برنامه آتی نظرگاه
نشست "گردشگری مذهبی در ایران؛ ظرفیت ناشناخته | چهارشنبه ۱۶ بهمن ماه ۱۳۹۸ | از ساعت ۱۶
Friday, 18 September , 2020
امروز : جمعه, ۲۸ شهریور , ۱۳۹۹ - 1 صفر 1442
شناسه خبر : 3695
  پرینتخانه » برنامه ریزی و مدیریت شهر, شهر, مسکن تاریخ انتشار : ۰۷ آذر ۱۳۸۹ - ۱۲:۰۴ | 313 بازدید | ارسال توسط :

درباره مفهوم مسکن

مسکن سرپناه دائمی برای سکونت انسان است. از آن جا که سرپناه برای همه مورد نیاز است، مدت مدیدی است که مساله فراهم نمودن مسکن نه تنها برای افراد بلکه برای دولت نیز یک دغدغه بوده است.

درباره مفهوم مسکن

معرفی
مسکن سرپناه دائمی برای سکونت انسان است. از آن جا که سرپناه برای همه مورد نیاز است، مدت مدیدی است که مساله فراهم نمودن مسکن نه تنها برای افراد بلکه برای دولت نیز یک دغدغه بوده است. بنابراین تاریخچه مسکن از توسعه اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نوع بشر جدایی ناپذیر است.

از آغاز شهرنشینی به شکل، مکان و تهیه مسکن انسان توجه شده است. اولین مجموعه قوانین ساختمانی، که بی نقص بودن بنا را در ساخت مسکن تصریح می کند، در قوانین حمورابی یافت شده است(به قوانین حمورابی بنگرید). فعالیت های برنامه ریزی شهری در امپراطوری یونان و روم بر مکان یابی صحیح مسکن شهری، منحصرا از منظر دفاع و ذخیره آب، تمرکز یافت. همین دغدغه ها در سراسر قرون وسطی ادامه یافت. در اروپای قرن سیزدهم شهر مرکز تجارت شد و دیوارهای آن پناهگاه مناسبی را در برابر جنگاوران و غارتگران چادرنشین فراهم می کرد. مردم می توانستند برای خود، گله و رمه، و خرمن هایشان پناهگاهی بیابند، در حالی که دهات بی دفاع مورد تاخت و تاز دشمنانی از نیروهای برتر قرار می گرفت. نیاز برای مسکن شهری افزایش یافت. برای قرن ها این تقاضا توسط افزایش بی برنامه و تقسیم مجدد ساختارهای موجود پاسخ داده شد. هرجا آب و هوا اجازه میداد، تصرف (سکونت و اشغال یک بنا بدون مالکیت یا پرداخت اجاره) متداول می شد، اما تنها سرپناهی موقتی را فراهم می نمود.
در قرن نوزدهم همزمان با انقلاب صنعتی، مردم به تعداد بی سابقه ای به شهرها مهاجرت کردند. کارگران در آلونک ها، کارگاه های راه آهن و زیر زمین کارخانه ها، معمولا بدون امکانات بهداشتی و ذخیره آب، زندگی می کردند.
در جامعه فراصنعتی قرن بیستم، مسکن در کشورهای در حال توسعه و بخش های فقیر کشورهای توسعه یافته همچنان دارای کیفیتی ضعیف بوده و تقاضای بخشی از جمعیت را ارضا نمی کند. مساکنِ خالی و متروکِ مرکز شهر در جوار ساختارهای قابل استفاده، اما بسیار شلوغ و همچنین ساختمان های قابل احیا، ولی از لحاظ عملکردی فرسوده قرار دارند.
در حال حاضر تقاضا هم برای مسکن و هم ذخیره ای از ساختمان هایی که مجددا قابل استفاده بوده و مرمت و احیا نمی شوند، وجود دارد. این شرایط مثالی خوب برای بیان نقش پیچیده ای است که مسکن در جامعه بازی می کند. عملکرد اولیه آن پاسخگویی به نیاز داشتن سرپناه و حریم است. اما مسکن باید هم اکنون مزایای دیگری را نیز ارائه دهد: ۱- موقعیت، شامل نزدیکی به محل کار، خرید، تجارت؛ مدارس و سایر خانه ها ۲- محیط، که مقصود کیفیت محله مانند امنیت عمومی و زیبایی است و ۳- توان سرمایه گذاری یا میزانی که امکان دارد مالکیت خانه بر ذخیره سرمایه تاثیر بگذارد.

