برنامه آتی نظرگاه
نشست "احیای لاله زار | تعظیم کدام گذشته | چهارشنبه 24 مهرماه ۱۳۹۸ | از ساعت ۱۶
Thursday, 17 October , 2019
امروز : پنج شنبه, ۲۵ مهر , ۱۳۹۸ - 18 صفر 1441
شناسه خبر : 1523
  پرینتخانه » نگارگری تاریخ انتشار : ۱۴ فروردین ۱۳۹۰ - ۱۲:۰۰ | 399 بازدید

زمان و مکان در نگارگری ایرانی ، قسمت هشتم

در نگارگری برای فراهم شدن شرایط پلان بندی عمومی از شگرد افق رفیع استفاده می‌شد که سبب حجم‌دار شدن فضا در محدودۀ حرکت اصلی می‌شود. شگرد افق رفیع بدین معنا است که خط فرضی افق تا نزدیک مرز فوقانی تصویر بالا می‌رود. و سطح آسمان بسیار باریک‌تر از زمین نموده می‌شود

زمان و مکان در نگارگری ایرانی

نگارگر هیچگاه قضاوت سریعی نسبت به آنچه با حواس خود درک می‌کند ندارد، بلکه آنها را با چیزی که باید باشند مقایسه نموده و سعی و درک حقیقت مدرکات خود دارد. هر عالم درجه‌ای نازل از عالم بالاتر از خود را نشان می‌دهد. و عالم ماده نیز درجه‌ای نازل‌ از عالم مثال است. در نمایش هر موضوع بیان روح آن موضوع، برای اشاره به عالم بالاتر، در اولویت است. و در صورت داشتن این خصوصیت اثر کامل و واقع‌گرایانه فرض می‌شود نگارگر با تغییر زاویۀ خود در یک لحظه با نمایش جزئیات ضروری بیشتر روح و واقعیت جاری در آن لحظه را بهتر بیان کرده است.
بزرگترین مشکل در هنر نقاشی که هنرمند با آن مواجه است، چگونگی نمایش عالمی سه بعدی روی قطعه‌ای دو بعدی است. قوانین حل این مشکل در نگاه کلی دو نوع را شامل می‌شوند، یکی را با نام پرسپکتیو طبیعی و دیگری را با نام پرسپکتیو مصنوع می‌شناسند. در هندسۀ‌ اقلیدسی(طبیعی) «هر گروه از اشیائی که در یکی از قسمت‌های این فضا قرار داشته باشد مکانی را با نقطۀ دید ویژۀ خود اشغال می‌نماید که خاص همان بخش است و نمی‌تواند برای نقاط دیگر عمومیت پیدا کند.»۵۹ براین اساس هر مکانی برحسب کیفیت و حالت درونی‌اش، امکان حضور عناصر دارای تشخصی که با مکان موردنظر هماهنگی داشته باشد را می‌دهد، به گونه‌ای که جز در آن مکان، در مکان دیگری امکان وجود ندارد. در مفهوم پرسپکتیو مصنوعی «فضایی را در نظر می‌گیرید که پیوسته و متحد برای همه اشیاء و یگانه است.»۶۰ و این همان اتفاقی است که در دوربین‌ عکاسی می‌افتد به گونه‌ای که تمام خطوط، به سوی نقطه‌ای یکسان گرایش دارند.
با توجه به خصوصیتی که در مورد تغییر اندازۀ‌ اشیاء هنگام دور شدن آن ها از چشم وجود دارد، نمی‌توانیم چیزی را که با چشم می‌بینیم عیناً خاصیت شیء یا منظره بدانیم. امور ادارک شده طبق نقطۀ دید ادارک کننده در ترتیب خاصی قرار می‌گیرند. نظام اشیاء فی نفسه عبارت از مرتبۀ وجودی آنها در نظام کلی عالم است و این نظام وجودی ظهور و بروز کیفی دارد و نه کمی.»۶۱
در پرسپکتیو تک نقطه‌ای محدودۀ توانایی هنرمند فقط در یک نقطۀ دید است. اما در پرسپکتیو چند نقطه‌‌ای هر عنصری را می‌توان با توجه به جایگاهی که نگارگر می‌خواهد برای آن عنصر در نگاره‌اش در نظر بگیرد، براساس یکی از چند نقطۀ دید تنظیم کرد.
در پرسپکتیو تک نقطه‌ای زاویۀ‌ دید، بستگی به موقعیت فرد مشاهده کنند دارد. اگر در ارتفاع معین قرار گرفته باشد صحنه‌ای که می‌بینید با حالتی که نشسته است کاملاً متفاوت خواهد بود. همچنین اگر به چپ یا راست متمایل شود. به منظور درک بهتر پرسپکتیو چند نقطه‌ای نمونه‌ای از نگاره‌های شاهنامۀ‌ طهماسبی به نام «هفتواد و کرم» از نظر ویژگی‌های مکانی شرح داده شده است.

