِ دیگر این طیف که گستره‌ای از مکانیت کاملاً خصوصی تا کاملاً عمومی را به‌وجود می‌آورد، شهر و فضای عمومی شهر قرار دارد. شهر به مثابه پدیده‌ای اجتماعی و سیاسی با جریان‌های هم‌زمان سه عنصر: «تعداد زیادی از مردم»، «محیط مصنوعشان» و «ترکیبی از الگوهای زندگی». گستره‌ای از مکان‌ها و فضاها با بالاترین سطوح دسترسی و پایین‌ترین سطوح مالکیت فردی. فضاهایی که ما با غریبه‌ها شریک می‌شویم و روابط غیرشخصی شکل می‌‌گیرند. مکانی که شولتز تحت عنوان فضای شهر و آبادی از آن نام می‌برد، صحنۀ ملاقات و دیدار انسان‌ها، دیداری که الزاماً بیان‌گر توافق نبوده و در اصل به معنای گرد‌هم‌آمدن مردم با تمامی اختلافات ایشان است، مکانی برای مکاشفه یا به عبارتی حیطۀ امکانات گوناگون.
در این میان در شکل‌گیری رابطۀ عمومی- خصوصی در شهر به معنای رابطه‌ای بین خانه و شهر، محله و فضای محله‌ای به عنوان فضای گذار از خصوصی تا عمومی هویت پیدا می‌کند. فضایی که از زمان خروج فرد از خانه با وی همراه می‌گردد تا او را از فضای خصوصی خانه بیرون آورده، در گذر از نیمه‌خصوصی به نیمه‌عمومی همراهی کرده و به فضایی کاملاً عمومی برساند و نیز سیری معکوس را خلق کرده و فرد را به مکان امن خانه رهنمون شود. پدید آوردن چنین زنجیره‌ای پیوسته از تجارب ذهنی و عینی در مکان و زمان، ما را به بازنگری فضای عمومی محلات در تمامی ابعاد عملکردی، معنایی، فرمال و اجتماعی متوجه می‌سازد. فضای عمومی در محلات نباید تنها باقی‌مانده‌ای از تودۀ خانه‌های موجود باشد. فضاهای عمومی در محلات شرط بقاء حیات اجتماعی ساکنین این توده‌های مسکونی هستند. حس محله از طریق ایجاد تعادل بین ساختمان‌ها و فضاهای عمومی شکل می‌گیرد.
محله مکانی متعلق به همۀ ساکنین آن است. تعلق خاطر به فضاهای محله، مفهوم محلۀ ما را شکل می‌دهد و این امر می‌تواند پاسخگوی نیاز فرد در راستای وجود فضایی خصوصی در ورای فضای خانه ‌باشد. عرصه‌های عمومی محلات فضاهایی هستند برای مراودات همسایگی و بازی کودکان. اولین مکان تجربیات اجتماعی خردسالان، فضای مکث و حرکت آهستۀ پیران و کهنسالان. فضای عمومی در سطح محله باید بتواند فرصت تعامل اجتماعی را فراهم کرده و بدین ترتیب حس اجتماع منسجم محلی را ایجاد کند. فضای محلات، فضای گذار از کودکی به بزرگسالی است. محله می‌تواند دنیای کوچکی باشد که معنا در آن تحقق می‌یابد و کودکان اجتماعی شده و فرآیند هویت‌یابی را طی می‌کنند. فیلیپ روت می‌گوید: «شاید بنا بر تعریف، محله جایی است که یک کودک بی‌وقفه توجه کامل خود را به آن معطوف می‌دارد، یعنی راه بی‌مانعی که از طریق آن کودک به معنایی که از ظواهر اشیا جریان دارد، دست می‌یابد. .حتی اگر در منطقه‌ای مسکونی بزرگسالان یکدیگر را نشناسند، کودکان ممکن است به خوبی با هم آشنا باشند، معمولاً بچه‌ها هم‌محلی‌های واقعی‌اند، کودکان در پیاده‌روها و خیابان‌ها یعنی جایی که بخشی از زندگی اجتماعی محله جریان دارد بازی می‌کنند و همین سطح از فعالیت‌ها و ارتباط در کودکان است که مفهوم هم‌محله‌ای را به‌سادگی در میان آنان شکل می‌دهد».
گسترۀ فضاهای باز موجود در محلات باید بتوانند علاوه بر اینکه امکان وقوع حرکت را به‌وجود می‌آورند، مکانی از برای درنگ خلق کنند. از این رو بنا بر گفته سید محسن حبیبی باید بتوانند خاطره را شکل دهند و ذهن را مملو از انباشت خاطره کنند. مردم نیازمند تعلق به واحدهای فضایی متمایزند. تمایز هر محله و عرصۀ عمومی آن در تعریف هویت درونی و لبه‌های تحدید‌کننده آن قدرت نمایش پیدا می‌کنند. ساکنین هنگامی که بتوانند در امنیت و آرامش خاطر چه از لحاظ ذهنی و روانی و چه از لحاظ فیزیکی و کالبدی در فضای عمومی محلات حضور پیدا کنند، می‌توانند آن را به‌عنوان قلمروی مسکونی خود و در امتداد فضای خانۀ خود تصور کنند. بسیاری از فعالیت‌های اجتماعی در انتظار فضایی امن برای وقوع هستند در این صورت هر فعالیتی که در هر زمان معین در محله طبیعی است، می‌تواند آزادانه شکل بگیرد و زندگی اجتماعی ساکنین را برقرار کند.
با وجود محلات آرام و خودمانی که فرد در آن‌ها به فضا احساس تعلق می‌کند، افراد به محض خروج از خانه به یکباره وارد عرصۀ شهریِ پرهیاهوی امروزه نمی‌شوند و محیطی نیمه خصوصی- نیمه عمومی را تا ترک مرز محلات به همراه آورده و آرام آرام وارد فضای کاملاً عمومی و غیرقابل‌پیش‌بینی شهر می‌شوند. چنین گذاری آمادگی ذهنی فرد را برای پذیرش فعالیت‌ها و وقایع روزمره به‌وجود آورده، احساس رفاه و رضایت خاطر از محیط را در ذهن او نقش می‌زند. مرز انتراعی که محلات به پهنای خویش بین زندگی خصوصی خانه و زندگی عمومی شهر ترسیم می‌کنند، توالی پی‌در‌پی و آرامی از درون به بیرون و از بیرون به درون به‌وجود می‌آورد که آمادگی ذهنی و روانی فرد را بالاتر برده و مانع از پرتاب‌شدن وی به دنیای شاید ناموزون فضاهای شهریِ موجود می‌شود.

