برنامه آتی نظرگاه
کارگاه نظریه های نو شماره 39 | نظریه، منشاء همه چیز | دوشنبه 15 بهمن ماه 1397
Monday, 22 April , 2019
امروز : دوشنبه, ۲ اردیبهشت , ۱۳۹۸ - 17 شعبان 1440
شناسه خبر : 227
  پرینتخانه » منظر طبیعی تاریخ انتشار : ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۰ - ۹:۵۹ | 143 بازدید |

بازآفرینی منظر رودخانه «فاس» – مراکش

پروژه بازآفرینی منظر رودخانه «فاس»، از نظر جذب ایده‌های خلاقانه کالبدی و ایجاد یکپارچگی عینی منظر مصنوع و طبیعی (INTEGRATION) و به ویژه توجه به اصل «تنوع» محیط طراحی شده، نمونه‌ای بسیار غنی است.

هر [مدینه] فاس، در حدود ۷۹۰ سال پیش از میلاد، از یکپارچگی دو هسته مجزای شهری که توسط عنصر پیوند ‌دهنده طبیعی چون رودخانه‌ای با جریان آزاد به هم پیوستند، به وجود آمد و رودخانه از عنصری حاشیه‌ای به عنصر قوی منظرین در بطن شهر مبدل شد. شهر فاس، مشهور به «شهر هزار چشمه»، شبکه‌ای از ۲۰۰ سرچشمه متصل به هم را در طول قرن‌ها شکل داده است؛ با پیوستگی معیشت شهر و صنایع فرآوری چرم با عنصر کلیدی آب و افزایش بیش از حد جمعیت، کیفیت آب رودخانه به شدت مورد تأثیر قرار گرفت، به گونه‌ای که کاراکتر رودخانه در کالبد و حافظه جمعی مردم از یک پتانسیل حیات بخش به کانالی برای هدایت هرزآب‌های صنعتی و خاکستری شهر تنزل پیدا کرد. در نتیجه این تغییرات، در اقدامی ناکارامد و مسکن‌گونه، نیمی از سطح رودخانه با مصالح سخت چون شبکه‌های فلزی مرسوم پوشیده شد و در اثر فراهم آمدن بستری سوء، به جریانی از دسترسی‌های گوناگون وسایل نقلیه، درمیان یکی از منسجم‌ترین و متنوع‌ترین شبکه‌های پیاده مبدل شد.

