برنامه آتی نظرگاه
نشست "احیای لاله زار | تعظیم کدام گذشته | چهارشنبه 24 مهرماه ۱۳۹۸ | از ساعت ۱۶
Saturday, 16 November , 2019
امروز : شنبه, ۲۵ آبان , ۱۳۹۸ - 19 ربيع أول 1441
شناسه خبر : 4876
  پرینتخانه » برنامه ریزی و مدیریت شهر, شهر, منتخب, یادداشت تاریخ انتشار : ۱۲ آبان ۱۳۹۸ - ۲۳:۳۰ | 50 بازدید
تلاش برای کاهشِ آثار سوء انحراف از مفاد طرح‏های شهری

دغدغۀ ماندن در قدرت، عامل تحلیل ‏رفتگی نهاد طرح جامع

تلاش برای احیای نهاد طرح جامع و به تصویب قانونی‌رساندن آن هم‌زمان با بررسی طرح‏های توسعه شهری تهران، در پیِ کاهشِ آثار سوء انحراف از مفاد طرح‏های شهری است.

تلاش برای احیای نهاد طرح جامع و به تصویب قانونی‌رساندن آن هم‌زمان با بررسی طرح‏های توسعه شهری تهران، در پیِ کاهشِ آثار سوء انحراف از مفاد طرح‏های جامع و تفصیلی است. چراکه از زمان انحلال نهاد طرح جامع، عمدۀ تصمیم ‏گیری‏ها و تصمیم‏ سازی‏ها در مناطق و کمیسیون مادۀ ۵ مغایر با طرح‌های توسعۀ شهری و با اعمال سلیقه و عدم تأمین کل‌نگری لازم برای شهر، در شرایطی غیرشفاف انجام می‌شد.

آنچه اکنون در جریان دوم نهاد طرح جامع با هدف پایش، شفاف‌سازی و توزیعِ مجددِ قدرت اهمیت دارد توجه به رابطۀ بین حرفه‏ مندان، دیده‏ بان‏های مردمی و مدیریت شهری است. چراکه مشارکت جامعۀ مدنی در تدوین طرح جامع از ابتدا بسیار کم‌رنگ بوده و عملاً در چارچوبی «صنف‏گرا و طرد‌گرا» تدوین شده است. ازاین‌رو تنها پایش چنین طرح جامعی نیز کفایت نخواهد کرد. درواقع آنچه موجب تحلیل‌رفتگی برآیند اضلاع این نهاد (یعنی وزارت راه و شهرسازی، شهرداری و شورای شهر) شده تداوم رویکردی از بالا به پایین و متکی بر کانون‌های قدرت است. یعنی همچنان طرد‌گرا به توسعه می‌اندیشد و فاقد دیدگاه انتقادی و جذب از پایین به بالا (جذب‌گرا) است.

این در حالی است که بروز رفتار مدنی با پاسخ‏گوبودن صاحبان قدرت درهم‌تنیده است. در رویکرد «طردگرا»، به بخش کوچکی از جامعه که اتصال بیشتری به کانون‏های قدرت دارند (مثلاً اصناف و ساختارهای بالادست) سخاوتمندانه پاسخ و سهمی از قدرت ارائه می‌شود. این دایره سخاوت و دامنۀ شمول تنها تا جایی گسترده می‏شود که ماندن در قدرت را تضمین کند. یعنی رقابتی بین نخبگان و صاحبان قدرت وجه غالب است و بسیج مردمی بسیار کم‌رنگ باقی می‌ماند. این دایره تنگ از قدرت به برنامه‌های توسعه شهری ماهیتی طردگرا خواهد داد.

