برنامه آتی نظرگاه
نشست "گردشگری مذهبی در ایران؛ ظرفیت ناشناخته | چهارشنبه ۱۶ بهمن ماه ۱۳۹۸ | از ساعت ۱۶
Monday, 28 September , 2020
امروز : دوشنبه, ۷ مهر , ۱۳۹۹ - 11 صفر 1442
شناسه خبر : 6302
  پرینتخانه » برنامه ریزی و مدیریت شهر, شهر تاریخ انتشار : ۰۳ مرداد ۱۳۹۹ - ۹:۰۰ | 39 بازدید | ارسال توسط :
پشت پرده مجوز هتل فرهنگی در تهران

هتل ۵ ستاره و میل های سازنده تهران

این هتل لوکس، با استانداردهای بین المللی پنج ستاره طراحی و در برگیرنده موزه گالری، بخش حراج آثار هنری ایرانی و سالن های تئاتر، سینما و کنسرت و ... خواهد بود.

پرده اول: یک خبر و یک تصویر

جلسه کمیسیون ماده پنج شهر تهران به ریاست پیروز حناچی شهردار تهران تشکیل و با احداث هتل هنر ایران واقع در منطقه ۱۱ موافقت شد.

علی اشراقی رئیس دبیرخانه کمیسیون ماده پنج گفت: در این جلسه موضوع احداث هتل هنر ایران واقع در منطقه ۱۱ مطرح شد که پس از توضیحات مشاور تهیه کننده طرح و شهردار منطقه و با توجه به نظر موافق کارگروه فنی کمیسیون با طرح مذکور موافقت شد.

وی افزود: مکان احداث طرح مورد نظر در منطقه ۱۱ و در مجاورت پهنه فرهنگی رودکی قرار دارد که بر اساس موقعیت جغرافیایی، مورد نیازسنجی منطقه ای قرار گرفته است و بر مبنای امکان سنجی انجام شده، رویکرد طراحی و بهره برداری به عنوان هتل هنر ایران مد نظر قرار گرفت.

اشراقی گفت: قرار است این هتل به صورت لوکس و با استانداردهای بین المللی پنج ستاره طراحی شود و در برگیرنده موزه گالری، بخش حراج آثار هنری ایرانی و سالن های تئاتر، سینما و کنسرت و سایر تجهیزات و امکانات روز باشد.

پرده دوم: تهران تیرماه ۱۳۹۹

زیستن در تهرانِ تیرماهِ ۱۳۹۹ به  تماشای فیلمی سوررئال می‌ماند: هم‌نشینیِ شگفت‌آور فجایع، ترس‌ها و تهدیدهای دائم در مقیاس‌های خرد و کلان شهری و  سرزمینی و منطقه‌ای و البته جهانی از یک طرف، و انبوه نظراتِ کارشناسانه و راه حل‌های موقتی که می‌دانیم نتیجه‌ای در بر ندارند، صحنه‌ را پر کرده است و ما نیز همچون تماشاگرانی مبهوت به آن خیره شده ایم.  برای شناختِ این تهران و این وضعیت می‌توان به راه‌های قدیمی و مطمئن تکیه کرد: جریان‌ها و روندها را به مدد پژوهش‌های دقیق بشناسیم، تاثیرات این عامل بر آن یکی را بسنجیم، تجربه‌ی فلان کشور و  بهمان دولت را  بررسی کنیم و کارهایی از این دست.  اما مسیرِ دیگری هم ممکن است؛ مسیری پرخطر و خام:‌ اگر به جای راه های خوب قدیمی، راه‌هایِ بدِ نو را پی بگیریم شاید بتوانیم منطقِ این وضعِ عجیب را بهتر درک کنیم.

