برنامه آتی نظرگاه
نشست "احیای لاله زار | تعظیم کدام گذشته | چهارشنبه 24 مهرماه ۱۳۹۸ | از ساعت ۱۶
Saturday, 14 December , 2019
امروز : شنبه, ۲۳ آذر , ۱۳۹۸ - 17 ربيع ثاني 1441
شناسه خبر : 1352
  پرینتخانه » معماران, معماری تاریخ انتشار : 13 فوریه 2013 - 11:44 | 461 بازدید
روزنامۀ «شرق» در شمارۀ امروز، گفت‌وگویی با علی سردارافخمی ، طراح و معمار «تئاترشهر تهران» داشته است.

علی سردارافخمی: «من هیچ‌وقت شاگرد سیحون نبوده‌ام»

سردار‌افخمی درخصوص معماری بنای تئاتر شهر می گوید: «نکتۀ مهم در ساخت این بنا این بود که از همان ابتدا مخالف کاربرد شیشه و تراورتن بودم، به‌دلیل اینکه این مصالح مناسب آب‌وهوا و فضای ایران نیست. یادم می‌آید وقتی برای بار دوم از فرانسه به ایران آمدم و می‌خواستم این بنا را اجرا کنم، دیدم […]

سردار‌افخمی درخصوص معماری بنای تئاتر شهر می گوید: «نکتۀ مهم در ساخت این بنا این بود که از همان ابتدا مخالف کاربرد شیشه و تراورتن بودم، به‌دلیل اینکه این مصالح مناسب آب‌وهوا و فضای ایران نیست. یادم می‌آید وقتی برای بار دوم از فرانسه به ایران آمدم و می‌خواستم این بنا را اجرا کنم، دیدم بسیاری از ساختمان‌های آن زمان تهران که معمارانی چون حیدرعلی غیایی، هوشنگ سیحون و عبدالعزیز فرمانفرمائیان ساخته بودند از تراورتن و شیشه و آهن بود. این مصالح به نظر من بسیار برای ایران نامناسب هستند. این است که به‌شخصه در پروژه‌هایم همیشه به دنبال آجر رفته‌ام».

وی در پاسخ به سؤالی درخصوص ارتباطش با هوشنگ سیحون و نسبتی که رسانه‌ها به وی داده‌اند، می گوید: «اینکه می‌گویند من از سیحون و هرکس دیگری اقتباس کرده‌ام، حرف درستی نیست. آن زمان من دکترا داشتم. رفتم دانشگاه تهران و به عنوان استاد شروع به کار کردم. از اول هم میانۀ من و سیحون خیلی‌خوب نبود. دریافت نسل ما از معماری ایرانی واقع‌بینانه‌تر از دریافت سیحون و هم‌دوره‌ای‌هایش بود که با معماری ارتباطی حسی برقرار کرده بودند. من تعجب کردم که در اینترنت شاگرد سیحون معرفی شده‌ام! همان‌طور که گفتم من سیحون را وقتی به پاریس برگشتم شناختم و هیچ‌وقت شاگرد ایشان نبودم و کارهای ما به هم شباهت ندارد».

سردار افخمی درخصوص طراحی ساختمان فعلی مجلس شورای اسلامی نیز گفت: «بعد از انقلاب از من خواستند که برای اجرای این ساختمان به تهران بیایم؛ چون طرحش را من داده بودم. خواستند که بیایم ولی من با آن شرایط قبول نکردم؛ چون خودم در فرانسه زندگی و کار داشتم و می‌ترسیدم بروم ایران و نتوانم هر موقع که خواستم برگردم. اوایل دهۀ ۷۰ شمسی وزیر جوانی به نام «آخوندی» پیش من در پاریس آمد. او از من خواست که به ایران بیایم. به من گفت: «به شما قول می‌دهم هر وقت خواستید ترتیبی بدهم که به فرانسه برگردید». به هر صورت نرفتم. بعد یک‌دفعه دیگر هم که مجلس جدید را ساخته بودند، سراغم آمدند. نمای مجلس از شیشه بود؛ با این حال می‌ترسیدند شیشه‌اش کنند. یک نفر دیگر از طرف آقای «ناطق نوری» پیشم آمد که پرورش اسب هم می‌کند. آمد و گفت که شما فکر می‌کنید شیشه می‌شود یا نمی‌شود؟ بردمش موزۀ «لوور» و آن هرمی را که «‌ای‌ام‌پی» معمار آمریکایی_چینی ساخته، نشانش دادم. این هرم چند سال بعد از آن طرحی که من داده بودم، ساخته شد. به او گفتم این شیشه است و برقش به چشم کسی نمی‌خورد. اول خواستند نما را کاشی بکنند ولی بعد تراورتن کردند؛ در حالی که من دشمن تراورتن هستم.به کارهای دیگران علاقه داشتم؛ ولی هیچ‌وقت از کارهای دیگران اقتباس نمی‌کردم. طرح یک مسجد را در دست داشتم که قرار بود در تهران اجرا شود و البته مکانش بارها تغییر کرد. با مشکل بودجه مواجه شدیم. «شریف امامی» گفت: «پول ندارم. به شاه بگویید یک فانتوم کمتر بخرند و بدهند به این کار!».

0/5 ( 0 نظر )
| منبع خبر : روزنامه شرق
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.