بازآفرینی منظر رودخانه «فاس» - مراکش
نمایه پروژه پیشنهادی گروه Bureau E.A.S.T
تفاهم‌نامه آب و انرژی شهر فاس(RADEEF)، به عنوان فاز زیرساختی پروژه، حاصل اتفاق آراء میان طراحان جوان و نهادهای مسئول در مقیاس شهر (نوعی بازگشت به قدرت‌های خرد اجرایی) و شامل فرایندی از ایجاد دو مجرای فاضلاب جدید شهر برای رهاسازی رودخانه از آلودگی‌های فزاینده و انتقال صنایع آلوده‌کننده فرآوری چرم به حومهشهر بود.
پارادیم اصلی طرح گروه (Bureau E.A.S.T)، خلق گونه‌ای پایدار از سیستم‌های فراکتالی طبیعی بود که دارای پتانسیل یکپارچگی و ترکیب جنبه‌های متنوع منظر نرم شهر و تیپ‌های گوناگون توده‌های سخت منظر شهری باشد و بتواند به عنوان یک تمرین عملی مستمر و فازبندی شده، برای ارزیابی میزان بهبود ارتباط اکولوژی رودخانه و ارتباطات اجتماعی و اقتصادی شهر ارائه شود.
تمامی برنامه‌های پیشنهادی، زیرگروه سه هدف راهبردی زیر قرار می‌گرفتند :
۱) حفاظت و پشتیبانی از فضاهای خالی و دارای قابلیت خالی شدن در میان بافت‌های فشرده به عنوان بستری برای خلق فضاهای جمعی از طریق :
• توقف جریان سواره در مسیر حاشیه‌ای رودخانه و تبدیل این مکان به پلازای عمومی با یک مسیر اتصالی پیاده در محور رودخانه
• تزریق (IMPLANT)کردن کاربری‌های جاذب پیاده مانند آمفی تئاترها، کافه‌های فضای باز، باغ ملی، جلوخان‌ها و بازارهای روز خیابانی در میان بافت فشرده
• لایه‌برداری از سطوح آلوده به اکسیدهای سمی کروم در مرکز اصلی شهر و مجاور رودخانه، و انتقال آن به زمین‌های مرتفع و قابل دید در حومه شهر، کشت گیاهان ریزبرگ برای استخراج فلزات سنگین از آن به روش زیست فناوری (PHYTOREMEDIATION) در عین توجه به دید پانورامای شهر از حومه
• ایجاد تالاب مصنوع برای کاهش شتاب سیلاب‌های شهری و امکان پاکسازی آن با سبزینه‌ها و افزایش تنوع زیستی در مقیاس شهری
۲) انتقال مکان صنایع وابسته به فرآوری چرم به خارج از شهر با رویکرد باقی گذاشتن خط پیوند بین مرکز اصلی تولید و زندگی جاری شهری :
• فرایند فرآوری چرم در یک شاخه تجاری «MADE IN FEZ» و تحت مالیات، افزایش تولید و کاهش هزینه‌ها در یک سازه عظیم صنعتی
• حفظ حقوق مادی و معنوی کارگران و کاهش مواجهه آنها با صنایع شیمیایی غیر قابل کنترل
• ایجاد رابطه مشارکتی در سیستم پایدار کنترل شهری
۳) واگذاری اقتصاد و مسئولیت حفاظت از سیستم‌های بازتوانی منظر شهر به تشکیلات کوچک مردمی، برای تحول تدریجی نگاه مردمی به اکوسیستم شهری
• واگذاری مسئولیت نظارت بر اجرای پروژه به تشکیلات دولتی خرد شهری آموزش کارگران در مرکز صنعتی برای استفاده از فرصت‌های کارآفرینی هنرمند (صنعت کار)- در- خانه و تبادل ایده‌های نو.

بازآفرینی منظر رودخانه «فاس» - مراکش
تعادل بی‌توازن
برنامه‌های راهبردی توسعه پایدار اغلب از سوی کشورهای توسعه‌یافته به ویژه با گرایشات نئو‌کلاسیک ارائه که یا با وضعیت موجود کشورهای در حال توسعه تطبیق می‌یابد و یا بر آن تحمیل می‌شود، که در اغلب آنها دو استراتژی کلی برجسته‌ترند : ” ۱- استراتژی نسبت دادن ارزش‌های بازاری به هزینه و سودهای زیست بوم‌ها، از طریق یارانه و تخفیف‌های مالیات برای سرویس‌های حافظ محیط و جریمه برای سرویس‌های آلوده‌کننده ۲ـ استراتژی رفع «معضلات» با رویکرد «مدرنیزه کردن بومی»، شامل تبدیل هزینه‌های زیست محیطی به کالاها یا خدمات حافظ محیط زیست، مانند تبدیل زباله‌های بازیافتی به مجسمه‌های شهری”
قطع یکپارچگی بازار محلی و ایجاد ساختار عظیم صنعتی در حومه شهری به عنوان نمونه‌ای از عدم تطابق استراتژی‌های پیشنهادی اقتصادی، بر بسترهای فرهنگی معیشت شهر در این برنامه قابل ذکر است، است. این انتقال (TRANSFER)، تنها یک انتقال مکانی و کالبدی نیست، بلکه به همراه خود بسیاری از ریزارتباطات اقتصادی که در طول تاریخ شکل گرفته و یکی از منابع مهم جذب توریست – که از مهم‌ترین تأمین‌کننده‌های پایای سرمایه است- را دچار رکود می‌کند. از سوی دیگر یکی از مهم‌ترین اهداف توسعهپایدار، یعنی متوقف کردن روند حرکت دائمی بین شهر و حومه آن، که با مباحث رنسانس شهری، منظر شهری و تولید غذا در شهر همراه شد، نادیده انگاشته شده است.
در طراحی کالبدی پروژه نیز با وجود تکنیک‌های اجرایی مدون، با نوعی شتاب‌زدگی در ارائه جزئیات و مصالح پلان اصلی رو به رو هستیم. طراحان با وجود تأکید بسیار بر سیستم‌های فراکتالی طبیعی در توانبخشی به شبکه آبی شهر، در طراحی بدنه‌های شهری محور رودخانه، از مصالح و روش‌هایی استفاده کرده‌اند که اصطلاحاً «سخت‌سازی» (SOLIDIFICATION) جریان آب نامیده می‌شود، که علاوه بر اختلال در جریان طبیعی رودخانه، سبب افزایش جریانات سیلابی و رسوبات در کناره‌ها می‌شود. در نمونه‌های مشابه مانند پروژه جابجایی مسیر رودخانه دان در کانادا ۱، خاک لای‌روبی شده از کف رودخانه، برای ایجاد یک بدنه حاصلخیز طبیعی در حاشیه رود به کار رفته که هدف افزایش تنوع زیستی را فراهم آورده و در مسیر پراکندگی آزاد خود، سیلاب شکن‌های طبیعی هم ایجاد می‌کند.

