برنامه آتی نظرگاه
نشست "احیای لاله زار | تعظیم کدام گذشته | چهارشنبه 24 مهرماه ۱۳۹۸ | از ساعت ۱۶
Wednesday, 20 November , 2019
امروز : چهارشنبه, ۲۹ آبان , ۱۳۹۸ - 23 ربيع أول 1441
شناسه خبر : 429
  پرینتخانه » نگارگری تاریخ انتشار : ۰۵ تیر ۱۳۹۰ - ۱۸:۳۷ | 322 بازدید

زمان و مکان در نگارگری ایرانی / قسمت دهم، قسمت آخر

نگارگر همواره نسبت زمان مشاهدۀ هر اثر نگارگری را کنترل کرده و آن را طبق خواستۀ خود تنظیم می‌کند. در این حالت زمان به واسطۀ اثری که در ساختار تصویر دارد مورد بررسی قرار گرفته و اثر مفهومی زمان در این رابطه توسط نگارگر کنترل می‌شود.

نگارگر همواره نسبت زمان مشاهدۀ هر اثر نگارگری را کنترل کرده و آن را طبق خواستۀ خود تنظیم می‌کند. در این حالت زمان به واسطۀ اثری که در ساختار تصویر دارد مورد بررسی قرار گرفته و اثر مفهومی زمان در این رابطه توسط نگارگر کنترل می‌شود.

برداشت از این نکته که نگارگر می‌تواند چند صحنه را در زمانی واحد ببیند، سبب شده است در بیشتر موارد نگارگر یک صحنه را با حذف دو برداشت متفاوت زمانی ترسیم کند. یعنی ترسیم چشم‌انداز بهشت زمینی که در آنِ واحد هم بهشت است و غیرزمینی و غیر قابل رؤیت و هم زمینی است و قابل رؤیت. «یکی از موضوع های اصلی نگارگری ایرانی […] چشم‌انداز تغییر شکل یافته است که رمز و تمثیل «بهشت زمینی» و «وطن آسمانی» است. […] آن چشم‌اندازی است بی‌سایه، که در آن هر چیزی از جوهری بی‌غایت لطیف و پرارج ساخته شده است. […]۷۰»
علاوه بر امکان جابه‌جایی مکانی در زمانی واحد،‌ در نگارگری می‌توان به‌نوعی شاهد خلق زمان جدید بود. همان‌طور که در بخش «زمان و مکان از دیدگاه فلاسفه» از نظر گذشت، زمان غیر موهوم در عالم، مادی از حرکت نشأت گرفته است. حال اگر نگارگر هنگام رؤیت اثرش حرکت ایجاد کند سبب به درازا کشیدن زمان رؤیت شده است. حرکت چشم در رقعه که در اکثر مواقع به علت حرکت حلزونی یا چرخشی امکان برگشت و آغاز دوباره را دارد می‌تواند تا بی‌نهایت ادامه پیدا کند. این حرکت از گوشه‌ای از اثر به گوشه‌ای دیگر، کثر یا چند ثانیه را دربر می‌گیرد. این زمانی است که به واقع در نگاه بین عناصر موجود بوده است. نگارگر با کنترل چگونگی حرکت چشم از نقطه‌ای به نقطه‌ای دیگر، بازگشت به نقطه‌اول، تکرار رفت و برگشت نگاه در یک محدوده معین و استفاده از تدابیری اینچنین سبب ایجاد زمان ثانویه هنگام مشاهده اثرش می‌شود. نگارگر همواره نسبت زمان مشاهده هر اثر را کنترل کرده و آن را طبق خواسته خود تنظیم می‌کند. در این حالت زمان به واسطه اثری که در ساختار تصویر دارد مورد بررسی قرار گرفته و اثر مفهومی زمان در این رابطه توسط نگارگر کنترل می‌شود.
نگاه جدا از هر گونه تسلط زمانی در رابطه با ترسیم چهره انسان نیز سبب ایجاد قوانین خاص شده است. عدم ارائه زمانی خاص در نگارگری از تلاش برای نمودن کمال یافته‌ترین حالت عناصر نشأت می‌گیرد. بدین ترتیب در مورد انسان و چهره او در کمال یافته‌ترین حالت از نظر نگارگر باید ترسیم می‌شد. هنرهای مذهبی از آن روی که انسانی را که به شادکامی و سعادت جاوید رسیده است در مسیر راهی به نمایش می‌گذارند که این راه به تولد چهره‌ای کامل و همه جانبه از انسان می‌انجامد، خود به خود به ارائه شکل آرمانی از رستگاری منتهی می گردند. انسانی که در قلمرو هنر مذهبی به گونه ای رستگار مجسم می‌شود، انسانی آرمانی است».
«عدم گرایش به شما اینگاری […]، با طرد هر صورتی که ذهن را به شیء خاصی خارج از خود محدود و نفس را به یک صورت منفرد متوجه کند، خلائی را می‌آفریند»۷۱ این همان جایی است که فرد می‌تواند بدون توجه به زشتی، زیبایی، ثروت ، فقر ، مقام و فقط به واسطه ارزش درونی خود شخص در مورد او فکر و قضاوت کند. «کوه و درخت و آدم و پرنده او [نگارگر] نیز بیشتر صُوَر نوعی [آرکتیپ] هستند تا شکل‌های تقلید شده از طبیعت»۷۲.
هنرمند ایرانی به سوی زیبایی شناسی ناب رویکرد داشته است، اما در عین حال می‌باید این مهم را به گونه‌ای متعادل انجام می‌داد تا معنا و جایگاه انسان از بین نرود. «انسان جایگاه بسیار حساسی در نگارگری ایرانی دارد، به گونه‌ای که اگر او را بیش از حد دگرگون کنند که از حالت طبیعی خارج شود، امکان دارد در حد پایینی سقوط کند و یا اگر جنبه واقعی بدهند از اصل و ذات نگارگری خارج می‌شود. و اگر تزئینات بیش از حد دهند، انسانی عاریتی در حد جسمانی می‌گردد» ۷۳. در تمامی آثار با مضمون‌های حماسی، تغزلی، عرفانی، و اخلاقی به توصیف «انسان نوعی» پرداخته شده است. و چهره‌پردازی‌ها ماهیتی قراردادی دارند. در واقع نقاش ایرانی علی‌رقم رویکرد واقع‌گرایانه در پی تقلید از ظواهر عالم مادی نیست و به منظور رسیدن به این مقصود کلیه ظواهر فیزیکی ناشی از وجود عنصر زمان را از آثار خود حذف کرده است.

