پایگاه تحلیلی - خبری نظرآنلاین

رسانه راهبردی - انتقادی پژوهشکده نظر

قصه گویی در سفر

چکیده: تصور میکنیم قصه ها و روایتها ما را از توسعه دور میکند. این وضعیت زمانی پر رنگ میشود که در گردشگری و سفر هم جای خالی آن مشهود است.

نقش قصه در بهبود گردشگری

به نظر می رسد تبدیل به مردمانی شده ایم که چه بسا میل مفرط به پیشرفت و توسعه از رهگذر عقل و عقلانیت، ما را از قصه و قصه گویی دور و دورتر کرده است. تصور کرده ایم قصه ها و روایت ها چون یک پایشان در اساطیر و تخیلات است ما را از توسعه دور می کند. این وضعیت زمانی پر رنگ می شود که در گردشگری و سفر هم جای خالی آن مشهود است.

نه تنها راهنمایان تور و گردشگران، کمتر توجهی به این موضوع دارند که حتی در تحقیقات دانشگاهی مان هم نمی توان با کلید واژه های سفر و قصه محتوایی پژوهشی پیدا کرد! بدتر آن که تا اسم «قصه» می شنویم یاد کودکان می افتیم و غافل از اینکه آدمی همیشه از شنیدن قصه هم لذت می برد و هم بهره.

 قصه یا روایت بیان آراسته سلسله ای از رویداد ها درون یک کلیت است. به نحوی که معنای هر رویداد بواسطه ارتباطش با کل قابل درک می شود. قصه گفتمان هایی است که رویدادها را با نظم زمانی واضح و به شیوه ای معنا دار بیان می کند و مخاطب را به بینشی از جهان و افراد آن می رساند. 

«زبان» دارای ظرفیت‏ های بسیار زیادی است تا آنجا که برخی معتقدند انسان ها برای هر موضوعی که بتوانند واژه خلق کنند، می توانند فکر کنند. زبان دری است که دنیاهای تازه را به روی ما باز می کند. دنیاهایی که شاید در ابتدا تخیلی و ذهنی باشند ولی امکان دگرگونی زیست ما و جهان ما را دارند و «قصه‌گویی» قدرتمندترین ساحت زبان را متجلی می‏سازد.

مک کی (Robert McKee فیلم نامه نویس و منتقد سینمایی معاصر آمریکایی (متولد 1941)) معتقد است که اگر مدیران اسلایدهای پاورپوینت خود را به کناری پرتاب کنند و به جای آن یاد بگیرند که داستان های خوب تعریف کنند، می توانند شنوندگان خود را در سطح کاملاً جدیدی درگیر کنند.

قصه ها با خلق واقعیت های خیالی، محدودیت‏ های آدمی را فرو میریزند و پنجره هایی باز می کنند برای تنفس ذهن. قصه ها ما را از هویت ها و موقعیت های دیکته شده فراتر می برند. قصه ها نقش تربیتی و پالایشی دارند.

کاتارسیس (Catharsis) یا روان پالایی طبق تعریف نیچه استغراق ناگزیر در درون هر شادی و رنجی است که حیات به ما عرضه می کند و بصیرت همراه با آرامشی که نتیجۀ چنین تسلیم نفسی است، فراهم می‎ آورد. به نظر می رسد قصه برای آدمی می تواند همان کاتارسیس باشد که یونانیان از دیرباز آن را شناخته بودند. جالب اینجاست که قصه هم برای مخاطب و هم برای آنکه روایت زندگی خود را به بیان می‏آورد، روان پالایی به همراه دارد.

قصه گویی در سفر
تصویر 1. قصه گویی در سفر

مخاطب قلاب هایی در قصه پیدا می کند که بخشی از تجربه زیسته خود را به آن ها می آویزد و ساختار شکنی و احساسات و عواطفی که در قصه موج می زند، مخاطب را با خود بالا می کشد. شنونده داستان به طور فعال شخصیت ها، کنش ها، تصاویر، و رویدادهای قصه را در ذهن خود و بر اساس تجربیات گذشته خود خلق می کند. به این ترتیب داستان یک بار دیگر در ذهن شنونده اتفاق می افتد و کامل می شود. داستانی کاملا منحصر به فرد و شخصی که شنونده خود خالق آن است.

از دیگر سو، آنکه با شعور خلاق خود تجربه های زندگی خود را در قالب داستان روایت می‏کند هم صحنه هایی را به تصویر می کشد که از دید دیگری پنهان بوده است. از پرسپکتیوی سخن می گوید که دیگران هیچگاه نتوانسته بودند در آن موقعیت بایستند و تنها او و هم او بوده که قادر به نقل این داستان است و لذا با به بیان کشیدنش، او هم کاتارسیس را تجربه می کند.

