برنامه آتی نظرگاه
نشست "در مرکز تهزان چه باید کرد؟ | رسالت میراث فرهنگی | سه شنبه ۱ مردادماه ۱۳۹۸ | از ساعت ۱۶
Monday, 19 August , 2019
امروز : دوشنبه, ۲۸ مرداد , ۱۳۹۸ - 18 ذو الحجة 1440
شناسه خبر : 1368
  پرینتخانه » مطالعات هنر, نقد هنر, هنر باستان تاریخ انتشار : ۱۱ دی ۱۳۹۱ - ۱۵:۰۹ | 324 بازدید

جایگاه هنر اسلامی در جامعۀ نوین

هنر اسلامی اشیاء را با اصول جهانی خویش مرتبط می‌سازد. هرچیز به میزانی که صفتی الهی را متجلی می‌سازد، از کمال و زیبایی بهره می‌برد. پس نمی‌توان کمال را در چیزی جست‌و‌جو کرد، مگر آن‌که قابلیت آیینه‌گی صفات خدا را داشته باشد. هنر بصری اسلامی بازتاب بصری کلام وحی است و از حقیقت و جوهر […]

هنر اسلامی اشیاء را با اصول جهانی خویش مرتبط می‌سازد. هرچیز به میزانی که صفتی الهی را متجلی می‌سازد، از کمال و زیبایی بهره می‌برد. پس نمی‌توان کمال را در چیزی جست‌و‌جو کرد، مگر آن‌که قابلیت آیینه‌گی صفات خدا را داشته باشد. هنر بصری اسلامی بازتاب بصری کلام وحی است و از حقیقت و جوهر بی‌شکل آن (قرآن) نشأت می‌گیرد. هنر اسلامی در اصل از توحید، یعنی از تسلیم در برابر یگانگی خدا و شهود آن حاصل می‌شود. جوهر توحید در ورای کلمات قرار دارد و خود را در قرآن به واسطۀ بارقه‌های ناگهانی و منقطع متجلی می‌سازد. این بارقه‌ها در ساحت تخیل بصری در صور بلورین تبلور می‌یابد و این صور هستند که به نوبۀ خود، جوهر هنر اسلامی را پدید می‌آورند.

سلب، ایجاب، کثرت در وحدت و وحدت در کثرت از نمودهای تقابل روح و ماده در هنر دوران اسلامی است. لازم به یادآوری است به هنرهایی که دوران اسلامی به شکوفایی و بلوغ رسیده‌اند، لفظ هنر اسلامی اطلاق می‌شود. بورکهارت به نوعی این نکته را مورد اشاره قرار داده و نوشته است: «دربارۀ شکل‌گیری هنر اسلامی از عناصر پیشین بیزانتین، ایرانی هندومغولی مطالب بسیار نوشته‌اند، اما به ماهیت نیرویی که این عناصر مختلف را در ترکیبی بی‌نظیر متشکل ساخت کم‌تر اشاره شده است. یگانگی بیش‌از‌اندازه آشکار و بدیهی می‌نماید. اثر هنری مورد نظر، چه مسجد قرطبه باشد و چه مدرسۀ بزرگ سمرقند، چه مزار قدیسی در مراکش باشد و چه مقبرۀ زاهدان در ترکستان چین، گویی نوری واحد از ورای آن متجلّی می‌شود».

شریعت اسلام صور و سبک‌های خاصی از هنر را تجویز نمی‌کند، بلکه قلمروهای تجلیات هنر را معین می‌سازد. ما آنچه راکه در ذات هنر اسلامی نهفته است «شهود عقلی» می‌نامیم و مرادمان از عقل، معنای اصلی آن یعنی قوه‌ای است که از تعقل واستدلال بس فراگیر تر ومتضمن شهود حقایق ازلی و جاودانه است. این همان معنای عقل در سنت اسلامی است که ایمان جز در پرتوی اشراق آن به کمال نمی‌رسد وتنها اوست که نمی‌تواند آثار و نتایج توحید، یعنی اصل یگانگی خداوند را دریابد و بس. هنر اسلامی نیز به نحوی مشابه، زیبایی، را از حکمت اخذ می‌کند. هنری قدسی همچون هنر اسلامی همواره واجد عنصری است که ورای زمان جای دارد. برخی اشکال و صور، به واسطۀ معنای جاودانۀ خود، به رغم همۀ تحولات روانی و مادی دوران خویش باقی مانده‌اند و سنت دقیقاً به همین معناست. از منظر اسلام،‌ زیبایی ذاتاً تجلّی حقیقت کلی و جهانی است» (۱).

این نگرش می‌تواند علت گرایش نقوش و رنگ‌ها و اشکال تجسمی را به نمادپردازی در هنر اسلامی با نظم و ریاضیات و تناسب خاص خود، توجیه کند؛ زیرا حقیقت کلی و جهانی خصلتی شکل‌ناپذیر در «بازنمایی» دارد و فراتر از هرشکل و محدودیتی است که هر تصویر و کلامی را شامل می‌شود. تنها صورت‌های نمادین به مدلول خویش (حقیقت کلی و جهانی و زیبایی ذاتی آن حقیقت) دلالت کنند. شایان ذکر است که نسبیت‌گرایی جدید و علوم تحصّلی و پوزیتیویسم در مدرنیه، هرحقیقت مطلق وکلی و جهانی و ثابت و ازلی و ابدی را نفی می‌کند. در نتیجه، این نفی، مبانی نظری هنر به معنای قدسی و سنتی و دینی و اسلامی نیز مورد انکار قرارگرفته، ‌غیر واقعی وموهوم پنداشته می‌شود.

کتابنامه:
۱. رک: تیتوس بورکهارت، «ارزش‌های جاودان در هنر اسلامی»، در جاودانگی و هنر(مجموعۀ مقالات)، ترجمۀ سید محمد آوینی (تهران: انتشارات برگ، ۱۳۷۰)، صص ۲۷ـ۱۲٫ همچنین ترجمۀ دیگری از این مقاله از سید حسین نصر، مبانی هنر معنوی(مجموعه مقالات) (تهران: حوزه ی هنری، ۱۳۷۲،صص ۷۷ـ۶۵).

نویسنده: علیرضا نوروزی‌طلب، دکترای پژوهش‌هنر، استادیار گروه مطالعات عالی هنر دانشگاه تهران.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.