در چنین شرایطی و در صورت غفلت، رویکرد‌هایِ جریان دومِ نهاد نیز بوروکراتیک و اقدامات، متمرکز بر سطوح عملیاتی پی گرفته می‌شوند و نه راهبردی. تصمیمات و پایش در چنین چارچوبی می‌کوشد از طبقه کوچک حرفه‌ای موردپسندش، کادرهای وفادار بسازد و به بسیج مردمی و دیده‌بان‌های مردمی تکیه‌ای ندارد. چراکه توزیع قدرت با رویکردی طرد‌گرا و حلقه‏ای بسته –حداقل در کوتاه‌مدت- بسیار آسان‌تر و با حاشیۀ امن است. درحالی‌که توزیع قدرت با رویکردی جذب‏گرا و بازکردن حلقۀ شمول افراد برای سهیم‌شدن در قدرت بسیار سخت و تهدیدی برای قدرت می‌تواند باشد. بنابراین برای هر ضلعی که دغدغۀ آن نه مشارکت مردم و تشکیل جامعۀ مدنی بلکه دغدغۀ ماندن در قدرت باشد، ترکِ رویکرد طردگرا ممکن نیست. هرچند آن‌ها در هنگامِ خارج‌بودن از دایرۀ قدرت، مروج رویکردهای جذب‏گرا بوده باشند.

آنان که اکنون دست بالا را دارند با دغدغۀ ماندن در قدرت مواجه هستند چراکه در فضایی حرکت می‏کنند که تمرکز قدرت و ثروت در دست بخش محدودی است. ازاین‌روست که باید بین اصلاحات و اصلاح‌طلبی تفاوت قائل شد. اولی تنها در هنگامِ خارج از دایره قدرت بودن طالب اصلاحات است ولی دومی همیشه اصلاحات را دغدغه خود می‌داند. اگر دغدغه بسیج مردمی و توزیع جذب‌گرای قدرت -که پس از انقلاب اسلامی در بالاترین اولویت است- در اضلاعِ نهاد طرح جامع نشت نکرده باشد نتیجه این خواهد بود که فقط با ادبیات مشارکت سخن گفته می‌شود ولی مشی مشارکتی وجود ندارد.

ماندن در قدرت، هرگونه شنیده‌شدن و متحدشدن را از خرده‌صداها می‏گیرد. از همین روست که با شروط متعدد از بحث، نقد و گفت‏و‏گو و پاسخ‏گویی در فضایی غیر از فضای کنترل‌شدۀ موردنظرِ خود می‌گریزند. بهانه‌تراشی‌هایی که هرگز نمی‏تواند روی علت اصلی _که همان نخواستن و ارادۀ جدی نداشتن برای شنیدن خرده‌صداهاست_ سرپوش بگذارد. در مقابل، در رویکرد «جذب‌گرا» باید فرصت به افرادی داده شود که مردم آن‌ها را به عنوان افراد امتحان‌پس‏داده نمی‏شناسند و می‌توانند با ادبیات جدید جریان جدید ایجاد کنند. چنین رویکردی تنها در جریانی با فاصله از جریان موجود ممکن است. شواری شهر می‌تواند اصلاحات را قاطعانه پیگیری کند و با اتکا بر دیده‌بان‌ها و بسیج مردمی، به شرط رهاکردن دغدغۀ ماندن در قدرت، حلقۀ محدود تصمیم‏سازی را از کار بیندازد. به این معنی که اتخاذ رویکردِ «صنف‌گرا و طردگرا» به تدوین و پایش طرح‌های توسعۀ شهری را با چشم‏اندازی از رویکردی «جذب‌گرا» نقد کند.

0/5 ( 0 نظر )
نویسنده : سید امیر هاشمی‌زادگان | منبع خبر : نظرآنلاین
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۱
  1. امیر شفیعی :
    ۱۳ آبان ۹۸

    ای پرسش وجود دارد برای بکارگیری از نیروی مردم و ایجاد مشارکت مردمی در فرآیند برنامه‌ریزی و تصمیم گیری چه نیازی به ایجاد یک سازمان است؟ آیا سازوکارها برای سازمانهای موجود (معاونت شهرسازی شهرداری، خود شورای شهر و وزارتخانه) نمیتواند تغییر کند؟

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.