نتیجه‌گیری
پروژه بازآفرینی منظر رودخانه «فاس»، از نظر جذب ایده‌های خلاقانه کالبدی و ایجاد یکپارچگی عینی منظر مصنوع و طبیعی (INTEGRATION) و به ویژه توجه به اصل «تنوع» محیط طراحی شده، نمونه‌ای بسیار غنی است. گروه طراحی (Bureau E.A.S.T) به خوبی دریافته‌اند که پیامدهای یک ساماندهی منظر، در کشوری در حال توسعه، که پیوندهای خود را با حیات تاریخی و بومی حفظ کرده، به دلیل ناتوانی سیستم‌های مدیریتی، فقر مادی و فرهنگی دارای پتانسیل ویژه‌ای برای ترکیب نیازهای معیشتی و زیست بوم شهری است. فقر و «تخریب» در تمام زمینه‌ها دو مفهوم کاملاً مرتبط به حساب می‌آیند. از یک سو فقر باعث استرس محیطی شده و از سوی دیگر به دلیل تشدید الگوی نامناسب تولید ـ مصرف باعث زیان‌های فزاینده وارده به زیست بوم می‌شود. در برپایی یک جامعه پایدار شهری، نحوه نسبت دادن ارزش‌ها به محیط از سوی طراحان شایان توجه است.
شهرهای در حال توسعه، از جمله شهر فاس ، با وجود ناکارامدی‌های فراوان فرهنگی، اقتصادی و مدیریتی، از پتانسیل نهفته‌ای برای پیوند مؤثر معیشت و زیست‌بوم برخوردارند. و این در حالی است که در جوامع توسعه‌یافته به ویژه با سیستم انگلیسی، عموماً به دلیل تعریف پایداری به عنوان «تعادل» میان فاکتورهای اقتصادی، اجتماعی و بوم‌شناختی، نقصان در یکی از فاکتورها را از طریق رشد فاکتور دیگری که عموماً توسعه سرمایه است، جبران می‌کند. در پروژه‌هایی نظیر بازتوانی منظر شهر فاس، به دلیل عدم شکل‌گیری گسستگی بارز میان ابعاد گوناگون حیات شهری، امکان وحدت [ادغام] عوامل گوناگون پایداری در صورت تدوین برنامه مدون و مدیریت مشارکتی صحیح، به گونه‌ای غیر کلیشه‌ای و به دور از سبزنمایی‌های تجاری مرسوم فراهم است.

ترجمه و تألیف : مرجانه زندی/ کارشناس ارشد معماری منظر
مأخذ : ص ۱۸-۲۱ ماهنامه تخصصی منظر ، شماره هشتم ، تیر ۱۳۸۹٫

|
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.