پرده سوم: یک راه‌حل کودکانه

آدمی در یکی دو سالِ آغازِ زندگی‌‌اش جهان را به شکلِ متصل درک می‌کند: مگسی چون بر دستش می‌نشیند،  دست را به دهان می‌برد به گمانِ انکه مگس هم بخشی از بدنِ اوست. نوزادِ آدمی میانِ تنِ خویش و جهانِ اطراف فاصله‌ای نمی‌بیند. تفکیک نشدنِ جهان به مقولاتِ منفصل البته آنقدر خطرناک است که مراقبتِ دائم از کودک را ناگزیر می‌کند؛ چه آنکه بی مراقبت والدین، کودک دست در آتش می‌بَرَد، خود را درونِ آب پرتاب می‌کند و سرآخر مسیرِ هلاکِ خویشتن را پیش می‌گیرد. امّا این شکلِ درک و دریافتِ جهان آنقدرها بی فایده نیست که بتوانیم فراموشش کنیم: اگر بخشی از تفکیک‌های جهان را کاذب بدانیم ای بسا درکِ کودکانه بتواند پیوندهای پنهانی و اتصالاتِ نامرئیِ امور را بر ما آشکار کند. نکند تفکیک زیربنا و روبنا درست نباشد؟ نکند میانِ ظاهر و باطن فاصله‌ای نباشد؟ راستی مرزِ میانِ فرهنگ و اقتصاد و زبان و تصویر و بدن کجاست؟

بگذارید  این سوالات را قدری انضمامی‌تر کنیم و این نگاه را برای فهمِ خبری که در پرده‌ی اول دیدیم به کار ببندیم:

پرده چهارم: ما جاذبه‌ی توریستی هستیم!

تهرانی که در پرده‌ی اول می‌بینیم، تهرانی است که قرار است محلِ ساختِ هتلی با این  مشخصات باشد:

«این هتل به صورت لوکس و با استانداردهای بین المللی پنج ستاره طراحی شود و در برگیرنده موزه گالری، بخش حراج آثار هنری ایرانی و سالن های تئاتر، سینما و کنسرت و سایر تجهیزات و امکانات روز باشد.»

این خبر آنقدر مهم است که به تصویری آراسته با نشانِ درشتِ شهرداری مزیّن می‌شود: کارشناسان و مسئولان دورِ هم نشسته‌اند و دارند تهران را برای چشمِ مسافرانِ متمکّن خارجی و خریدارانِ آثارِ هنری آماده می‌کنند. تهران، مقصدِ گردشگرانِ خارجی خواهد شد:‌این رویای نهفته در احداثِ چنین هتلی است. حال این رویا در کدام تهران محقق خواهد شد؟ تهرانِ امروزِ ما  با بحرانِ مسکن روبروست؛ گرانی بی داد می‌کند، مردمان خسته‌اند و عصبانی. این هتل چه جایی در این شهر دارد؟

نکند این همه به هم متصل‌ باشند؟ با مفروض دانستنِ این اتصال است که نیروهای تازه‌ای آشکار می‌شوند:

  • بخشِ مهمی از جاذبه‌ی هتلِ‌کذایی آن است که در قلبِ تهرانی اینچنین بحرانی ساخته می‌شود: واحه‌ای در بیابان؛ کشتی‌ِ تفریحیِ عظیمی در دلِ اقیانوس وحشی و بی‌انتها و البته کمپِ گردشگری در جنگل‌های رام‌نشدنیِ آفریقا برای سفیدپوستانِ متمدن. ما با بازتولید و به صحنه آمدنِ میلی مواجه‌ایم که گمان کرده ایم جهان از شرّش خلاص شده؛ امّا نفهمیدیم که میل، از میان نمی‌رود بلکه چهره عوض می‌کند. هتل‌های اینچنینی چیزی جز یک هتروتوپیای لذّتبخش برای خارجیان نیستند: تجربه‌ی چهره‌ی مطلوبِ «شرق» و «آی‌رَن»[۱] در حراج‌های هنری، در دلِ جنگلِ وحشیِ «تروریست‌ها» و «عقب‌مانده‌ها»یی که ما هستیم.  چه چیزی برای یک اروپایی بیش از این می‌تواند حاملِ صفتِ exotic باشد؟

مطالعه‌ی میدانی مختصری در بابِ وضعیتِ هتل‌های بین‌المللیِ موجود در تهران و کارکرد‌های فراغتی و تفریحیِ عجیبِ آنها، تا حد زیادی مویّد اهمیت و شدت تاثیر این مِیل است.

