برنامه آتی نظرگاه
رونمایی کتاب "آشنایی با منظر (گردشگری منظر)" | دوشنبه ۱۷ تیر ماه ۱۳۹۸ | از ساعت ۱۶
Thursday, 18 July , 2019
امروز : پنج شنبه, ۲۷ تیر , ۱۳۹۸ - 16 ذو القعدة 1440
شناسه خبر : 3647
  پرینتخانه » باستان شناسی, هنر باستان تاریخ انتشار : ۰۴ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۴:۲۸ | 105 بازدید |

اشتباهی بزرگ در تاریخ از دیدگاهی دیگر!

"... شرقی ها درباره سرنوشت والرین بیشتر در ابهام و تاریکی هستند تا غربی ها... اما اخبار شکنجه هایی که بر او آمده است و نیز اخبار قتل او مستند نیست. به خصوص که این اخبار از خصومت مسیحیان با والرین سرچشمه می گیرد..."

قضاوت و نوشته بیشتر مورخین غربی در مورد رفتار خشونت آمیز با والرین در زمان اسارت درست و برجای نبوده و این نوشته ها اغلب آکنده از حب و بغض بوده است، که توسط مورخین متعصب مسیحی عنوان شده. زیرا والرین دشمن مسیحیان بود و آن ها را مورد قتل و شکنجه و آزار قرار داد. این مورخین اسارت و مرگ فجیع او را که ساخته و پرداخته ذهن و فکر آن ها بود نتیجه طرز رفتار والرین با مسیحیان و رسیدن او به کیفر اعمالش قلمداد نمودند. نولد محقق بزرگ آلمانی نیز این مطلب را تایید نموده و در کتاب “تاریخ ایرانیان و عرب ها در زمان ساسانیان” می گوید: “… شرقی ها درباره سرنوشت والرین بیشتر در ابهام و تاریکی هستند تا غربی ها… اما اخبار شکنجه هایی که بر او آمده است و نیز اخبار قتل او مستند نیست. به خصوص که این اخبار از خصومت مسیحیان با والرین سرچشمه می گیرد…”
دکتر گریشمن باستان شناس فرانسوی نیز معتقد است که با والرین در زمان اسارت در ایران به عدالت رفتار شده و چنین می نویسد: “… کاخ زیبایی که در کنار کاخ شاپور اول در شهر بیشاپور قرار دارد با سبک رومی ساخته شده و احتمالا این مکان برای والرین در نظر گرفته شده بود و او تا پایان عمر در این کاخ بدون هیچگونه ایذاء و اذیت زندگی نموده و از حمایت و مهربانی شاپور برخوردار بوده است…”.
از مطالعه آثار مورخین شرق و غرب می توان دریافت که رفتار فرمانروایان ساسانی پس از پیروزی در جنگ و چیرگی بر دشمن اغلب عادلانه و از روی جوانمردی و گذشت بوده است. اما اغلب مورخین رومی و نویسندگان غربی دنباله رو آن ها این مسئله را نادیده گرفته و احساسات میهنی و مذهبی و شخصی خود را در نوشته هایشان اعمال نموده اند. در حقیقت آن ها گزارش گر احساسات و خواسته های خود بوده اند نه واقعیت. آن ها بخشش گذشت و جوانمردی سرداران و فرمانروایان ایرانی را در بسیاری از موارد نشانه حیله گری و تزویر قلمداد نموده و در کم بها نمودن آن کوشیده اند. اما روشن است که این داوری ها قابل قبول و پذیرش نبوده و فرمانروای پیروز و فاتح نیازی به دو رنگی و تظاهر به نیکی در مقابل دشمن مغلوب را ندارد. اینک به نوشته برخی از این مورخین اشاره می کنیم:
آمیانوس مارسلنیوس۱می گوید: “… در موقع فتح دو شهر مستحکم رومی، عده ای از زنان اسیر را به حضور شاژور دوم (۳۷۹-۳۰۹) آوردند. در میان آنان زنی بسیار زیبا دیده می شد که زوجه کروگاسیوس مستشار رومی بود و از ترس آنکه مبادا فاتحین به او دست درازی کنند بر خود می لرزید. شاه او را به حضور طلبید و وعده کرد که به زودی به دیدار شوهر خود نائل خواهد شد و هیچکس به شرافت او لطمه وارد نخواهد ساخت…”
آمیانوس اظهار عقیده می کند که هدف شاپور آن بود که رومیان را نسبت به کروگاسیوس بدبین و دچار سوئ ظن نماید!
پی نویس:
۱-آمیانوس مارسلینوس مورخ رومی در حدود ۳۳۰ میلادی در انتاکیه به دنیا آمد و در زمان فرمانروایی کنستانتین وارد خدمت نظام گردید. او در لشکر کشی ِژولیانوس به ایران در زمان شاپور دوم در رکاب امپراتور بود. از آثار او ۱۸ جلد برجای مانده است.