مسکن در ایالات متحده
میزان ذخیره کالبدی مسکن در ایالات متحده یکی از دارایی های سرمایه ای مهم کشور است. ابعاد منحصر به فرد مسکن در ایالات متحده تراکم و نحوه فراهم شدن آن است. در ایالات متحده در حدود دو سوم جمعیت در خانه های تک خانواری زندگی می کنند، که بیشتر آن ها توسط توسعه گران کوچک خصوصی در قطعه زمین های جداگانه ساخته شده اند. صنعت مسکن امریکا شامل یک گروه بزرگ سازمان نیافته از کار آفرینان است که در نواحی جغرافیایی خودشان مسکن می سازند. آنها درباره نوع مسکنی که مورد قبول مصرف کننده باشد تصمیم گیری کرده و سپس برای فراهم کردن این مسکن در طول فرایند توسعه اقدام می کنند.
قوانین، نهادها و نمایندگی های عمومی گوناگون برای این که اطمینان حاصل شود که مسکن بخش خصوصی به طرز صحیحی توسط سازندگان تولید و به شایستگی به مصرف کننده تحویل داده می شود، فعالیت میکنند. تعداد و نوع مسکن با قوانین منطقه بندی کنترل می شود؛ کیفیت مسکن و خدمات مشمولی که باید ارائه شود، توسط مقررات مسکن یا ساختمان تعیین می شود. تهیه سرمایه برای ساخت و خرید مسکن از طریق موسساتی که فعالیت هایشان در چارچوب قانون قرار می گیرد، میسر است. مصرف کنندگان از طریق شیوه های گوناگون اسکان و قوانین بی طرفانه مسکن قادر به دسترسی به مسکن می شوند.
مسکن در ایالات متحده، در شهرهای مهمی مانند نیویورک و شیکاگو، طی یک فرایند توسعه خارجی (افقی) ساخته شده است، که ابتدا از مسیر خطوط راه آهن و واگن برقی و سپس از جاده های اتومبیل رو مانند راه های اصلی، کمربندی ها و بزرگراه های درون ایالتی پیروی می کرده است. مسکن در شهر عموما یا خانه های تک خانواری (یک واحد بر روی یک قطعه زمین، معمولا ساختمان دارای اسکلت) بوده یا آپارتمان های چند خانواری (واحدهای آپارتمانی چند طبقه در یک قطعه زمین، اغلب با ساخت بنایی).