  • ما با تولیدِ تهران به هیئتِ یک جاذبه‌ی گردش‌گری مواجه‌ایم؛ نمایشگاهی که دیدیم می‌خواهد چشم و دل و دهان و البته بدنِ توریست‌های خارجیِ متمکن – نه مسافرانِ خارجیِ بی‌پول- را خوبِ خوب سیر کند. آیا این پدیده بدیع است؟ نه. پیش‌تر در یادداشتِ مختصری گفته بودم که تاریخِ تولیدِ نمایشگاهیِ تهران را می‌توان قریب به یک قرن پیش دنبال کرد. امّا شگفت‌آور آنجاست که این نیرو، در یکی از بحرانی ترین شرایطِ اقتصادی و فرهنگی تاریخِ ایرانِ مدرن با این قدرت و شدت در حال پیش‌رَوی و تولیدِ فضا در شهرِ تهران است و در این میان حاکمانِ شهری بی هیچ پرده پوشی و در انطباق کامل با اقدامات دولتِ مستقر –نظیر احداث هتل‌های کپسولیِ لوکس- مسائلِ عمده‌ی شهروندانِ تهران را به مسلخِ حلّ  کم و کیفِ تحققِ «نمایشگاهی به نامِ تهران»  می‌برند.
  • بی‌پولیِ شهرداری تهران تحریم‌های بی‌سابقه نیز بهانه‌ی خوبی را برای شدت بخشیدن به فروشِ شهر به وجود آورده است: سنتِ ۳۰ ساله‌ی شهرداریِ تهران آن بوده است که می‌توان با پول، شهرِ تهران را خرید. حال تصور کنید احداثِ یک هتل لوکس می‌تواند چه لقمه‌ی چرب و شیرینی برای این شهرداری بی‌پول باشد.
  • به این ترتیب می‌بینیم که احداثِ این هتل، احضارِ همزمانِ چهار نیرو و میلِ قدرتمند به صحنه است و پیوندِ نامبارکِ آنها: میلِ خود-شرق‌شناسانه‌ای که کشور و مردمش را جاذبه‌ای توریستی می‌داند، میل‌های تنانه‌ی گروهِ هدف که قرار است در تهران ارضا شود، میلِ تولیدِ تهرانِ نمایشگاهی و در آخر، نیروی سرمایه‌دارانه‌ی فروشِ شهر

پرده پنجم: دوباره تهرانِ تیرماهِ ۱۳۹۹

تهرانِ تیرماهِ ۱۳۹۹ ابدا آشوب‌ناک نیست؛ آنچه بر صحنه می‌بینیم گرچه به ظاهر آشفته است امّا حاملِ منظومه‌ای است از نیروهای قدرتمندی در حالِ تحققِ نظمِ مطلوبِ خود در فضای تهران هستند. آنچه به چشمِ ما آشفته می‌آید، چیزی نیست جز یکی از نظم‌های مطلوبِ سلسله‌ای از نیروها که تهران را به هیئتِ امروزینش می‌سازند. اشتباه است اگر گمان کنیم تنها اقتصاد، تنها بی کفایتی، تنها تحریم‌ها هستند که تهرانِ ما را اینگونه ویران «می‌سازند»؛ منظومه‌ی نیروها و میل‌ها را نباید اینگونه پنهان کرد. تا تمامیِ نیروها را خوب نشناسیم، ره به خطا خواهیم برد؛ همچون تماشاچیانِ مبهوتی که فیلمی سوررئال به نامِ تهران تیرماهِ ۱۳۹۹ را تماشا می‌کنند.

[۱] اهل آمریکا و بسیاری از اروپایی ها ایران را اینگونه تلفظ می‌کنند

۰/۵ ( ۰ نظر )
نویسنده : علی جاودانی | منبع خبر : نظرآنلاین
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.