“… شرقی ها درباره سرنوشت والرین بیشتر در ابهام و تاریکی هستند تا غربی ها… اما اخبار شکنجه هایی که بر او آمده است و نیز اخبار قتل او مستند نیست. به خصوص که این اخبار از خصومت مسیحیان با والرین سرچشمه می گیرد…”

پروکوپیوس مورخ دیگر رومی می گوید: «… در فتح شهر سورا خسرو اول (انوشیروان) یکی از سربازان ایرانی را دید که دست زنی به ظاهر متشخص را گرفته و به شدت می کشد و نیز دست کودک خردسالی را به دست دیگر گرفته بود و چون کودک نمی توانست به پای آن ها برسد، زن ناچار او را به روی زمین می کشید… . گویند خسرو چون این حال را دید ناله از ته دل برآورد و در حضور «آناستاسیوس» سفیر روم و کسانی دیگر که در آنجا حضور داشتند شروع به گریستن نمود و از خداوند مسئلت کرد که مسبب این بدبختیها را به کیفر اعمال خود برساند…» پروکوپیوس می گوید که مقصود او «ژوستینین» امپراتور روم بود، در حالی که همه می دانستند، خود خسرو مسبب و عامل تمام این بلایا و مصائب است.
همین نویسنده در جای دیگر می نویسد: «… پس از تسلیم شهر آپامی…. خسرو انوشیروان به هوس افتاد که در میان مردم شهر تظاهری کند! در میدان شهر حضور به هم رسانید و جزو تماشاچیان برای تماشای مسابقه قرار گرفت … پس از پایان مسابقه یکی از مردم شهر نزد وی آمد و شکایت کرد که سربازی ایرانی به خانه او رفته و قصد دست درازی به دختر او را دارد. خسرو چون این قضیه را شنید خشمگین گردید و فرمان داد فورا سرباز را به حضور وی آورند و دستور داد که او را در اردو به دار بیاویزند. مردم شهر چون این خبر را شنیدند، بر در سرای خسرو گرد آمدند و با هم فریاد کشیدند و رهایی سرباز ایرانی را تقاضا کردند. خسرو وعده داد که محکوم را به آن ها ببخشد. لیکن بلافاصله دستور داد او را پنهانی به هلاکت رسانیدند…»
چنین است نوشته ها و گفته های مغرضانه مورخین غرب در مورد ایران و ایرانی و این ماجرا همچنان ادامه دارد و برای رد این داوری ها گفتار دیگری را آغاز می کنیم:
شاپور اول فرمانروای ساسانی در سال ۲۴۱ میلادی بر تخت نشست، او فرمانروایی برازنده و دلاور و در کار سپاهیگیری و رهبری ارتش بسیلر توانا بود. در سال ۲۴۳ میلادی در جنگی که با رومیان در گرفت گوردین سوم امپراتور روم کشته شد و ارتش او از هم پاشید و فیلیپ قیصر جدید تقاضای صلح نمود. در سال ۲۵۳ میلادی سنای روم «والریانوس» را به اتفاق آراء به امپراتوری برگزید. او در بین سپاهیان و ارتش روم احترام و محبوبیت خاصی را دارا بود. زیرا سه دشمن مقتدر روم یعنی فرانک ها، ژرمن ها و گت ها را به سختی شکست داده و از پای درآورده بود. او برای جبران شکست های سابق روم جنگ دیگری را با ایران آغاز نمود، اما در نزدیک ادسا از شاپور شکست سختس خورد. (۲۶۰ میلادی) و با سپاه هفتاد هزار نفری خود به اسارت ایرانیان درآمد، با این پیروزی شگفت انگیز بیش از پیش آوازه ایران و فرمانروای ساسانی در جهان آن روزگار طنین افکند. شاپور دستور داد که پیروزی های بزرگ او بر امپراتوران روم بر صخره های نقش رستم و بیشاپور به تصویر کشیده شده و در معرض دید همگان قرار گیرد. این نقش برجسته ها و از منابع و مآخذ مهم و ارزشمندی به شمار می روند که بسیاری از رویداد های مهم آن دوران را در معرض دید دانش پژوهان قرار می دهند.

پی نوشت:
پروکوپیوس قیصری مورخ رومی در حدوئد قرن پنجم میلادی می زیسته و در ۵۶۵ میلادی در گذشت. او در لشکر کشی های بلیزاریوس سردار معروف رومی به ایران و نواحی دیگر شرکت داشته و درباره جنگ های ایران و روم به تفصیل سخن رانده است.

در نقش های دره چوگان بیشاپور، فرمانروای ساسانی شاپور اول پیروزی های سه گانه خود بر رومیان را که در سال های مختلف به وقوع پیوسته بودند در یک صحنه به تصویر کشیده است. در این تصاویر شاپور سوار بر اسب در مرکز نقش قرار دارد، در حالی که گوردین سوم که در جنگ با ایرانیان کشته شده بود (۲۴۳ میلادی) در زیر پای اسب افتاده که این حرکت به مفهوم شکست و مرگ اوست.