می توان گفت «قصه‌ اندیشی» هم نوعی فلسفه ‌ورزی است. فعالیت‌‌ فکریِ درمان ‌گرایانه‌ و تطهیر کننده که آدمی را از چارچوبی که محیط برایش تعیین کرده و زندانی که بافتار و ساختار زندگی برایش ساخته فراتر می برد.

اما جای خالی قصه و قصه گویی و قصه شنوی در سفر بسیار محسوس است. اغلب راهنمایان تور، توجه و تسلط چندانی به این مهم ندارند. در بازدید از مکان های فرهنگی و تاریخی به جای توصیف مکان باید گردشگر را همزمان که در «مکان» سفر کرده در «زمان» هم به سفر برد و «قصه» ها همان قالیچه پرنده سفر در زمانند.

با قصه می توان به دیدار فرهنگ ‌ها، آداب و رسوم، جهان‌نگری ها و متن زندگي و باور کسانی رفت که روزگاری پیش در این مکانی که گردشگر امروز قدم گذاشته، زیسته اند و وقایعی خلق کرده اند. قصه‌‌ها، طرز برخورد مردمان با مشکلات و چاره‎ سازی هایشان، پندارهایشان و رفتارهایشان را برای مخاطب چنان به تصویر می کشد که مخاطب را همدل و همراه می کند. گویی شنونده داستان هم اکنون در کنار مردم آن روز گار است و دارد از دریچه ای که داستان به رویش گشوده است با آنان زندگی می کند.

قصه، فهم ما را به نظم در می آورد. شنیدن قصه یک مکان و مردمانش دانسته ‌های ما را یکپارچه‌ می کند. گردشگری که به تماشای مکان آمده با قصه های آن مکان، ضریب شهود و درک و دریافتش چنان بالا می رود که برایش تجربه ای اصیل و اغلب غیر قابل تکرار خلق می کند.

 لازم است تأکید کنم که در قصه دائما مرز واقعیت و خیال جابجا می شود و همین وجه ممیزه قصه و تاریخ است. گرچه نگارنده بر این باور است که اصولا تاریخ مطلق هم نداریم و آن هم آکنده از قصه است.

اگر مواجهه ما با تاریخ و مکان های تاریخی در حد و قواره قصه استعلا پیدا کند، از بسیاری از آفت ها از جمله یافتن این همانی ها، شبیه سازی ها و دستورالعمل هایی که راه بر اندیشه سد می کنند، خلاص می شویم. قصه دیدن و قصه خواندن تاریخ با باور به اینکه مرز تخیل و واقعیت قابل تشخیص نیست مخاطب را در معرض یک آگاهی فراتر از این همانی ها قرار می دهد. «قصه ‌اندیشی»، به ما کمک می‌کند تا در مرز بین «پذیرش» و «رهایی» حرکت کنیم.

سختی ها و بالا و پایین های زندگی وقتی لباس قصه به تن می کنند شنیدنی می شوند. حتی اتفاقات کوچک روزمره هم وقتی مانند قصه روایت شوند، توجه دیگران را جلب می کنند. اشتیاق به شنیدن قصه در درون همه ما هست شاید چون مواجهه با داستان زندگی دیگری، می تواند به ما کمک کند تا داستان زندگی خود را کشف کنیم.

سفر وقتی با قصه مردمان آن آمیخته گردد، نه توصیف یا بیان تاریخ، بلکه روایت داستان هایی از هر آنچه با آن مکان پیوند خورده؛ بی شک تجربه ناب و فراموش ناشدنی برای گردشگر ایجاد می شود.

روایت این داستان ها می تواند هم از زبان راهنمایان تور شنیده شود و هم از زبان مردم محلی. هم می تواند داستان های فولکلور و محلی اقوام باشد که نسل به نسل و سینه به سینه برای هم تعریف کرده اند و هم می تواند روایت زندگی و تجربه زیسته خودشان باشد. امروزه در عصر دیجیتال کسانی برنده هستند که قادر به تولید محتوا باشند.

محتوایی که دیده و شنیده شود و آن ها که قادرند زندگانی خود را، رنج ها، درد ها و شادی های خود را، عشق ها و مرارت های خود را در جامه کلمه بپوشانند و از کلمات قصه بسازند و روایت کنند، با این نظم منطقی و جذاب هم دنیای بهتری برای خود می آفرینند و هم برای دیگران و وقتی مخاطب در هیجان قصه غرق می ‌شود و خودش را به آن می‌ سپارند، یعنی قصه و قصه گو به هدف خود رسیده اند.

هر جا دیدید کودک و بزرگ گوشی های همراه خود را کنار گذاشته اند و از گوینده چشم بر نمی دارند، بدانید که آنجا دارد داستانی شنیدنی روایت می شود و سفر باید با گردشگر چنین کند.

 

  1. Storytelling

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Picture of مهرنوش بسته‌نگار

مهرنوش بسته‌نگار

استادیار پژوهشکده توسعه تکنولوژی جهاد دانشگاهی
میزان مطالعه مطلب