نتیجه‌گیری: درهم‌ریختگی محیطی و فقدان معنا معضلی است که امروزه شهر و شهروند را با خود درگیر ساخته است. از آنجا که روابط اجتماعی از طریق تعریف فضا و هویت‌بخشی به آن درون مرزهایی که عرصۀ عمومی را از خصوصی متمایز می‌کنند، صورتی فضایی و کالبدی به خود می‌گیرد، این در‌هم‌ریختگی بر رفتارهای فردی و اجتماعی شهروندان تأثیرات مخربی برجا می‌گذارد. شاید بتوان گفت محلات به عنوان اولین حوزۀ شهری و واسطی میان زندگی خصوصی و عمومی، می‌توانند نقطۀ شروعی در سازمان‌دهی این آشفتگی فضایی باشند. این امر در صورتی محقق خواهد شد که در گام اول ماهیت محلات و فضاهای محله‌ای شناخته شده و دیدگاه‌های صرفاً کالبدی به این واحد سازندۀ شهری ما را از توجه به سایر ابعاد مؤثر و ثمربخش آن غافل نکند. توجه به نحوۀ شکل‌گیری سطوح مختلف فضایی-‌مکانی با محوریت مباحث انسانی که بستری را برای پاسخگویی به نیازهای اولیۀ انسانی فراهم آورده، و در بعدی فراتر، زمینه‌ای برای ارتقاء کیفیت زندگی فردی و اجتماعی مهیا می‌سازد، لازمۀ چارچوب‌های فکری طراحان و شهرسازان در عصر آشفتگی شهری کنونی ماست.

نویسنده: الهام منصوری
منبع متن: سایت انسان‌شناسی و فرهنگ

0/5 ( 0 نظر )
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.