یکی از ویژگی های مهم این نقش ها در آن است که علاوه بر انعکاس رویدادهای تاریخی دارای جنبه های سمبلیک می باشند. با بررسی این نقش ها بر اساس اصول سبک شناسی و تصویر شناسی و علائم و نشانه های نمادی در هنر ساسانی مفاهیم واقعی آن ها بر ما آشکار و به گونه ی دیگری جلوه گر می شوند. در نقش برجسته های ساسانی افتادن فرمانروا در زیر پای اسب رقیب به معنای سرنگون شدن از اریکه قدرت و مرگ او می باشد و این مسئله را نباید صرفاً به مفهوم توسل به زور وخشونت فرد پیروز تلقی کرد. زانو زدن در مقابل شاه نیز به مفهوم متابعت از او و تقاضای بخشش و پیشنهاد صلح بوده، و دیگر آنکه در هنر ساسانی گرفتن مچ۳ دست رقیب به معنای تسلیم و اسیر نمودن اوست.
در نقش های دره چوگان بیشاپور، فرمانروای ساسانی شاپور اول پیروزی های سه گانه خود بر رومیان را که در سال های مختلف به وقوع پیوسته بودند در یک صحنه به تصویر کشیده است. در این تصاویر شاپور سوار بر اسب در مرکز نقش قرار دارد، در حالی که گوردین سوم که در جنگ با ایرانیان کشته شده بود (۲۴۳ میلادی) در زیر پای اسب افتاده که این حرکت به مفهوم شکست و مرگ اوست، فیلیپ عرب امپراتور دیگر در مقابل شاپور زانو زده و نسبت به او ادای احترام و تقاضای صلح می نماید، شاپور مچ دست والرین را که به معنی اسارت اوست در دست دارد. (۲۶۰ میلادی)
اما در سنگ نگاره های نقش رستم از امپراتوران روم فقط فیلیپ و والرین در صحنه قرار دارند که در اینجا نیز فیلیپ عرب در مقابل شاپور زانو زده و شاپور مچ دست والرین را در دست دارد. دست دیگر والرین در زیر آستین پنهان شده و این بنا به رسم دربار ساسانیان نشانه احترام به فرمانروا می باشد.

اشتباهی بزرگ در تاریخ از دیدگاهی دیگر!

گرفتن مچ دست در فرهنگ و هنر یونان قبل از میلاد نیز نشانه اسارت رقیب بوده است. بر روی مهر زیبای ساسانی که در تالار مدال های کتابخانه پاریس نگاهداری می شود، نبرد شاپور با والرین نقش گردیده است. در این تصویر والرین شمشیر را از نیام کشیده و به سوی شاپور یورش برده، اما شاپور فقط به گرفتن مچ دست او اکتفا نموده و حتی شمشیر خود را از غلاف بیرون نیاورده.

اشتباهی بزرگ در تاریخ از دیدگاهی دیگر!

در اینجا نیز همان حرکت سمبلیک و رازگونه که در سنگ نگاره های شاپور به مفهوم اسارت والرین آمده است تکرار و تایید گردیده است. بنابراین لگد مال شدن والرین در زیر پای اسب شاپور و حتی زانو زدن در مقابل او از پایه و بن بی اساس و دروغ بوده و شکل گرفتن این پندار غلط در دهه های اخیر از عدم شناخت نمادها و سمبل ها در هنر ساسانی آغاز و سپس دستاویزی برای بیان نظریات مغرضانه محققان غربی گردیده است.
نکته دیگر که قابل توجه بوده و ناگزیر به تذکر آن هستیم، لغزش های کوچکی است که در آن مقاله در مورد کتبیه های ساسانی بیان شده بود و اهم آن ها عبارتند از:
۱-کتیبه پایکولی متعلق به شاپور اول نبوده، بلکه متعلق به نرسی فرزند او می باشد. این کتیبه در سال ۲۹۳ میلادی یعنی ۲۱ سال پس از مرگ شاپور به افتخار پیروزی نرسی بر بهرام سوم و جلوس بر تخت سلطنت در محلی به نام پایکولی (پایقلی) در سلیمانیه عراق که در حوالی رود سیروان و شمال قصر شیرین واقع است ایجاد گردید.
۲- کتیبه نقش رجب متعلق به شاپور اول است، اما قبل از جنگ و اسارت والرین این کتیبه نوشته شده و شرح کارها و فتوحات شاپور نبوده بلکه بیانگر اصل و نسب او به شرح زیر است:
این پیکری است از بغ مزدی پرست، خدایگان شاپور، شاهنشاه ایران و انیران که چهر از ایزدان دارد، فرزند بغ مزدا پرست خدایگان اردشیر شاهنشاه ایران که چهر از ایزدان دارد، نواده پاپک شاه.
۳-تعداد کتیبه های شاپور افزون از سه عدد بوده و عبارتند از: کتیبه کعبه زرتشت در نقش رستم، کتیبه نقش رجب، کتیبه بیشاپور (نوشته اپسای دبیر)، کتیبه حاجی آباد و کتیبه تنگ براقی.
پی نویس:
۳-هنوز در فرهنگ عامیانه، مسئله مچ گرفتن به معنای رسوا شدن و تسلیم فرد خطاکار می باشد، زیرا او نمی تواند پس از مچ گیری و برملا شدن خطایش هیچ کس العملی از خود نشان دهد.

برگرفته از : مجله وهومن، زمستان ۱۳۷۶، شماره۱۲

|
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.