مسکن حومه شهرها
رشد مسکن حومه شهری در ایالات متحده از دهه ۱۹۲۰ شروع شد، اما با رکود بزرگ دهه ی ۱۹۳۰ و جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹-۱۹۴۵) متوقف گشت. در دوره پس از جنگ در دهه ی ۱۹۵۰ موج عظیمی در بازار مسکن حومه به وجود آمد. خانه های تک خانواری در قطعات تقریبا کوچک (معمولا کمتر از یک دهم یک آکر) به طور ناگهانی توسعه یافتند. در طول دهه ۱۹۵۰ گسترش بسیاری از قطعات بزرگ به کشتزارهای پیشین در نزدیکی ناحیه کلانشهری تجاوز کرد. رشد مسکن در این نواحی تقاضای قابل توجهی را برای مدارس و سایر خدمات عمومی پدید آورد.
در دهه ۱۹۶۰ سازندگان در حال ساخت خانه های بزرگ تری در قطعه زمین های بزرگ تر بودند. یک توسعه جدید در حومه ها ظهور کرد که باغ آپارتمان (garden apartment) نامیده شده و معمولا مجاور مناطق تجاری بود. باغ آپارتمان ها ساختمان هایی دو یا سه طبقه، ساخته شده از آجر و اسکلت، و شامل ۵ تا ۳۰ واحد مسکونی هستند. این آپارتمان ها مورد استقبال زوج های جوانی که سرمایه کافی برای خریدن اولین خانه خود نداشته اند، قرار گرفت.
توسعه بعدی مسکن حومه شهری شامل مسکن سنتی نیز بود، ولی اشکال جدید هم معرفی شد. خانه شهری (townhouse)(1)، مساکن تک خانواری پیوسته، ساختمان های سه و چهار واحدی برای ۳ و ۴ خانوار و مساکن سیار و پیش ساخته که طی ۲۰ سال گذشته، به دلیل ارزان بودن و ساخت آسان، به طرز قابل توجهی عمومیت بیشتری یافته است. علاوه بر این، از آنجایی که مالکیت مسکن دارای منافع ترکیبی مالیات-درآمد بوده، تغییرات دیگری رخ داده است. به طور فزاینده ای روش مالکیت تعاونی و اشتراکی در ساختمان های آپارتمانی جایگزین مالکیت موقت و اجاره نشینی شده است.

مقدار مسکن
اداره آمار ایالات متحده یک واحد مسکونی را این گونه تعریف میکند:” یک خانه، آپارتمان، گروهی از اتاق ها یا یک اتاق که به عنوان اقامتگاه برای زندگی تصرف شده یا در نظر گرفته شده است”. همراه با ۱- دسترسی مستقیم به واحد از بیرون یا یک راهروی مشترک ۲- امکانات آشپزخانه کامل برای استفاده انحصاری ساکنان. محل اسکان موقت یا سازمانی و منزل کارگران، واحد مسکونی محسوب نمی شود.
در سال ۱۹۹۰ بیش از ۱۰۵ میلیون واحد مسکونی با یک قیمت بازاری ترکیبی که بیش از ۴٫۱ تریلیون دلار بود، در ایالات متحده وجود داشت. نزدیک به ۱۰۲ میلیون واحد های مسکونی در تمامی طول سال مورد استفاده بودند(یعنی برای سکونت فصلی یا کارگران مهاجر در نظر گرفته نشده بودند)؛ از این تعداد حدود ۶۰ درصد را مالکان و ۴۰ درصد را مستاجران اشغال کرده بودند. شانزده ایالت جنوبی بیش از یک سوم تمام واحدهای مسکونی را در بر داشتند، دوازده ایالت غربی میانه شامل اندکی کمتر از یک چهارم و نوزده ایالت شمالی و سیزده ایالت غربی هریک دارای ۲۰ درصد مساکن کشور بودند. در یک سال ساخت و ساز قوی ممکن است تعداد خالص ۱٫۵ میلیون واحد به موجودی مسکن افزوده شود: یعنی۲٫۱ میلیون واحد با ساخت و ساز افزوده شده و ۶۰۰۰۰۰ واحد به دلیل فرسایش طبیعی، سوانح، تخریب برای ساخت بزرگراه یا متروک شدن از میان برود.

کیفیت نسبی مسکن در امریکا به طرز استثنایی بالاست. کمتر از ۲ درصد واحد های مسکونی در سال فاقد لوله کشی هستند. در حدود ۳ درصد بیش از یک نفر دراتاق دارند( شاخص جمعیت اضافی) و در حدود یک درصد فاقد استفاده انحصاری از امکانات آشپزخانه هستند.

