برنامه آتی نظرگاه
نشست "تقویت مرکز شهر یا توسعه دانشگاه" | چهارشنبه ۲۹ خرداد ماه ۱۳۹۸ | از ساعت ۱۷
Tuesday, 25 June , 2019
امروز : سه شنبه, ۴ تیر , ۱۳۹۸ - 22 شوال 1440
شناسه خبر : 3721
  پرینتخانه » شهر, منتخب, نقد تاریخ انتشار : ۲۷ فروردین ۱۳۹۸ - ۱۲:۰۰ | 125 بازدید |

معنای بی‌معنایی

كساني كه داعيۀ مديريت شهری دارند يا اصولاً تعريف درست در مورد پديده‌اي به نام شهر ندارند يا به نحوي بسيار ناقص و دور از واقعيت آن را تعريف و معنا مي‌كنند.

بارها در جلسات مهم با حضور اشخاص صاحب‌منصب در امور شهری این نکته جلب توجه کرده است که کسانی که داعیۀ مدیریت شهری و سامان‌دهی فضاهای شهری دارند یا اصولاً تعریف درست و ذهنیتی درخور در مورد پدیده‌ای به نام شهر ندارند یا به نحوی بسیار ناقص و دور  از واقعیت آن را تعریف و معنا می‌کنند. به طور منطقی تعریف یک پدیده، میزانی از کمیت و کیفیت را به ذهن متبادر می‌کند که شخص بتواند آن را منشاء ادراک و قضاوت و پیش‌فرض‌سازی خود قرار دهد.

تصور کنید شهری مثل تهران یا تبریز یا کرج را این گونه تعریف کنند: «هرجایی که بیش از ده هزار نفر جمعیت داشته باشد، شغل اغلب مردم غیرکشاورزی باشد و دارای عنصر یا نهاد شهرداری باشد».

تعاریف و برداشت‌هایی مانند تعریف فوق از شهر، امروزه بخش مهمی از شناخت و دانش مردم و البته بسیاری از مدیران و کارشناسان شهری را تشکیل می‌دهد. اگرچه در صورتی که کسی این تعریف ساده‌اندیشانه را به چالش بکشد، فرد مورد پرسش، معمولاً در ذهن خود تفحصی می‌نماید و با تلاش زیاد سعی می‌کند عبارات، صفات و جملات دیگری را هم به سه‌گانۀ فوق اضافه کند. در یک فرایند خلاق ذهنی حتی می‌توان مباحث فلسفی، دانش اجتماعی و اقتصادی را هم به میان آورد. ولی حقیقت بسیار تلخ این است که نظر مسلط و غالب دربارۀ شهر همان سه صفت فوق‌الاشاره است.

حال فکر کنیم که کسی یا کسانی با چنین تعریفی مأموریت یابند که براساس همین تعاریف، به «شهرسازی» مشغول شوند و آن را مدیریت کنند، آن هم برای شهرنشینانی که خود، ادراک جامع‌تر و کامل‌تری از این موضوع ندارند!

شهر

ما اغلب اسیر این تعریف نابخردانه از شهر هستیم و این امر شهر را در موقعیتی قرار می‌دهد که تا قعر ادراک عمومی از آن (شهر) سقوط ‌کند. در اینجا ما با شهر تنزل داده شده، حقیر، بی‌مقدار و بی‌ارزش روبه‌رو هستیم چون، خواسته یا ناخواسته، خود ما چنین خواسته‌ایم. هر امری در جهان ذهنی، عینیت یافته، چنین خاصیتی را به همراه دارد. مصادیق بسیاری از این مدعا قابل ارائه است.

در گذشته با شهر و مفهوم آن بسیار طبیعی‌تر برخورد شده است. زیرا شهر نمود و تعین ارزش‌های ناگفتۀ ارگانیک و طبیعی‌ای بوده که اکثریت جامعه دربارۀ آن متفق‌القول بوده‌اند. با اینکه شهر مدرن در غرب کمتر به‌ لحاظ معنایی، به آشفتگی و آشوبناکی مطلق رسیده است؛ ولی در کشورهایی مثل ایران که بر پایۀ آخرین مدها و مدل‌های موجود جهانی، یک شبه مدعی مدرنیزم شدند، به علت بی‌مایه‌گی و بی‌ریشگی تفکر مدرن، بی‌معنایی به‌شکلی بسیار عمیق و ریشه‌دار رواج پیدا کرد.

«شهر» در کشور ما، امروز از یک بی‌معنایی بسیار حاد و مزمن رنج می‌برد. گذشت سال‌ها باعث شده است که این بی‌معنایی همه‌گیر و عادی شود. اگر الان دربارۀ معنای شهر از مردم طرح‌پرسش شود بعید است کسی پاسخ قابل‌قبولی در تعریف مفهوم آن، سراغ داشته باشد. انسان از طریق معنا و معنابخشی با جهان بیرون از خود مرتبط می‌شود. معنا عامل اصلی شکل گرفتنِ «پیش فرض‌ها» است و پیش‌فرض‌ها زمینه‌ساز و موتور محرک رویکردها و رفتارهاست. معنای مشترک یا نسبتاً مشترک بین جناح‌های مختلف می‌تواند منجر به شکل‌گیری پیش‌فرض‌ها، رویکردها و رفتارهای نسبتاً مشترک در جامعه شود. به این ترتیب معنای مشترک به معنی فضای واقعی، کامل و انسانی است و اوج موفقیت جامعه در آفرینش محیط زیست مطلوب است.

در حال حاضر، در ایران، جناح‌های مختلف اعم از شهرنشینان، مدیران شهری، متخصصان و سرمایه‌گذاران هریک معانی خاص و منطبق با نظر  و منافع خود را دارند و همان را تعقیب می‌کنند. به همین علت شهرهای امروز ما دچار چندمعنایی، پر معنایی و در واقع بی‌معنایی شده‌اند. زیرا تعدد معنا، به چندپارچگی ماهیتی شهرها منجر شده است. امری که ما را، هم از شهرهای گذشتۀ خودمان دور کرده است و هم باعث شده شهرهایمان شباهتی به شهرهای مدرن که برآمده از نظم، عقلانیت و همگرایی علمی هستند، نداشته باشند.

نویسنده : ناصر براتی | منبع خبر : کانال تلگرامی نقد نظر
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.