در این اثر تلاشی برای نمایش تحرکات و فعالیت‌های مختلف انسانی و روزمره را توسط نگارگر مشاهده می‌کنیم. موضوع اصلی داستان یعنی ریسیدن نخ‌ها توسط دختران، در سمت چپ و پایین اثر اتفاق می‌افتد اما این انتخاب نه به این دلیل که موضوع اصلی باید در پلان اول باشد، بلکه از جهت اهمیت بصری و کششی که به واسطۀ ترکیب بندی در این نقطه ایجاد شده، انتخاب شده است. در این اثر نگارگری پلان‌های مختلفی در تصویر دیده می‌شود. این پلان بندی متفاوت با پلان بندی در پرسپکتیو تک نقطه‌ای است یعنی هر چه پلان‌ها دورتر می‌شوند از وضوح آنها کاسته نمی‌شود. در نگار‌گری هنرمند هیچگاه کوشش نمی‌کند مکان‌های دور دست را بسیار کوچک و مبهم نمایش دهد و با استفاده از پرسپکتیو حالتی ایجادکند که گویی پردۀ نقاشی سوراخ شده و به دورنما راه پیدا کرده است.
«نقاشی ایرانی با قرار دادن اشکال گوناگون و تنظیم متعادل آنها بر سطح قطعه به وسیله نمایاندن هر شکل و سطح در پشت شکل دیگر […] موضوع دوری و نزدیکی هر یک از عوامل را به ذهن القا می‌نماید. بی‌آنکه در مجموع به کیفیت دو بعدی سطح قطعه خللی وارد ساخته باشد.»۶۲
پلان‌بندی در این اثر به ترتیب عمودی بالا رفته است، در نگارگری برای فراهم شدن شرایط پلان بندی عمومی از شگرد افق رفیع استفاده می‌شد که سبب حجم‌دار شدن فضا در محدودۀ حرکت اصلی می‌شود. شگرد افق رفیع بدین معنا است که «خط فرضی افق تا نزدیک مرز فوقانی تصویر بالا می‌رود. و سطح آسمان بسیار باریک‌تر از زمین نموده می‌شود.»۶۳
امکان دیدن هر شیء و عنصر از زوایای مختلف سبب شده تا نگارگر هر عنصر را از بهترین زاویۀ‌ ممکن مشاهده کند، یعنی زاویه‌ای که شامل بیشترین جزئیات بوده و به بهترین صورت معرفی‌کنندۀ‌ ویژگی‌های شیء موردنظر باشد. مثلاً جوی آب و حوض کاملاً از بالا دیده شده است اما گل‌ها و برگ‌های حاشیۀ حوض از روبرو و نه از بالا دیده شده‌اند، زاویۀ انسان‌ همواره از سه‌رخ است اما حیوانات چون درازگوشانی که در سمت راست دیده می‌شوند، همگی از پهلو هستند.