انواع مسکن
مسکن درایالات متحده به طور قابل توجهی در نوع، قدمت، ارزش و کیفیت متنوع است. در حال حاضر تقریبا ۶۶ درصد مساکن ایالات متحده خانه های تک خانواری، ۱۰ درصد دیگر ساختمان های ۲ تا ۴ واحدی، ۱۷ درصد شامل ساختمان های ۵ واحدی و بیشتر و ۷ درصد باقیمانده شامل خانه های متحرک (سیار) است.
نزدیک به ۲۲ درصد ذخیره مسکن ایالات متحده پیش از سال ۱۹۴۰ ساخته شده است؛ ۵۷ درصد دیگر از سال ۱۹۶۰ بنا شده اند. در سال ۱۹۹۰ میانگین قیمت یک خانه تک خانواری نو بیش از ۱۲۲,۹۰۰ دلار بوده است. اجاره بهای میانگین در ماه حدود ۴۸۹ دلار بود. بیش از ۷۲ درصد مساکن ملکی خصوصی حداقل ۶ اتاق داشتند. خانه های اجاره ای به طور متوسط دارای ۴ اتاق بودند.
کیفیت نسبی مسکن در امریکا به طرز استثنایی بالاست. کمتر از ۲ درصد واحد های مسکونی در سال فاقد لوله کشی هستند. در حدود ۳ درصد بیش از یک نفر دراتاق دارند( شاخص جمعیت اضافی) و در حدود یک درصد فاقد استفاده انحصاری از امکانات آشپزخانه هستند.

مقررات مسکن و حمایت دولت فدرال
نخستین اقدام عمومی در زمینه مسکن در ایالات متحده بر قراری مقررات مسکن بود. یکی از اولین های این قوانین، قانون مستغلات نیویورک در سال ۱۸۶۷ (the New York Tenement Law of 1867) بود که شرایط فیزیکی و استاندارد های نگهداری خانه های آپارتمانی شهر نیویورک را تعیین کرد. مقررات دقیق تر و پیچیده تری در سال ۱۹۰۱ تدوین شد. طولی نکشید که دیگر ایالات مانند ماساچوست و پنسیلوانیا از آن ها پیروی کردند.
دولت فدرال برای اولین بار، زمانی که کشورها در سال ۱۹۱۷ وارد جنگ جهانی اول شدند، ترغیب شد که مسکن را کنترل کند. این امر سبب گسترش تاسیسات و تجهیزات دفاعی شد و بدین جهت در نواحی بخصوصی، از مسکن ذخیره برای کارگران جنگ استفاده گردید. برای رفع این مشکل مجلس سنا موسسه مسکن ایالات متحده (U.S. Housing Corporation) را تشکیل داد که تا پایان جنگ در سال ۱۹۱۸ باقی ماند.

سال های رکود
در دهه ۱۹۲۰ در ایالات متحده رونقی در بازار مسکن رخ داد، اما این فعالیت در طول رکود بزرگی که در دهه ۱۹۳۰ اتفاق افتاد، دچار نزول شد. این رکود موجب شکل گیری برنامه های چشمگیر مسکن در دولت فدرال شد. موسسه وام مالکان خانه (The Home Owners’ Loan Corporation) در سال ۱۹۳۳ شکل گرفت تا وام خانه های موجود را مجددا ساماندهی و فراهم کند. فعالیت های اداره مسکن فدرال (Federal Housing Administration-FHA ) که در سال ۱۹۳۴ تصویب شد، پایدار تر بود. اداره مسکن فدرال وام های مسکونی را بیمه کرد، بنابراین وام دهندگان را تشویق کرد که رهن های بلند مدت ( ۲۰ تا ۳۰ ساله) و با نرخ ثابت را ارائه دهند. فعالیت های مسکنِ اداره مسکن فدرال زمانی که انجمن وام ملی فدرال (Federal National Mortgage Association -FNMA) در سال ۱۹۳۸ تاسیس شد از حمایت بیشتری برخوردار گشت. انجمن وام ملی فدرال وام های بیمه شده توسط اداره مسکن فدرال را خرید بنابراین یک بازار و نقدینگی ثانویه مهم (سهولت تبدیل به پول نقد) برای سرمایه های محلی و انجمن های وام دایر کرد.
در طول دهه ۱۹۳۰ یک برنامه عمومی مسکن برای پاک سازی زاغه ها و تهیه مسکن ارزان برای فقرا ایجاد شد. این فعالیت ها توسط مقامات مسکن محلی اجرا شد، که از کمک مالی دولت فدرال برخوردار گشت. چنین سیستم های حمایت عمومی، فعالیت مسکن را در اواخر دهه ۱۹۳۰ بر انگیخت. هرچند ظهور جنگ جهانی دوم (۱۹۴۵-۱۹۳۹) تمامی ساخت سازهای ضروری مسکن را متوقف کرد..

