برنامه آتی نظرگاه
نشست "احیای لاله زار | تعظیم کدام گذشته | چهارشنبه 24 مهرماه ۱۳۹۸ | از ساعت ۱۶
Sunday, 17 November , 2019
امروز : یکشنبه, ۲۶ آبان , ۱۳۹۸ - 20 ربيع أول 1441
شناسه خبر : 4621
  پرینتخانه » اخبار, یادداشت تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۲:۵۶ | 91 بازدید
روایتی از شکل‌گیری یک تحول اجتماعی

تولد ۵۱ سالگی فرانکلین در کمیک استریپ

ژوئیه ۱۹۶۸در ۳۱ ژوئیه ۱۹۶۸، این تصویر کمیک استریپ، انقلابی در آمریکا برپا کرد. اولین حضور فرانکلین آرمسترانگ، کودک سیاه پوست که با شخصیت اصلی داستان دست می­دهد. اتفاقی که در دنیای واقع به هیچ وجه تصور نمی­شد. فرانکلین امسال ۵۱ ساله شد. خلق این شخصیت به واسطه درخواست یک معلم مدرسه از آقای چارلز […]

ژوئیه ۱۹۶۸در ۳۱ ژوئیه ۱۹۶۸، این تصویر کمیک استریپ، انقلابی در آمریکا برپا کرد. اولین حضور فرانکلین آرمسترانگ، کودک سیاه پوست که با شخصیت اصلی داستان دست می­دهد. اتفاقی که در دنیای واقع به هیچ وجه تصور نمی­شد. فرانکلین امسال ۵۱ ساله شد.

خلق این شخصیت به واسطه درخواست یک معلم مدرسه از آقای چارلز م. شولتس حاصل شد. در آن دوران دکتر مارتین لوتر کینگ، در خارج از اتاق هتل ممفیس به ضرب گلوله کشته شده بود و گیلمن می­دانست بچه‌های سیاه پوست و سفید پوست هرگز با یکدیگر ارتباطی دوستانه نداشتند.

این معلم مدرسته (گلیکمن) از شولز پرسید که آیا می تواند شخصیت سیاه را به طنز محبوب خود اضافه کند. این درخواست از دیگر هنرمندان عرصه داستان های مصور نیز شده بود اما ایشان از ترس پر هزینه بودن این کار برای زندگی حرفه‌ای ایشان از این عمل سر باز زدند. چارلز شولز می‌توانست این درخواست را نادیده بگیرد اما او شیفته این ایده شده بود و ریسک این کار را پذیرفت.

گلیکمن ارتباط خود را با شولتز حفظ کرد، و از کودکان سیاه‌پوست خواست برای شولتس بنویسند و برای او توضیح دهند که این کار برای آنها چه معنایی دارد. در داستان چارلی براون با شخصیت جدیدی بنام فرانکلین ملاقات می‌کند. به غیر از رنگ او، فرانکلین فقط یک کودک معمولی بود که دوست داشت به چارلی براون کمک  کند. فرانکلین همچنین خاطرنشان می‌کند که پدرش “در ویتنام” جنگیده. در پایان این داستان، چارلی از فرانکلین دعوت می‌کند که یک روز را باهم بگذرانند تا بتوانند دوستی خود را ادامه دهند. در این داستان هیچ بیانیه‌ای وجود نداشت. فقط یک مکالمه طبیعی بین دو کودک بود که تفاوت‌های آشکار آنها برایشان مهم نبود. و این که پدر فرانکلین در حال جنگ برای این کشور بود نیز نتوانست  عکس‌العمل های بسیار شدیدی که از طرف نژادپرستان ( مخصوصا جنوبی‌های آمریکا ) را خنثی کند. این کمیک استریپ در اخبار ملی نیز مطرح شد. یک سردبیر جنوبی حتی گفت ، ” مهم نیست که شما یک شخصیت سیاه داشته باشید، اما لطفاً آنها را با هم در مدرسه نشان ندهید”.

 

این جنجال به دعوایی بین شولتز و رئیس شرکت توزیع داستان طنزش منتهی می‌شود زیرا  بسیاری از روزنامه‌ها در آن زمان تهدیدکرده بودند که انتشار این داستان مصور را قطع می‌کنند. در پایان شولتز گفت “یا شما داستان مصور من را چاپ می‌کنید فقط به شکلی که من آن را ترسیم می‌کنم یا دیگر طرحی نخواهم زد”.

سرانجام ، فرانکلین یکی از شخصیت ها در کمیک استریپ شد که در کنار شخصیت های سفید پوست نهار می‌خورد و در تیم بیس بال مدرسه بازی می‌کرد.

0/5 ( 0 نظر )
نویسنده : The Jon S. Randal | منبع خبر : شهریار خونساری
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.