تقابل آشنايی ‌زدايی و عادت زدايی در منظر

چکیده: در منظر، آشنایی زدایی، اشتباه رایجی است که توسط طراحان و هنرمندان رخ میدهد و آشنایی را مقابل نو بودن قرار میدهند.

 منظر و مسائل رایج طراحی

سرّ دوام و پايداری ذهنی يك طرح منظر، معماری و يا يك اثر هنری چيست؟

يكی از مسائل رايج در طراحی منظر و معماری اين است كه آيا طرح در نهايت می ‌تواند از نظر ذهنی به‌ يادماندنی و پايدار باشد؟ بسيار پيش آمده كه در طراحی منظر و به صورت كلی در خلق آثار هنری، محصول نهايی شخصيت و كاراكتر مستقلی ندارد. اغلب اوقات طراح و يا هنرمند تصور می ‌كند كه اگر اثرش نو (!؟) و اعجاب ‌انگيز باشد، می تواند در روان مخاطب جای خوش كند.

اما برعكس، عمدتاً اين‌ گونه آثار با وجود استقبال بسيار، پس از مدتی از خاطر مخاطبان پاك می ‌شود. در حقيقت اين يكی از خصلت‌ های پديده «مُد» است: يك اعجاب فانی. از آن سو بسياری از طرح‌ ها نيز در آن سوی طيف قرار می ‌گيرند و بسيار به تعبير سينمايی «تيپ‌» اند. نخستين پاسخ گذرا و احتمالی ممكن است اين باشد كه زمانی يك اثر از فناپذيری فاصله می گيرد كه واجد شخصيت و هويت مستقل باشد. اما به واقع مختصات اين هويت چيست؟ آيا هر چيز اعجاب ‌انگيزی هويتی نو خلق می ‌كند؟

يكي از مفاهيمی كه برای پاسخ به اين پرسش می توان از آن مدد گرفت، واژه لاتين پروتوتايپ1 است. پروتوتايپ ها در حقيقت بيانگر پديده‌ ای هستند كه خصلتی نخستين گونه دارند و قادرند هويتي مستقل و پايدار را توليد كنند. پروتوتایپ از ترکیب دو واژه Proto و Type تشکیل شده است. پروتو2 به معنای چیزی است که در مراحل ابتدایی خود قرار گرفته است3 و چیزهای دیگر مبدأ گسترش خود را از آن می ‌یابند4 . تایپ5 یا نوعِ هر چیز، گروهی است که آن چیز به واسطۀ اشتراک بخصوصی در زمینه کیفیات یا کمیات، در آن قرار می‌ گیرد6.

همان واژه «تيپ» كه پيش تر به آن اشاره شد و در فارسی آن را به صورت كنايه، معادل تكراری و كليشه به كار می بريم. با کنار هم قرار دادن این دو واژه اما، ظاهراً به یک پارادوکس نسبی می ‌رسیم. در حالی که Proto به خصلتی نخستین‌ و نوین‌ گونه از پديده اشاره می ‌کند، تایپ آن‌ را وارد گروهی از اشیا می ‌کند که خصلت ‌هایی مشترک7 را با هم سهیم ‌می ‌شوند.

حال این سؤال مطرح می ‌شود که چطور یک پديده در حالی که خصیصه‌ هایی مشترک با پديده های دیگر را داراست می ‌تواند خود را از مشترکات8 برهاند و خصلتی نخستین‌ گونه بیابد؟ به عبارتی دیگر مرز تبدیل یک پديده به چیزی نوین و در عین حال ماندن در قلمرویی آشنا کجاست؟

تشخیص پروتوتایپ بودن یک پدیده، به نوع تفسیر از آن پدیده و نوع نمایندگی آن پدیده از خصلتی بخصوص باز ‌می ‌گردد. با این تفاسیر آیا آجر یک پروتوتایپ است؟ اگر به فرض، آجری «اندازه» و «وزن»ی را برای آیندۀ نسل جدیدی از آجر‌ها نمایندگی و معرفی کند بله می ‌توان آن را یک پروتوتایپ دانست9.

با بررسی این مثال و پیرو پرسشی که پیرامون مرز تشخص و پروتوتایپ ‌بودگی یک پدیده مطرح شد، می ‌توان فهمید که این آجر به خودیِ خود پیش از نمایندگی خصلت‌ های نوین خود در گروه (Type) آشنای «آجر» قرار می ‌گیرد و با نمایندگی وزن و اندازه ‌ای نوین تکاپوی ویژگی‌ های نخستینش (Proto) را نیز می ‌کند.

بنابراين اين نكته نشان می دهد كه برخلاف تصور، يك پديده جهت ماندگاری بايد پيش از معرفی خصلت های نخستين گونه اش، به شكل قابل توجهی «آشنا» باشد. اشتباه رايجی كه توسط طراحان و هنرمندان رخ می دهد اين است كه «آشنا» يی را نقطه مقابل «نو بودن» قرار می دهند. در حقيقت آن‌ ها به جای «عادت زدايی»، به «آشنايی زدايی» می پردازند.

تقابل آشنايي ‌زدايي و عادت زدايي در منظر
شکل 1: استفانی هود و چارلز هیل بر این باورند که دست‌کم اصیل‌ بودگی شیء را باید در سه قلمرو تعریف کرد. 1-نقشی که شیء در تداوم زندگی ایفا می‌کند(کارکرد) 2- عینیت و احساس حاصله از آن 3- موادی که شئ به واسطۀ آن تجسم می‌یابد(Houd and Hill).

پی نوشت

  1. Prototype
  2. Proto
  3. Collins Dictionary
  4. Oxford Dictionary
  5. Type
  6. Collins Dictionary
  7. Common
  8. Commonality
  9. Houd and Hill

 

منابع

  • Houde, S. & Hill, C. (1997). What do prototypes prototype?. Elsevier Science B.V. 367-380
  • Collins Dictionary Retrieved Fubruary 27, 2020, https://www.collinsdictionary.com/dictionary/english/proto
  • https://www.oxfordlearnersdictionaries.com/us/definition/english/proto?q=proto

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

محمدرضا فروزنده

محمدرضا فروزنده

پژوهشگر دکتری معماری منظر دانشگاه تهران
میزان مطالعه مطلب