دوره پس از جنگ
در اواخر دهه ۱۹۴۰ و دهه ۱۹۵۰ دولت فدرال برنامه های اداره مسکن فدرال (FHA) و انجمن وام ملی فدرال (FNMA) و حمایت عمومی مسکن را ادامه داد و همچنین برنامه های جدیدی را نیز اضافه کرد. برای مثال اداره جانبازان و سربازان (که پیش تر در جنگ شرکت کرده بودند) وام خانه هایی را که بر طبق برنامه تصویب شده در سال ۱۹۴۴ توسط سربازان دریافت می شد تضمین کرد. این تضمین و همچنین بیمه ی اداره فدرال مسکن سبب گسترش تقسیم بندی زمین حومه شهری پس از جنگ شد.
مهم ترین برنامه ها و استراتژی ها در دوره پس از جنگ توسط نقطه عطفی در قانون گذاری فراهم شد. فعالیت های مسکن متعددی به منظور تخریب زاغه ها، نوسازی مسکن اجاره ای و صاحب خانه شدن قشر کم درآمد، یارانه فراهم نمودند. قانون مسکن سال ۱۹۴۹ “نوسازی شهری” نواحی زاغه ای را تصویب کرد. بر طبق این قانون مقامات نوسازی محلی املاک فرسوده را خریده و تخریب کردند و سپس قطعه زمین های خالی را با یک مبلغ اسمی به توسعه گران خصوصی فروختند. هدف نوسازی شهری جایگزینی نواحی پست و فقیر نشین با واحد های مسکونی و غیر مسکونی جدید بود. با این حال این برنامه که به عنوان یک استراتژی بر تخریب بسیار تاکید می کرد، مورد انتقاد واقع شد، چرا که اغلب به ضرر محلات زنده شهری و ساکنان فقیر یا اقلیت بود.
در دهه ۱۹۶۰ دولت فدرال میزان دخالت خود را در مسکن تغییر و افزایش داد. به جای تخریب، نوسازیِ مسکن تشویق شد. به علاوه یارانه های مسکن جدید و مبسوطی برای فقرا و خانوارهای اقلیت فراهم شد. قانون مسکن سال ۱۹۶۵ برنامه ای به وجود آورد که برای واحدهای اجاره ایِ اقشار متوسط و کم در آمد یارانه فراهم می کرد، و همچنین یارانه ای را تصویب نمود که مالکیت مسکن توسط قشر فقیر را حمایت می کرد. تقاضای مسکن در نواحی داخل شهری باید توسط یارانه های هدفمند ویژه بر آورده می شد. معروفترین برنامه یارانه برنامه شهرهای الگو(Model Cities Program ) بود (که در قانون تظاهرات شهرها ۱۹۶۶ تصویب شد) که بر بهبود دو جنبه کالبدی و اجتماعی نواحی درون شهری تاکید می کرد.
بسیاری از تلاش های دولت فدرال در زمینه ی مسکن توسط وزارت مسکن و توسعه شهری (HUD)، که در سال ۱۹۶۵ به صورت یک کارگزار هیأتی (کابینه ای) ایجاد شده بود، اجرا شد. علاوه بر برنامه های شهری، وزارت مسکن و توسعه شهری مسئول کمک به شهرهای جدید بود- جوامعی مستقل که کاربری های یکپارچه مسکونی و غیر مسکونی را ترکیب می کردند. رجوع کنید به وزارت مسکن و توسعه شهری.

دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰
مشکلات کنونی برنامه های مسکن در دهه ۱۹۷۰ شروع به پدیدار شدن کرد. پروژه های اجاره ای که توسط یارانه حمایت می شدند متوقف گشت. واحد های تک خانواری که توسط فقرا خریداری می شد به طور فزاینده ای توسط این مالکان جدید (فقرا) متروک می گشت. چندین شهر جدید توسعه یافته ی خصوصی، که به طور عمومی حمایت شده بودند، ورشکستگی را تقریبا یا به طور کامل تجربه کردند. این شرایط مهلتی قانونی را برای یارانه های بیشتر طلب کرد و تغییر مسیری در دیدگاه های مربوط به مشکلات مسکن به وجود آورد. از این پس کمک ها به شکل اعطای پول از سوی دولت فدرال به دولت های محلی (block grants) نمود پیدا کردند. این برنامه که اعطای بودجه (پول) برای توسعه جوامع محلی (the Community Development Block Grant-CDBG ) خوانده شده و با قانون مسکن ۱۹۷۶ تصویب شد، قابل توجه ترین نمونه بود. برنامه ی مذکور (CDBG) که تلاشی برای انعطاف در مشکلات محلی مسکن محسوب می شد، یارانه ی مسکنی گسترده تر و فراگیر تر بود. این قانون میزانی از سرمایه و پول را برای تجدید حیات هماهنگ شهر فراهم آورد. اختصاص پول از سوی دولت فدرال به دولت های محلی یک رویکرد مهم در توسعه مجدد در دهه ۱۹۸۰ بود، اگر چه سرمایه برای این برنامه (CDBG) و برنامه های مشابه به طرز قابل توجهی کاهش یافته بود.
دهه ۱۹۸۰ با تغییری که در تاکید بر سیاست مسکن ملی رخ داد، مشخص می شد. به دلیل محدودیت بودجه ی دولت فدرال تاکید بر بازسازیِ وخیم ترین محلات به تاکید بر بهبود نواحی قدیمی که به تازگی رو به زوال گذاشته بودند، تغییر کرد. وزارت مسکن و توسعه شهری دستور توقف ساخت و ساز مساکن جدید یارانه ای برای اقشار کم درآمد را داد. دولت پی برد که محافظت و احیای ساختارهای موجود مقرون به صرفه تر از این است که بناهای جدید ساخته شود. در بسیاری از شهرها مشارکت بخش خصوصی تشویق شد مانند، نوسازی سنگ های قهوه ای (brownstones) و خانه های ردیفی (row houses). هیچ یک از این اقدامات به مردم فقیر کمک نکرد و کمبود مسکن بدتر شد.

برنامه مسکن در ایالات متحده و ملل اروپای غربی دارای وجوه مشترک بسیاری هستند. تمام این کشورها برنامه های مسکن عمومی، نوسازی شهری و شهرهای جدید را آغاز کرده اند. با این حال مداخلات بخش عمومی در اروپا زودتر آغاز شده و بسیار گسترده تر ایالات متحده بوده است.

سیاست های مسکن در سایر کشورها
برنامه مسکن در ایالات متحده و ملل اروپای غربی دارای وجوه مشترک بسیاری هستند. تمام این کشورها برنامه های مسکن عمومی، نوسازی شهری و شهرهای جدید را آغاز کرده اند. با این حال مداخلات بخش عمومی در اروپا زودتر آغاز شده و بسیار گسترده تر ایالات متحده بوده است.