زمان و مکان در نگارگری ایرانی
در اثر نگارگری دوست‌محمد، نمایش داخل مکان‌ها با وضوح و روشنی قابل تشخیصی انجام شده است. منبع نور موضعی مشخصی وجود ندارد. این امر، سبب عدم وجود سایه، در تصویر، زنده نگهداشتن خلوص رنگ‌ها و ایجاد فضاهای داخلی‌ای، با روشنی و وضوح بسیار شده است. داخل چنین مکان‌هایی به رنگ سفید است تا علاوه بر ایجاد نقاط تأکیدی که نگاه را به داخل این فضاها جلب می‌کند، سبب وضوح نیز می‌شود، همانند زمینۀ دیوار نانوایی و یا داخل تمام پنجره‌های گشوده.
همان‌گونه که چشم از پایین اثر، که موضوع اصلی روایت در آن به وقوع می‌پیوندد، بالاتر می‌رود. ارتفاع دید نیز بالاتر می‌رود. و در نگاه به قسمت‌های بالایی دید از پایین نیست. مثلاً مؤذنی که در بالای مناره اذان می‌گوید با دید از پایین ترسیم نشده و در پرسپکتیو نرفته است.
به احتمال زیاد مسجد در ارتفاع، بالاتری نسبت به ساختمان پشتی که روی بام آن دو نفر عالِم نشسته است قرار داشته است. زیرا با توجه به عموم مساجد اسلامی گنبد به گونه‌ای طراحی می‌شود که بعد از ارتفاع مناره‌ها بالاترین ارتفاع را داشته باشد. اما هیچگاه دیده نشده عمارتی بلندتر از گنبد در مجموعۀ‌بنای مسجد وجود داشته باشد. می‌توان این‌گونه فرض کرد که زاویۀ دید نگارگر به جهت اینکه امکان یابد دو نفر عالِم و پنجرۀ زیر ساختمان را به صورتی کامل نشان دهد، هنگام ترسیم این بنا، ارتفاع بیشتری گرفته و کمی نیز به طرف جلو متمایل شده، تا آنچه را در پشت گنبد است ‌به طور کامل ببیند با توجه به کف خود بام که در بین محل نشستن دو عالِم دیده می‌شود نیز می‌توان بدین امر پی برد که نگاه کمی به طرف جلو وعمق تصویر وارد شده است. در حالی که طبق نگاه قبلی، شما کف ایوان پایین را که زیر پنجره قرار دارد نمی‌توانید ببینید.
«در تمام هنرهای آسیا، این قاعدۀ مشترک وجود دارد که فرض می‌شود، تماشاگر از ارتفاع خاصی به صحنه می‌نگرد، بنابراین پیکره‌ها یا گروهی از آن‌ها برابر یکدیگر قرار نمی‌گیرند» ۶۴. براساس بینش و نگاه نگارگر این نوع رفتار با پیکرۀ انسان (کوچک و کم اهمیت کردن آن در اثر هنری) به دلیل ارزش و اهمیت پیکرۀ انسانی هیچ‌گاه اجازۀ وقوع ندارد. صورت انسان که خلق خالق متعال است، همواره باید به بهترین و کامل‌ترین وجه به نمایش گذاشته شود. هنرمند به‌گونه‌ای بهترین زوایا را در نظر می‌گیرد و زوایای اضافی را حذف می‌کند و کاملاً با اختصار به بیان صحنه می‌پردازد تا هیچ مشکلی در درک عملیات انجام‌شده، ایجاد نگردد.
وسعت قلمرو انتخاب مضامین در هنر اسلامی ۶۵ که مترتب بر هنر نگارگری نیز بوده است، سبب شده است نگارگر خود را به دنیای مادی محدود نکند و با نگاه به سوی عالم مثال که علت عالم مادی است، از این وسعت امکان، استفاده جوید و زمان و مکان را نیز در اثر خود اسیر ماده نگرداند و با فراق بال به بیان مفاهیم موردنظر خود بپردازد.

پی‌نوشت:
۶۰. تجویدی، علی‌اکبر، نگاهی به هنر نقاشی ایران …، صفحه ۱۲
۶۱. بورکهات، تیتوس، مبانی هنر معنوی، صفحۀ ۴۸
۶۲. تجویدی، علی‌اکبر، نگاهی به هنر نقاشی ایران …، صفحه ۱۴
۶۳. م.م. اشرفی، همگامی نقاشی با ادبیات در ایران، صفحه ۶۸
۶۴. بینیوس، لورنس و …، سیر تاریخ نقاشی ایران، صفحه ۲۳
۶۵. قلمروی هنر اسلامی، نه گزینشی است و نه آرمانی. برخلاف هنر غرب که هر دو گزینه پیش را شامل می‌شود. حتی در مقایسه با دیگر هنرهای غیراسلامی مشرق زمین نیز قلمروی هنر اسلامی طیفی کامل‌تر را دربر می‌گیرد. «وسعتی از جهان پیش از تولد (عالم ذر) تا قیامت را به عنوان صحنه و قلمرو برای کوبیدن طریق رستگاری و یافتن مضامین هنری به هنرمند تقدیم می‌کند […] بنابراین قلمرو طبیعت تائوئی و قلمرو روح و جهان کارمایی هند، تنها گوشه‌ای از این قلمرو وسیع را تشکیل می‌دهد. به سبب وسیع‌بودن قلمرو اسلامی مضامین بسیاری نیز در اختیار هنرمند قرار می‌گیرد (رهنورد، زهرا، حکمت و هنر اسلامی، صفحۀ ۲۰).

0/5 ( 0 نظر )
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.