«سخن نهایی»
نگارگر ایرانی بیش از آنکه به عالم مادی توجه داشته باشد به ماوراء آن توجه دارد و بر این اساس هرگز در پی بازنمایی عین‌به‌عین طبیعت نبوده است. هنرمند همواره تلاش دارد، ذات مواد را مطابق با حس خیال خود از عالم مثال هر چه بیشتر برای بیننده آشکار کند. با توجه به اینکه فضای نگارگری، فضای «عالم مثال» است، نگارگر به طبیعت رجوع نمی‌کند، بلکه به جایی که صور طبیعت از آن نشأت گرفته‌اند، رجوع می‌کند.
نگارگر با استفاده از تغییراتی که طبق جهان‌بینی خاص او برایش فراهم شده است، چون استفاده از نماد و رنگ‌های نمادین و بیان صفات نوعی و پرهیز از شمایل‌نگاری و سایه‌روشن، مفهوم زمان را شکسته و فرم را از بعد تاریخ و زمان خود رها می‌کند و بدین ترتیب معانی قابلیت بیان در همه زمان‌ها را پیدا می‌کنند و هنری خلق می‌شود که محدود به زمان خاصی نیست.
عوامل دست‌و‌پاگیر در عالم ماده سبب می‌شود هنرمند نتواند از هر زاویه و از هر حالتی که مایل است موضوع موردنظر خود را ترسیم کند، بلکه همواره تا حد بسیاری زیادی محدود به قوانین عالم ماده می شود. اما نگارگر با توجه به دیدی که به عالم مثال دارد، قادر است با حضور ذهنی خود مجموعه‌ مکان‌ها و فضاها را یکجا با هم مشاهده کند. زمان و مکانی که به وسیله نگارگر خلق می‌شود زمان و مکانی مستقل و انتزاعی است، به گونه‌ای که در آن می‌توان شب را با ماه و ستارگانش به تصویر کشید، اما اجازه هیچ تأثیری از تیرگی شب را در رنگ‌ها نداد.
دراین هنر، در نمایش هر موضوع بیان روح آن، برای اشاره به عالم بالاتر در اولویت است. بدین ترتیب است که اثر می‌تواند کامل و واقع‌گرایانه فرض شود. نگارگر با تغییر زاویۀ خود در یک لحظه با نمایش جزئیات ضروری بیشتر، روح و واقعیت‌های جاری در آن لحظه را بهتر بیان کرده است.
در ترسیم چهره انسان نیز نگارگر بدون توجه به ظواهر مادی، در نمایش نمادین انسان توجه خود را در رابطه با احترام عظیمی که نسبت به منشأ خدایی صورت بشری قائل بوده به نمایش گذاشته است.
در نگارگری باز نمایی عین به عین مادی و ظاهری اشیاء کمال یک اثر هنری را نمی‌رساند بلکه تغییر آن و یا حتی دور شدن از آن همواره مدنظر هنرمند بوده است. هنر در بینش اسلامی شرافت بخشیدن به ماده است و این از طریق بیان حقیقت وجودی ماده میسر خواهد شد. بیان مفهومی فضا نیز همواره مدنظر نگارگر بوده است. بدین ترتیب فضا با نشانه‌های انتزاعی از جهان واقعی تعریف می‌شده است.
در هر حال مهمترین نکته‌ای که در رابطه با نگارگری در این مقاله بررسی شد، مفهوم زمان و مکان بود که عناصری کلیدی و مهم در کلیه سبک‌های هنر نقاشی است. زیرا همانگونه که بیان می شود، زمان و مکان طبق نظر فیلسوفان از عناصری هستند که هیچ‌گاه قابلیت انفکاک از ذهن بشر را ندارند.
نوع بیان خاص زمان و مکان در نگارگری نیز از این جهت دارای اهمیت است که امکانات بیانی بسیار منحصر به فردی را در محدوده دو بعدی کاغذ در اختیار هنرمند قرار داده است. نگارگر با رسیدن به این آگاهی در طول قرن‌ها سنتی را پایه‌ریزی کرد که سبب ایجاد سبکی منحصر به فرد برای هنر ایران شد. و به جرئت می‌توان گفت که حداقل نیمی از شهرت هنر ایران به سبب نگارگری بی‌نظیر آن بوده است.

پی‌نوشت:
۷۰- بورکهارت، تیتوس، مبانی هنر معنوی، صفحۀ ۱۴
۷۱- همان، صفحۀ ۴۳
۷۲- دهخدا، لغت نامۀ دهخدا، جلد ۱۴، صفحۀ ۵۹۹
۷۳- آیت‌اللهی، حبیب‌الله. مجلۀ هنرهای تجسمی، صفحۀ ۵۲

 

 

0/5 ( 0 نظر )
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.