برای مثال بریتانیا توسعه مسکن عمومی را در اواخر قرن نوزدهم آغاز نمود. قوانین خانه ی کارگران (Laborers’ dwelling acts)، که مقرر می نمود که دولت محلی مسکن عمومی بسازد، در همان اواسط قرن نوزدهم تصویب شد، یعنی ۷۵ سال زودتر در مقایسه با ایالات متحده. قانون مسکن تصویب شد. اقدامات پاکسازی و تخریب برای نوسازی شهری در همان دوره، یعنی تقریبا یک قرن پیش از اقدامات مشابه آمریکایی ها، قدرت یافت. پس از هریک از جنگ های جهانی برنامه های مسکن عمومی عظیمی در پیش گرفته شد. در دهه ۱۹۷۰ تقریبا یک سوم مساکن بریتانیا از یارانه های دولتی عمومی برخوردار بودند، در حالیکه این آمار در ایالات متحده تنها به ۱ تا ۲ می رسید. همچنین بریتانیا توسعه چندین اجتماع (سکونتگاه) جدید را طرح ریزی نموده است که در تضاد با سرمایه گذاری های نوپا و تا درجه زیادی ناموفق شهرهای جدید در امریکا هستند.
سیاست های مسکن در ملل دیگر اروپای غربی شبیه به بریتانیاست. برای مثال قوانین و مقررات گسترده ای وجود دارد که برای تخریب زاغه ها و کمک به اجرای مسکن به شکل یارانه درآمده اند. آلمان، فرانسه، هلند و سایر کشورها وام های کم یا بدون بهره عرضه میکنند. توسعه شهرهای جدید نیز مورد تشویق قرار گرفته یا به آن ها یارانه و کمک هزینه تعلق می گیرد. بیش از ده شهرک جدید در حومه پاریس ساخته شده است.
برخورد با مشکل مسکن خصوصی و عمومی در کانادا ، با ابتکار و تاثیر گذاری بسیار زیادی صورت پذیرفته است. سرمایه های دولت فدرال برای مسکن تقریبا به طور کامل متوجه اقشار با در آمد پایین شده است. دولت کمک هایی را برای ایالات، شهرداری ها و افراد فراهم نموده تا برای بهسازی محله، خرید خانه، نوسازی خانه های مسکونی و توسعه اجتماع های جدید استفاده کنند. هم زمان بخش خصوصی حجم بالایی از کمک های مالی را در خدمت بازار وام مسکن درآورده است.
مسکن در اتحاد جماهیر شوروی (USSR) و ملل اروپای شرقی تقریبا به طور منحصر بفردی با قوانین و تدارکات دولت مشخص می شود. این کشورها در ساخت و نصب واحدهای مسکونی بزرگ در نواحی شهری پیشگام بودند. واحد های مسکونی که معمولا از بتن ساخته بودند در کارخانه ساخته می شدند و سپس به محل مسکن حمل می شدند، یعنی جایی که به صورت مجتمع های بزرگ چند خانواری جمع آوری و سرهم می شدند. همچنین اتحاد جماهیر شوروی در توسعه شهرهای جدید، که مکررا در پیرامون تسهیلات صنعتی یا مولد نیرو استقرار می یافتند، پیشگام بود. یک نمونه شهرک براتسک در نزدیکی واحد صنعتی برق-آبی براتسک در سیبری بود.
مسکن در کشورهای در حال توسعه ی اقتصادی از نظر کیفی و فضا در سطح پایینی نسبت به کشور های توسعه یافته ی اقتصادی است. تلاش های حکومت برای بهبود شرایط مسکن به آرامی پیش می رود. در دهه ۱۹۵۰، تخریب زاغه ها در مقیاس بزرگی در بسیاری از شهرها مثل مانیل در فیلیپین و بغداد در عراق به اجرا در آمد. در دهه ۱۹۶۰ توسعه شهرهای جدید مانند برازیلیا در برزیل متداول گشت. اغلب ثابت شد که این استراتژی ها بی تاثیر هستند. تخریب معمولا با جایگزینی مسکن همراهی نمی شد و شهرهای جدید گاهی نشان دادند که جزایری در دریای زاغه ها هستند. در دهه ۱۹۷۰ برخی از کشورهای در حال توسعه به مسکن خودیار(self-help housing) روی آوردند. به خانواده ها قطعات زمین و مصالح ساختمانی داده میشد که سرپناه خود را خود بسازند و بهبود دهند. از این رویکردِ مسکن معمولا تحت عنوان مکان ها و خدمات (sites and services) یاد میکنند. تا کنون این رویکرد در هندوستان و کشورهای امریکای جنوبی در مقیاس بزرگی اجرا شده است. سازمان های متعددی به توسعه مسکن و بهبود استاندارد های مسکن کمک می کنند. این سازمان های عبارتند از: بانک بین المللی بازسازی و توسعه (International Bank for Reconstruction)، کمیسیون سازمان ملل متحد در خصوص اسکان بشر(the United Nations Commission on Human Settlements) و آژانس ایالات متحده برای توسعه بین المللی (the U.S. Agency for International Development).

