برنامه آتی نظرگاه
نشست "گردشگری مذهبی در ایران؛ ظرفیت ناشناخته | چهارشنبه ۱۶ بهمن ماه ۱۳۹۸ | از ساعت ۱۶
Saturday, 11 July , 2020
امروز : شنبه, ۲۱ تیر , ۱۳۹۹ - 21 ذو القعدة 1441
شناسه خبر : 6143
  پرینتخانه » برنامه ریزی و مدیریت شهر, شهر, یادداشت تاریخ انتشار : ۳۰ خرداد ۱۳۹۹ - ۹:۰۰ | 17 بازدید | ارسال توسط :
اقدامات نمایشی به جای حل مشکلات ساختاری

تهران؛ نمایشگاهی به وسعت یک شهر

پاسخ به گريزِ دائم شهرداری تهران از حل مشكلاتِ ساختاريِ اين شهر محتاج مطالعه‌ای تاريخی است؛ تاريخِ تبديل شدنِ تهران به یک رسانه‌ - نمايشگاهی به وسعت يك شهر.

چند سالِ  پیش سازمانِ زیباسازی شهرداری تهران بیلبوردهای تبلیغاتیِ سطحِ شهر را به قابهایی  موقت برای  آثار نقاشان و هنرمندان برجسته‌ی ایران و جهان تبدیل کرد. در نظر اول و البته در آن ظرفِ زمانی، این اقدام به مذاق بسیاری خوش آمد: «زیبایی» هنر جای زشتی تبلیغات را گرفته بود و شهرداری تهران در نقش کیوریتور یک گالری عظیم، چهره‌ای به لطافتِ اهل هنر را از خود به نمایش می گذاشت.
این کمپینِ ری برندیگِ شهرداریِ تهران، حقیقتی را در خود نهفته داشت که تنها اکنون و به میانجیِ خبری دیگر، با درخششی تمام خودنمایی می‌کند‌. بگذارید این خبر را درست همانطور که در توییتر می‌چرخید بخوانیم:
«ظهر دیروز یک گروه فیلمبرداری که جهت تولید فیلم کوتاه قصد داشتند از پله‌های خیابان ولیعصر به عنوان لوکیشن استفاده کند، بدون اعلام قبلی نسبت به رنگ آمیزی استیکرهای مذکور با رنگ سبز پایه آب اقدام کردند که انتشار تصاویر آن باعث ایجاد جنجال در فضای مجازی شد که ساعاتی بعد این رنگها پاکسازی شد و پله های خیابان ولیعصر به حالت قبل برگشت»
در واقع، تغییر رنگ یک دستگاه پله در تهران، نخست به یک جنجال رسانه‌ای تبدیل شد و سپس شهرداری تهران با سرعتی مثال‌زدنی به فاصله‌ی چند ساعت پله‌ها را به حالتِ سابق باز گرداند.
این اتفاق در حالی افتاد که یکی دو هفته قبل از آن تهران زیر پای همه‌ی ما لرزید و دانستیم تهران در آستانه‌ی فاجعه‌ای عظیم است؛ تهرانی با  قریب به ده هزارهکتار بافتِ فرسوده که هر لحظه سایه‌ی مرگِ میلیون‌ها نفر را بر افق پدیدار می‌کند و با این همه، شهرداریِ تهران به توصیه‌های ایمنی اکتفا کرد و نگرانی‌های ما شهروندانِ تهران را به هیچ گرفت.

هم‌زمانیِ این دو شکلِ واکنشِ شهرداری، تبدیلِ تهران به نمایشگاهی به وسعتِ یک شهر، برای مخاطبانی خاص را مرئی می‌کند ؛ مخاطبانی که در اقتصادِ نمایشِ تهران، این شهر را به کاغذی تاخورده و دو بعدی تبدیل می‌کنند که یکسره «نما» است و شکل و رنگ و تصویر، و در مقابل  شهرداریِ تهران با مخاطب قرار دادنِ این گروه و نیز آگاهی از تسلط آنان بر فضای رسانه‌ای، از وظایفی که در قبال حیاتِ شهروندان دارد به سهولت می‌گریزد: تهران، نمایشگاهی است با مخاطبانِ خاص. اما سوال اینجاست که این قسم رابطه با فضای تهران، اساسا بدیع است یا آنکه تبارش رشته ای دراز دارد؟
آیا نمی‌توان طیف وسیعی از اقدامات دولت‌های مختلف پیش و پس از انقلاب را پاسخی به این اقتصاد پرقدرت دانست؟ آیا نمی‌توان خطی میانِ طرحِ جامع اول و «دروازه‌ی تمدن بزرگ»، تهرانِ ۱۳۷۶ و طرحِ نواب، تهران دهه‌ی ۸۰ و برج میلاد و تهرانِ دهه‌ی ۹۰ و پل صدر کشید؟ نکند این اقدامِ به ظاهر خردی که دیدیم، ادامه‌ی منطقیِ همین رابطه امّا در شرایطِ اقتصادی‌ای باشد که شهرداری از هوا کردنِ آن فیل‌ها عاجز شده است؟ نکند تاریخِ تهران را باید اینبار بر اساسِ تاریخِ نمایشگاه شدنش، و با فهمِ مخاطبانِ خاص، صحنه‌پردازان و مجریانِ آن بفهمیم؟ شاید پاسخ به این سوالات بتواند پرده از این گریزِ دائم شهرداریِ تهران از حل مشکلاتِ ساختاریِ این شهر بردارد؛ پاسخی که محتاج مطالعه‌ای تاریخی است؛ تاریخِ تبدیل شدنِ تهران به یک نمایشگاهِ عظیم؛ به رسانه‌ – نمایشگاهی به وسعت یک شهر.

۰/۵ ( ۰ نظر )
نویسنده : علی جاودانی | منبع خبر : نظرآنلاین
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.