روند آینده
مسکن عنصری بسیار مهم در بافت اجتماعی و اقتصادی همه ملت ها است. هیچ کشوری تا کنون به حد رضایت بخشی نرسیده که در آن مسکن کافی میان گروه های مختلف اقتصادی که جمعیت آن را تشکیل می دهند توزیع شده باشد. بنابراین بیشتر کشورها به طرق گوناگون ادعا میکنند که مشکل مسکن در کشورشان ادامه دارد.
در دهه ۱۹۹۰ در بسیاری از بخش های ایالات متحده کمبود مسکن ارزان برای قشر فقیر و اقشار کم درآمد یا متوسط وجود داشت. خانه های اجاره ای و ملکی اشغال شده تحت تاثیر قرار گرفتند. مردم بی خانه به ویژه در شهرها در پناهگاه ها یا خیابان زندگی میکردند، در حالی که در همان زمان ساختمان های مسکونی خصوصی و عمومی در برخی محلات جرم خیز ترک شده بودند. بیشتر نواحی داخلی شهری جمعیت خود را از دست می دادند، در حالیکه نواحی حومه ای شهر به رشد سریع و بعضا بی نظم خود ادامه می دادند. مسکن در تمامی نواحی برای رفع نیاز ناتوانان و سالمندان توسعه می یافت. پیشرفت در صنعت مسکنِ کارخانه ساخت این امید را ایجاد کرد که خانه های ارزان می توانند در حجم وسیعی تولید شوند.
دولت های فدرال، ایالتی و محلی برای یافتن راه حلی برای مشکل مسکن در ایالات متحده در جستجو و تلاش بودند. پیشنهادات شامل این موارد بود: بازسازی مسکن دولتی ، فروش واحدهای یارانه ای دولتی به مستاجرین، سازماندهی مشارکت بخش دولتی و خصوصی ، محدودیت اصلاح منطقه بندی و صدور کوپن مسکن.
سایر کشورهای تا حدی با مشکلات متفاوت دیگری رو به رو هستند. بریتانیا و بیشتر اروپای غربی با شهر گریزی و تمرکز زدایی از شهرها درگیر بودند. در اتحاد جماهیر شوروی سابق و در اروپای شرقی تقاضا برای فضای خصوصی تر خانه ها افزایش یافته است. در جهان سوم تقاضا برای مسکن اولیه هنوز تا حد زیادی برآورده نشده، چنانکه بیشتر مردم به شهرهای بسیار متراکم و شلوغ می روند. سکونتگاه های غیر رسمی که توسط این مهاجران در حاشیه بسیاری از شهرهای ساخته شده، فاقد برق، آب لوله کشی و سیستم های بهداشتی است.

به نقل از : سایت انسان شناسی و فرهنگ

۰/۵ ( ۰ نظر )
برچسب ها
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.